کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 048 - 99/08/11

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 048 - 99/08/11

بحث در مسأله ی هشتم در این بود که انکار منکر در امرِ حالی اثر نمی گذارد ولی در امرِ مستقبل یقینا و یا احتمالا اثر می گذارد که گفتیم امر به معروف و نهی از منکر در اینجا واجب است.

موضوع: تأثیر در زمان دیگر و یا فرد دیگر/ شرط تأثیر در امر و نهی/ امر به معروف و نهی از منکر

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرط تأثیر در امر و نهی

موضوع اخص: تأثیر در زمان دیگر و یا فرد دیگر

بحث در مسأله ی هشتم در این بود که انکار منکر در امرِ حالی اثر نمی گذارد ولی در امرِ مستقبل یقینا و یا احتمالا اثر می گذارد که گفتیم امر به معروف و نهی از منکر در اینجا واجب است.

شبیه این معنا در کلمات شیخ انصاری هم آمده است. ایشان در مکاسب در مسأله ی ولایت جائر می فرماید اگر ولایت جائر را قبول کنیم ظلمی را مرتکب شدیم و اگر ترک کنیم ظلمی به افراد می شود ایشان قائل است که در اینجا باید به سراغ مرجحات رفت که آیا ظلمی که بر اثر ترک آن می شود بیشتر است یا ظلمی که بر اثر فعل آن صورت می گیرد. (این همان قاعده ی اهم و مهم است.)[1]

به هر حال همان گونه که گفتیم، این مسائل از مصادیق قاعده ی میسور است.

ممکن است تصور شود که دلیل قاعده ی میسور همان دو روایت معروف است که در یکی می خوانیم: «المیسور لا یترک بالمعسور» و روایت: «ما لا یدرک کله لا یترک کله»[2]

این در حالی است که قاعده ی مزبور یک قاعده ی عقلائیه است و سیره ی عقلاء بر آن جاری است به این گونه که اگر ضرر کمی را متحمل بشوند و از ضرر کثیر دوری کنند به سراغ ضرر کم می روند و یا اگر به منفعت کثیر نرسند ولی می توانند به منفعت کم برسند همان منفعت کم را قبول می کنند. عقلاء قاعده ی میسور را در تمام زندگی خود اجرا می کنند.

امر به معروف و نهی از منکر این است که اگر به تارک الصلاة امر کنیم نماز بخواند فعلا در او تأثیر نمی کند ولی بعدا به یاد امر می افتد و نماز را می خواند و یا نهی از منکر الآن اثر نمی گذارد و فرد شرب خمر می کند ولی چند روز بعد اثر می کند در این گونه موارد امر به معروف و نهی از منکر واجب است.

همچنین گفتیم بعضی از معاصرین امر به معروف و نهی از منکر را در این موارد واجب نمی دانند زیرا می گویند: الآن تأثیر ندارد و آینده هم نیامده و موضوع محقق نیست و ما در پاسخ گفتیم در مسأله ی حال و آینده بسیاری از مقدماتِ واجب، ممکن است قبل از واجب باشد مثلا کسی می خواهد چند سال بعد به مکه رود او از همین الآن باید مقدمات را فراهم کند. در اینجا نمی توان گفت که مکه که الآن واجب نیست بنا بر این تکلیفی نیست و آینده هم که نیامده و موضوع محقق نیست.

بسیاری از واجبات این گونه است مثلا اگر کسی نمی تواند ایستاده نماز بخواند ولی می تواند مقدماتی را فراهم می کند که فردا ایستاده نماز بخواند او باید این مقدمات را برای فردا آمده کند. عقلاء در کارهای خود مقدمات بعیده را در نظر می گیرند و آن را از قبل جاری می کنند.

بنا بر این اینکه بعضی تصور کرده در این موارد باید به برائت تمسک کنیم اشتباه محض است. اگر چنین کنیم بسیاری از محرمات انجام می شود و واجباتی ترک می شود.

