کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 058 - 99/09/03

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 058 - 99/09/03

رسول خدا (ص) در حدیثی در نهج الفصاحة در ضمن نُه جمله، آفات صفات اخلاقی را بیان کرده است و می توان نام این حدیث را «حدیث الآفات» گذاشت.

بحث اخلاقی:

رسول خدا (ص) در حدیثی در نهج الفصاحة در ضمن نُه جمله، آفات صفات اخلاقی را بیان کرده است و می توان نام این حدیث را «حدیث الآفات» گذاشت.

آفة الشّجاعة البغى و آفة الحسب الافتخار و آفة السّماحة المنّ و آفة الجمال الخيلاء و آفة الحديث الكذب و آفة العلم النّسيان و آفة الحلم السّفه و آفة الجود السّرف و آفة الدّين الهوى.[1]

    1. آفت شجاعت این است که انسان به دیگری ظلم کند.

    2. کسی که شخصیت خانوادگی دارد و دارای حسب و نسب خوبی است آفتش به این است که به این حسب افتخار کند.

    3. آفت بخشش، منت گذارن است. منت گذاشتن بخشش را کالعدم می کند.

    4. دیگر اینکه کسی دارای جمال و زیبایی است ولی مبتلا به خودپسندی می شود.

    5. همچنین آفت حدیث، کذب است. اگر انسان در حدیثی دروغ اضافه کند او دیگر محدث خوبی نخواهد بود.

    6. آفت علم هم به نسیان و فراموشی است. یعنی انسان باید کاری کند که اگر عالم به چیزی شد آن فراموش نکند به این گونه که یا آن را یادداشت کند و یا تکرار نماید و به هر حال آن را از دست ندهد.

    7. آفت حلم و بردباری به این است که کارهای سفیهانه ای را انجام دهد.

    8. آفت جود و بخشش به اسراف است. کسی که اسراف کند جود و بخشش خود را از بین می برد.

    9. آفت دین نیز پیروی از هوای نفس است.

شرح این حدیث قطعا به اندازه ی یک کتاب بالغ می شود زیرا هم صفات اخلاقی را بیان می کند و هم صفات رذیله ای که آن ها را از بین می برند.

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت اصرار در انجام منکر و ترک معروف

موضوع اخص: لزوم توبه بعد از ترک منکر

به مسأله ی پنجم از مسائل امر به معروف و نهی از منکر رسیده ایم. خلاصه ی این مسأله این است که اگر کسی را نهی از منکر کردیم آیا علاوه بر آن باید او را امر به توبه نیز بکنیم یا نه.

امام قدس سره می فرماید:

مسألة 5 - من الواجبات التوبة من الذنب، فلو ارتكب حراما أو ترك واجبا تجب التوبة فورا، ومع عدم ظهورها منه وجب أمره بها، وكذا لو شك في توبته، وهذا غير الأمر والنهي بالنسبة إلى سائر المعاصي فلو شك في كونه مصرا أو علم بعدمه لا يجب الانكار بالنسبة إلى تلك المعصية، لكن يجب بالنسبة إلى ترك التوبة.[2]

متأسفانه فقهاء هنگام این بحث، مسأله ی امر به توبه را مطرح نمی کنند (و البته ما دو وجه برای عدم ذکر توبه در کلمات آنها پیدا کرده ایم.)

در اینجا مناسب می بینیم که بحث اجمالی در مورد توبه داشته باشیم فنقول:

توبه به ادله ی اربعه واجب است:

دلالت آیات:

﴿وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[3] در این آیه امر به توبه شده که دلالت بر وجوب دارد.

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً﴾[4] در تفسیر نمونه نیز گفته ایم که مراد از «نصوح» توبه ی خالص است نه اینکه این واژه نام کسی باشد که توبه ی مخصوصی کرده بود که ما امر شده باشیم همانند او توبه کنیم.

