کتاب البیع؛ مبحث ربا - جلسه 123 - 98/02/04

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب البیع؛ مبحث ربا - جلسه 123 - 98/02/04

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: إنّ هذه الأخلاق‌ من‌ اللَّه‌ فمن أراد اللَّه تعالى به خيرا منحه خلقا حسنا و من أراد به سوء منحه خلقا سيّئا

بحث اخلاقی:

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: إنّ هذه الأخلاق‌ من‌ اللَّه‌ فمن أراد اللَّه تعالى به خيرا منحه خلقا حسنا و من أراد به سوء منحه خلقا سيّئا.[1]

این اخلاق و صفات خوب از طرف خداوند است کسی که خداوند برای او خیری بخواهد به او اخلاق حسن می دهد و کسی خداوند نسبت به او اراده ی سوء داشته باشد به او اخلاق بد می دهد.

شخصیت انسان وابسته به اخلاق اوست و همین موجب فرق او با حیوانات می شود. صداقت، امانت، شجاعت، سخاوت، ایثار، دوست داشتن بندگان خدا، بیزاری از دشمنان خدا و مانند آن از محاسن اخلاق است.

اگر انسان این استعدادها را خراب کند از حیوانات هم پست تر است زیرا حیوان چنین استعدادی ندارد ولی انسان دارد و می تواند آن را خراب کند.

اما چگونه می توان صفات خوب اخلاقی را برای خود فراهم کرد؟

همواره ابتدا افعالی از انسان سر می زند مثلا انسان در مواردی چیزی به دیگران می دهد و اندک اندک این کار تبدیل به عادت می شود و به تدریج این عادت ریشه دار شده تبدیل به ملکه می شود و جزء وجود او می گردد. این شخص در این مرحله بدون اینکه زحمتی به خودش بدهد آن صفات اخلاقی خوب را انجام می دهد. رذائل اخلاقی مانند دروغ گفتن نیز به همین شکل است. تمام بدبختی ها به سبب علاقه به مال و منال و امثال این گونه هوی و هوس ها می باشد.

نکته ای در روایت فوق باید ذکر شود و آن اینکه اراده ی حسن و سوء خداوند نسبت به افراد بی دلیل نیست زیرا خداوند حکیم است و کارهای او روی حساب می باشد. خداوند بی دلیل و بدون ترجیح بلا مرجح برای کسی خیر یا شر نمی خواهد. بنا بر این انسان کارهایی کرده است که به وسیله ی آن مستحق شده که خداوند صفات خوب یا بدی را به او ببخشد. به همین دلیل دستور داده شده است که اگر کسی کار بدی کرده است سریعا باید توبه کند زیرا با توبه انسان کار بد را ترک می کند و نمی گذارد که در نهاد او به شکل ملکه در آید.

موضوع: حیل ربا

امام قدس سره در مسأله ی هفتم می فرماید که علماء و بزرگان حِیَلی برای فرار از ربا بیان کردند و ما هم به جواز استفاده از این حیل تمایل داشتیم ولی بعد از دقت مشخص شد که هیچ کدام از راه های فرار یا تخلص از ربا صحیح نیست.

این مسأله بسیار مهم است و قبل از بیان مسأله به چند مقدمه اشاره می کنیم:

مقدمه ی اول: مسأله ی حِیَل اختصاص به باب ربا ندارد و در ابواب دیگر فقه نیز مطرح می شود. مرحوم صاحب جواهر در لا به لای مسائل مربوط به طلاق عنوانی دارد به نام «في جواز استعمال الحيل» و حدود ده صفحه درباره ی آن صحبت کرده است. عبارت صاحب جواهر چنین است: وهو باب واسع في الفقه ، يختلف باختلاف أذهان الفقهاء حِدَّة وقصورا (بعضی در این مسئله داغ هستند و بعضی نیز کوتاه آمده اند.) وقد أشار الأئمة عليهم‌السلام إليه في الجملة في التخلص من الربا والزكاة وغيرهما.[2]

نقول: حتی توریه نیز جزء حِیَل است برای اینکه انسان از کذب نجات پیدا کند.

مقدمه ی دوم: حیله در لغت به گفته ی فیروزآبادی در قاموسی به معنای «الحذق» (آگاهی عمیق) و جودة النظر (یعنی نظر فرد قوی است) و القدرة علی التصرف می باشد.

فیروزآبادی حیله را چیز مثبتی می داند ولی در مقابل او، در مفردات راغب حیله بیشتر جنبه ی منفی دارد و می نویسد: الحیلة و الحویلة ما یُتوصل به الی حالة ما فیه خُفیة (چیز مخفی) و اکثر استعمالها فیما فی تعاطیه خُبث (بیشتر در جایی استعمال می شود که در آن نوعی خباثت وجود دارد.)

نقول: ظاهرا این است که حیله در معنای مثبت و منفی هر دو استعمال شده است و در قرآن نیز چنین است و حتی یکی از نام های خدا «شدید المحال» است یعنی خداوند چاره جوئی هایی قوی و محکم می کند.

در روایات باب خَلَل در صلاة می خوانیم: المؤمن یحتال تا نمازش باطل نشود. این نمونه ای از چاره جوئی مثبت است.

اولین بنیانگذار حیله ی منفی قوم یهود بودند که در قرآن مجید از آیه ی 163 تا 166 سوره ی اعراف است: ﴿وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتي‌ كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ‌ فِي‌ السَّبْتِ إِذْ تَأْتيهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ﴾[3]

اصل جریان این بوده که آنها در کنار دریا زندگی می کردند و روزهای شنبه که می شد دریا مملو از ماهی ها بود زیرا ماهیگیری در آن روز ممنوع بود ولی در غیر شنبه نمی آمدند. آنها حیله ای اندیشیدند تا هم از آن ماهی ها استفاده کنند و هم با خداوند مخالفت نکنند. آنها در کنار دریا سوراخی درست کردند و پشت آن حوضچه هایی ساختند. روز شنبه ماهی ها در حوضچه می افتادند و هنگام عصر که می خواستند برگردند می دیدند راهی برای برگشت نیست زیرا سطح حوضچه ها با سطح لوله متفاوت بود. یهودیان روز یکشنبه آنها را صید می کردند. این در حالی بود که با این عمل در واقعه همان روز شنبه ماهی ها را صید می کردند مانند نگه داشتن حیوان در دام و گرفتن او در روز بعد.

یهودیان در این مسأله به سه دسته تقسیم شدند: دسته ای از این کار به نان و نوایی رسیدند، دسته ای هم نهی از منکر می کردند و این کار را کاری خلاف و حقه بازی می دانستند. دسته ی سوم هم بی طرف بودند: ﴿وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ‌ تَعِظُونَ‌ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديدا﴾[4]

سپس خداوند در ادامه می فرماید: وقتی عذاب الهی آمد این دو دسته را گرفت و آنها مسخ شدند و فقط ناهین از منکر نجات یافتند.

این حیله منفی است و یک حیله ی مثبت هم در قرآن داریم آنجا که می فرماید: ﴿وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ‌﴾[5]


پی نوشت:
                          
    
تاریخ انتشار: « 1398/02/02 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1748