کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 078 - 99/10/29

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 078 - 99/10/29

بحث در ذیل مسأله ی پانزدهم است که به مناسبت به مسأله ای پرداختیم که کمتر به سراغ آن رفته اند و آن اینکه داخل شدن در مؤسساتی که از طرف دولت های جور وجود دارد چه حکمی دارد

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت عدم مفسده در انجام منکر و ترک معروف

موضوع اخص: تصدی امور در دولت جائر

بحث در ذیل مسأله ی پانزدهم است که به مناسبت به مسأله ای پرداختیم که کمتر به سراغ آن رفته اند و آن اینکه داخل شدن در مؤسساتی که از طرف دولت های جور وجود دارد چه حکمی دارد.

اگر بگوییم رفتن در این مؤسسات جایز نیست معنای آن این است که معلمینی که در مدارس تدریس می کنند و دبیران و اساتید دبیرستان ها و دانشگاه ها و مسئولینی که در ادارات آب و برق و گاز و مراکز قضائیه و لشکرها و مانند آن مشغول هستند همه دارای مشکل باشد. عدم ورود به این پست ها موجب می شود که اداره ی جامعه با مشکل جدی مواجه شود و حتی قدرت دفاعی کشور ضعیف شود.

از طرفی مشاهده می کنیم که افراد صالح و متدینی وارد این مؤسسات می شدند.

ما در جلسه ی گذشته روایاتی که ورود در این مؤسسات را حرام می داند و روایات مجوزه و حتی روایاتی که تشویق بر انجام این کار می کرد را ذکر کردیم.

در اینجا برای جواز حضور در این مناصب دلیل هایی را می توان اقامه کرد:

دلیل اول: نظم جامعه بدون این کار بر هم می خورد. اگر کسی در مدارس تدریس نکند و کسی در ادارات آب و برق و تلفن و سایر موارد حضور نیابد، این موجب اختلال نظام می شود. زیرا نه وسائل نقلیه ای به حرکت می درآید و نه قضاوت عادلانه ای انجام می شود و نه کشور قدرت دفاعی مناسبی دارد.

روایات ناهیه شاید مربوط به مؤسسات محدود بوده باشد نه اینکه تمامی مؤسسات مردمی تعطیل شوند.

حتی اگر تصدی این امور یک نوع معاونت ظلمه باشد از باب اهم و مهم باید این امور را عهده دار شد.

به هر حال عقل در اینجا می گوید که شارع مقدس طرفدار حفظ نظام است. در بعضی از کلمات امیر مؤمنان ع است آمده است که اگر حاکم ظالمی روی کار باشد بهتر از این است که حاکمی روی کار نباشد و در نتیجه نظام جامعه مختل شود.

دلیل دوم: با عدم تصدی، عده ی زیادی به عسر و حرج می افتند. نمی شود که تمامی معلم ها و متصدیان آب و برق و غیره بی کار شوند و این موجب عسر و حرج در جامعه می شود. بنا بر این برای رفع عسر و حرج باید این عده در نظام جور مشغول به کار باشند. همچنین در صورت عدم تصدی، کسانی که می خواهند تحصیل کنند و به آب و برق احتیاج دارند به دردسر بسیار مبتلا می شوند.

