کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 061 - 99/09/10

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 061 - 99/09/10

رسول خدا (ص) در نهج الفصاحة می فرماید: «إذا دخل‌ الضّيف‌ على القوم دخل برزقه و إذا خرج خرج بمغفرة ذنوبهم»

بحث اخلاقی:

رسول خدا (ص) در نهج الفصاحة می فرماید: «إذا دخل‌ الضّيف‌ على القوم دخل برزقه و إذا خرج خرج بمغفرة ذنوبهم».[1]

این حدیث، حدیث معروفی است و آن اینکه هنگامی که مهمان وارد وارد بر جمعیتی می شود روزی خود را همراه خود می آورد (بنا بر این نباید برای روزیِ مهمان غصه خورد) و وقتی خارج می شود گناهان آنها را با آمرزش همراه خود می برد.

فرهنگ اجتماعی اسلام به راستی عجیب است و با فرهنگ غرب مغایرت بسیار دارد. روایات متعددی در مورد مهمان وارد شده است و حتی در آنها به نکات ریز هم اشاره شده از جمله اینکه وقتی مهمان وارد می شود به او کمک کنید اثاث خود را وارد منزل نماید و وقتی خارج می شود او را کمک نکنید و بگذارید اثاثش را خودش ببرد. این برای آن است که نشان دهد شما مشتاق ماندن او هستید و نمی خواهید از منزل شما بیرون برود.

همچنین در روایات مربوط به پدر و مادر و فرزندان که همه مربوط به مسائل اجتماعی است توصیه های بسیاری وجود دارد. این در حالی است که در فرهنگ غرب چنین نیست. مسألۀ مهمانی تقرییا در آنها مطرح نمی باشد مثلا شما با دوستتان به رستوران می روید ولی هر کس سهم خود را حساب می کند حتی اگر دوستان صمیمی باشند. همچنین پدر و مادر وقتی پا به سن می گذارند آنها را از منزل بیرون کرده به خانۀ سالمندان می فرستند. پدر و مادر هم وقتی می بینند کودکشان می تواند مستقلا زندگی کند عقیده دارند که او باید خودش کار کند و آب و نان خود را تأمین نماید.

حتی مثلا کسی می خواهد خودکشی کند دیگران هم مشاهده می کنند ولی مسئولیتی در قبال آن ندارند.

در اسلام، جامعه به صورت واحد است ولی در غرب، جامعه به شکل پراکنده است و هر کس جامعۀ مستقلی برای خودش دارد و با هم اتحاد ندارند. در آنجا کمک به فقیر، امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن وجود ندارد.

واقعا عجیب است که در جامعۀ جاهلی قبل از اسلام در میان عرب، پیامبری آمد که تا این حد آنها را با موازین اخلاقی آشنا کرده است. البته عرب ها در آن زمان تا حدی مسائل عاطفی و فرهنگی را رعایت می کردند.

بحث فقهی:

موضوع: عجز از اصرار بر گناه/ شرطیت اصرار در انجام منکر و ترک معروف/ امر به معروف و نهی از منکر

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت اصرار در انجام منکر و ترک معروف

موضوع اخص: عجز از اصرار بر گناه

مسألة 9 - لو كان عاجزا عن ارتكاب حرام وكان عازما عليه لو صار قادرا فلو علم ولو بطريق معتبر حصول القدرة له فالظاهر وجوب إنكاره، وإلا فلا إلا على عزمه على القول بحرمته.[2]

بحث در این است که اگر کسی عاجز از ارتکاب حرام است و خود نیز از عجز خود خبر دارد و می داند که مثلا به مشروبات الکلی دسترسی ندارد ولی عزم دارد که اگر به شراب دسترسی پیدا کرد آن را مصرف کند، در اینجا اگر بدانیم او به شراب دسترسی پیدا خواهد کرد (هرچند خودش تصور می کند که به شراب دست نمی یابد) نهی از منکر بر ما واجب است و این از باب لزوم پیشگیری است ولی اگر واقعا عاجز باشد و علم به قدرت او در آینده نداریم در اینجا اگر عزم بر حرام را حرام دانستیم باید او را نهی از منکر کنیم و الا نه.

نقول: همان گونه که در سابق نیز بیان کردیم، نسبت به امور مستقبله علاوه بر علم و دلیل معتبر، ظن معتبر هم جانشین علم می شود زیرا انسان نسبت به امور مستقبله کمتر علم پیدا می کند و سیرۀ عقلاء و روایات متعدده هم دلالت بر این دارد.