﴿إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى‌ اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ﴾[5]

دلالت روایات: از طرق خاصه و عامه در این مورد بسیار زیاد است و در حد تواتر می باشد و مرحوم کلینی این روایات را در کتاب مستقلی مطرح کرده است:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قَالَ يَتُوبُ الْعَبْدُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ.[6]

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَيْلِ‌ سَأَلْتُ عَنْهَا (توبه ی نصوح) أَبَا الْحَسَنِ ع فَقَالَ يَتُوبُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى الْمُفَتَّنُونَ التَّوَّابُون‌.[7]

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْطَى التَّائِبِينَ ثَلَاثَ خِصَالٍ لَوْ أَعْطَى خَصْلَةً مِنْهَا جَمِيعَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَنَجَوْا بِهَا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ‌ فَمَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ لَمْ يُعَذِّبْه‌...ُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌... ً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ‌ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً[8]

این روایت طولانی است و خداوند اوصافی را برای توبه کنندگان در نظر گرفته که کم نظیر است.

در صحیح بخاری نیز آمده است: عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَالآخَرُ عَنْ نَفْسِهِ، قَالَ: إِنَّ المُؤْمِنَ يَرَى ذُنُوبَهُ كَأَنَّهُ قَاعِدٌ تَحْتَ جَبَلٍ يَخَافُ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهِ، وَإِنَّ الفَاجِرَ يَرَى ذُنُوبَهُ كَذُبَابٍ مَرَّ عَلَى أَنْفِهِ (یعنی نسبت به آن بی تفاوت است).[9]

دلیل اجماع:

در کتاب کشف المراد آمده است: و هی واجبة بالاجماع.[10]

حتی می توان ادعا کرد که وجوب توبه از ضروریات دین به شمار آید.

دلیل عقل:

عقل می گوید وقتی انسان با حکم مولی مخالفت کرد باید پشیمان شود و الا رسم عبودیت را به جا نیاورده است عبودیت لازمه اش اطاعت است و لازمه اطاعت این است که اگر کسی گناهی کرد از آن پشیمان باشد. همچنین با عدم توبه احتمال عقاب وجود دارد و دفع ضرر عقلایی واجب است.

توبه در واقع جبرانی برای هتک حرمت مولی محسوب می شود.

اما حقیقت توبه:

حقیقت توبه ندامت و پشیمانی است. «تابَ» در لغت به مانع رجوع و پشیمانی است. این پشیمانی آثاری دارد و یکی از آثار آن عزم بر ترک در آینده است.

از دیگر لوازم توبه، ادای حقوق الناس است اگر کسی حقوق مردم را ضایع کرده و پشیمان است باید آن حقوق را بر گرداند.

اگر کسی واقعا پشیمان باشد ولی در عین حال می داند که اگر موقعیت برایش فراهم شود مرتکب می شود او - همان گونه که در روایات آمده است - خود را مسخره می کند.

از دیگر لوازم توبه، ادای حقوق الله است یعنی اگر روزه و نمازی بر گردن دارد آنها را قضا کند.

بعضی گفته اند که استغفار لسانی نیز لازمه ی ندامت است ولی این مسأله مورد بحث است و لزوم آن برای ما ثابت نشده است. استغفار لفظی گاه علامت ندامت است و گاه نیست.

مخفی نماند که لازمه ی ندامت در همه جا این نیست که ندامت را اظهار کند ولی در بعضی موارد باید آن را اظهار کرد.

در حدیث مشهوری از امیر مؤمنان علی علیه السلام آمده است که حضرت مشاهده فرمود کسی مشغول استغفار کردن است و بعد حضرت شش معنا برای استغفار بیان فرمود: ثَكِلَتْكَ‌ أُمُّكَ‌ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ إِنَّ لِلِاسْتِغْفَارِ دَرَجَةَ الْعِلِّيِّينَ] الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ‌ أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ‌ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه‌[11]

ان شاء الله در جلسه ی آینده مسأله ی پنج را شرح خواهیم داد.

 


پی نوشت:
                       
    
تاریخ انتشار: « 1399/09/02 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1587