دلیل سوم: همان روایات مجوزه ای است که در جلسه ی گذشته برخی از آنها را بررسی کردیم که این کار را مباح می دانست یا حتی امر به تصدی این کار می کرد و یا این کار را مورد مدح قرار می داد.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْأَنْبَارِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ أَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةً أَسْتَأْذِنُهُ فِي عَمَلِ السُّلْطَانِ فَلَمَّا كَانَ فِي آخِرِ كِتَابٍ كَتَبْتُهُ إِلَيْهِ أَذْكُرُ أَنِّي أَخَافُ عَلَى‌ خَيْطِ عُنُقِي‌ وَ أَنَّ السُّلْطَانَ يَقُولُ لِي إِنَّكَ رَافِضِيٌّ (و ممکن است من را بکشند) وَ لَسْنَا نَشُكُّ فِي أَنَّكَ تَرَكْتَ الْعَمَلَ لِلسُّلْطَانِ لِلرَّفْضِ (سلطان می گوید: شک نداریم که تو به دلیل اینکه رافضی هستی با ما همکاری نمی کنی) فَكَتَبَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ ع فَهِمْتُ كِتَابَكَ وَ مَا ذَكَرْتَ مِنَ الْخَوْفِ عَلَى نَفْسِكَ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ إِذَا وُلِّيتَ عَمِلْتَ فِي عَمَلِكَ بِمَا أَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ تُصَيِّرُ أَعْوَانَكَ وَ كُتَّابَكَ أَهْلَ مِلَّتِكَ (و کتاب و اعوانت را از شیعیان قرار می دهی) وَ إِذَا صَارَ إِلَيْكَ شَيْ‌ءٌ (و اگر درآمدی از آنجا نصیبت شد) وَاسَيْتَ بِهِ فُقَرَاءَ الْمُؤْمِنِينَ حَتَّى تَكُونَ وَاحِداً مِنْهُمْ كَانَ ذَا بِذَا (در مقابل عمل سلطان این کار خیری موجب جبران می شود) وَ إِلَّا فَلَا.[1]

وَ قَالَ الصَّادِقُ ع‌ كَفَّارَةُ عَمَلِ السُّلْطَانِ قَضَاءُ حَوَائِجِ الْإِخْوَانِ.[2]

این روایت مرسله است.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع مَا تَقُولُ فِي أَعْمَالِ هَؤُلَاءِ قَالَ إِنْ كُنْتَ لَا بُدَّ فَاعِلًا فَاتَّقِ أَمْوَالَ الشِّيعَةِ (اگر بالاخره ناچاری این کار را انجام دهی چه از باب تقیه باشد یا ترس یا احتیاج، اموال شیعه را به دستگاه جور تحویل نده) قَالَ فَأَخْبَرَنِي عَلِيٌّ (علی بن یقطین) أَنَّهُ كَانَ يَجْبِيهَا مِنَ الشِّيعَةِ عَلَانِيَةً (آشکارا اموال را از شیعیان می گرفت) وَ يَرُدُّهَا عَلَيْهِمْ فِي السِّرِّ (و پنهانی به آنها بر می گرداند).[3]

این روایت در اصل از کتاب کافی است.

از این روایات استفاده می شود که امام معصوم در جایی که تصدی این امور منشأ کار خیر باشد آن را جایز می دانست.

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع‌ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَعَ السُّلْطَانِ أَوْلِيَاءَ يَدْفَعُ بِهِمْ عَنْ أَوْلِيَائِهِ.[4]

جمع بین این دو طائفه از روایات به این است که روایات ناهیه را حمل بر جایی کنیم که تصدی امور در حکومت جائره نوعی مستقیما کمک به ظلم ظلمه می باشد (مانند ریختن لیقه در دوات ظلمه و امثال آن) ولی روایات مجوزه در جایی است که چنین نیست همانند کارمندان دولت های ظلمه که در واقع به مردم کمک می کنند.

البته اگر این کارمندان در آن دستگاه ها کار نکنند، کار آنها متزلزل می شود همان گونه که در اول انقلاب، امام حضور در دستگاه پهلوی را ممنوع در نتیجه کار آن دستگاه به مخاطره افتاد ولی این احتیاج به یک تصمیم جمعی و حالت خاص دارد.

بنا بر این اینکه بعضی از علما می گفتند که حقوقی که این کارمندان از دستگاه جور می گیرند حرام است، صحیح نیست زیرا آنها سهمی از بیت المال دارند و حقوق آنها حلال است. بله اگر عمل آنها حرام بود حقوق آنها حرام بود ولی اگر عمل آنها حرام نباشد حقوق آنها نیز حلال است.


پی نوشت:
                                
    
تاریخ انتشار: « 1399/10/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1564