تکرار می کنیم: همچنان برای ما مشخص نشده است که منظور امام قدس سره از «طریق معتبر» چیست. اگر اماره و بینه باشد می دانیم نسبت به امور مستقبله حجت نیست زیرا بینه که همان شهادت عدلین است نسبت به آینده نمی تواند از روی حس باشد؛ مثلا چگونه اماره و بینه می تواند قائم شود که فردا شراب فروشی باز می شود.

مسألة 10 - لو اعتقد العجز عن الاستمرار وكان قادرا واقعا وعلم بارتكابه مع علمه بقدرته فإن علم بزوال اعتقاده فالظاهر وجوب الانكار بنحو لا يعلمه بخطأه، وإلا فلا يجب.[3]

این مسأله نیز نظیر مسائل سابق و در این مورد می باشد که کسی می داند فردا نمی تواند به مشروب دسترسی داشته باشد مثلا فردا تعطیل است و یا حکومت استعمال آن را منع کرده است ولی ما می دانیم که او می تواند به سراغ مشروب برود و اگر دست یابد آن را مصرف می کند.

این خود دو حالت دارد:

یک حالت این است که او هرچند الآن علم به قدرت ندارد ولی فردا عالم به قدرت می شود و می داند که می تواند به شراب دسترسی یابد مثلا مشاهده می کند که شراب فروشی باز است و در این صورت مشروب را نیز مصرف می کند. در اینجا نهی از منکر واجب است زیرا شرایط نهی از منکر و موضوع آن حاصل است.

حالت دوم این است که نمی دانیم فردا عالم به قدرت می شود یا نه. در اینجا نهی از منکر واجب نیست زیرا از باب شبهۀ مصداقیۀ عمومات است و برائت جاری می شود.

نکته: البته بحث در شک است یعنی شک داریم او عالم به قدرت می شود یا نه و الا اگر ظن داشته باشیم نهی از منکر واجب است.

دیگر اینکه نباید نهی از منکر ما موجب شود که او پی ببرد که نکند واقعا خبری باشد و دسترسی به شراب امکان پذیر باشد که اگر چنین ظنی در او پدید آید نباید او را نهی از منکر کرد زیرا نهی از منکر در اینجا نوعی اعانت بر اثم محسوب می شود. در این صورت می توان با بیانی خاص او را نهی از منکر کرد مثلا بگوییم: انسان مؤمن نباید شراب مصرف کند و مانند آن تا با خبر نشود که دسترسی به شراب امکان پذیر است.

در اینجا بعضی از شارحین قائلند که اگر شک کنیم استصحاب عدم اعتقاد می کنیم یعنی می گوییم او اعتقاد به عدم قدرت داشته و این تا فردا باقی می ماند. این از باب استصحاب در امور مستقبله است.

نقول: اینجا جای استصحاب نیست زیرا شک داریم که عدم اعتقاد او به قدرت بر دسترسی بر شراب تبدیل به اعتقاد می شود یا نه. همین مقدار برای اجرای برائت کافی است.

مثلا اگر شک داشته باشیم که یک شیء نجس است یا نه و حالت سابقۀ آن طهارت است. در اینجا جای استصحاب نیست بلکه از باب شک در طهارت است و قاعدۀ «کل شیء طاهر حتی تعلم انه قذر»[4] جاری می شود.

بله استصحاب در جایی بر طهارت حاکم است که با قاعدۀ طهارت معارض باشد ولی در اینجا که موافق است احتیاجی به استصحاب نداریم. در این گونه موارد، صرف شک، موضوع حکم است و حکم طهارت جاری می شود نه استصحاب.

نکتۀ دیگری را نیز اضافه می کنیم و آنکه هرچند نهی از منکر موجب شود که فاعلِ منکر متنبه شود که دسترسی به شراب ممکن است ولی در عین حال، می دانیم نهی از منکر مؤثر واقع می شود، در اینجا نهی از منکر اشکالی ندارد و چون اثمی محقق نمی شود اعانت بر اثم هم محسوب نمی شود. بنا بر این اطلاق کلام امام قدس سره صحیح نیست بلکه مقید است به صورتی که نهی از منکر در او مؤثر واقع نشود و او هم متنبه شود که شرابی وجود دارد و شراب را مصرف کند.


 

پی نوشت:
                       
    
تاریخ انتشار: « 1399/09/09 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 5181