(مسألة 9): لو علم أنّ أمره أو نهيه بالنسبة إلى التارك و الفاعل (که زید است) لا يؤثّر؛ لكن يؤثّر بالنسبة إلى‌ غيره (و عمرو که آن را می شوند تحت تأثیر قرار می گیرد) بشرط عدم توجّه الخطاب إليه، (به شرط اینکه عمرو را مخاطب قرار ندهیم و فقط زید را امر و نهی کنیم) وجب توجّهه إلى الشخص الأوّل (که زید است) بداعي تأثيره في غيره (که همان امر است).[3]

مرحوم آیت الله گلپایگانی در مجمع المسائل می گوید: در این مسأله دلیلی بر وجوب نیست:
س گاهى نهى از منكر، در مورد شخص مرتكب، بر حسب قرائن، اثرى ندارد ليكن ممكن است ديگران كه ناظر صحنه‌اند توجهى پيدا كنند هر چند به اين نحو باشد كه ياد آورى آنان شود كه اين حكم، حكم خدا است مثلا راننده اتوبوس موسيقى گرفته و نهى از منكر در او اثر نمىكند ولى با نهى او در ذهن مسافرين، تجديد مى شود كه موسيقى در اسلام، حرام است اكنون آيا نهى از منكر، در چنين جاهائى واجب است يا چون در شخص مرتكب اثرى ندارد واجب نيست؟

ج - معلوم نيست در چنين جائى واجب باشد مگر آن كه عرفا توهين به حكم خدا شمرده شود و سكوت شخص، امضا و موافقت باشد كه در اين صورت بايد اعلام كند و خود را تبرئه نمايد[4] .

نقول: ما قائل به وجوب هستیم و دلیل آن همان قاعده ی میسور است. امر به معروف و نهی از منکر به نظر ما یک مسأله ی عقلائی است یعنی هدف شارع این است که منکر کنار گذاشته شود و به معروف عمل شود و یکی از طرق آن این است که از باب «ایاک اعنی و اسمعی یا جاره» به زید امر و نهی کنیم و در عمرو اثر کند.

گویا آیت الله گلپایگانی امر به معروف و نهی از منکر را یک امر تعبدی می دانستند نه یک امر عقلائی.

مرحوم آیت الله خوئی در موسوعه ی خود در کلام طویلی متعرض این مسأله می شود که دفع منکر فقط در امور مهمه لازم است و در امور غیر مهمه لازم نیست بنا بر این در این مسأله چون امر مهمی در کار نیست لازم نیست دفع منکر کنیم.[5]

نقول: ایشان هم گویا مسأله ی امر به معروف و نهی از منکر را تعبدی تصور کرده اند و حال آنکه این دو واجب یک مسأله ی عقلایی است و در امور عقلاء این امور انجام می شود. مثلا از کسی پرسیده بودند که سنگ آسیاب از راست به چپ می چرخد یا برعکس. طرف که یادش نمی آمد گفت: ما می خواهیم آردی درست شود از هر طرف که باشد فرقی ندارد.

ما نیز در مسأله ی امر به معروف و نهی از منکر می خواهیم معروفی انجام شود و منکری ترک شود و این از هر طریقی که باشد باید انجام شود.

هچنین ما در عبارت امام قدس سره که می فرماید: لكن يؤثّر بالنسبة إلى‌ غيره این نکته را اضافه می کنیم که چه علم به تأثیر باشد یا احتمال تأثیر در هر صورت امر و نهی واجب است.

(مسألة 10): لو علم أنّ أمر شخص خاصّ مؤثّر في الطرف دون أمره، وجب أمره بالأمر إذا تواكل فيه مع اجتماع الشرائط عنده.[6]

این مسأله مربوط به امر به امر است یعنی اگر من کسی را امر و نهی کنم او ترتیب اثر نمی دهد ولی اگر به استادش و یا به پدر یا عمویش بگویم که او را امر و نهی کند اثر می کند در اینجا باید به این کار را از باب امر به امر انجام دهم.

در اصول آمده است که امر به امر واجب است. اتفاقا بسیاری از آیات قرآن از باب امر به امر است مانند آیاتی که در ابتدای آنها از کلمه ی «قُلْ» استفاده شده است که خداوند به رسولش دستور می دهد که به مردم امر کند.

بسیاری از تعلیمات انبیاء از قبیل امر به امر بوده است.

گاه آمر و ناهی وقتی امر و نهی می کند طرف مقابل شرایط منکر را در خود نمی بیند در اینجا وقتی به استاد یا پدر او می گوییم که او را امر و نهی کند مؤثر واقع می شود و گاه هم خود فرد منکر را مرتکب می شود و هم استاد یا پدرش که به استاد یا پدر می گوییم هم خودت این کار را ترک کن و هم به شاگرد یا پسرت تذکر بده تا ترک کند.

باید توجه داشت که گاه رسیدن به مطلوب از طریق مستقیم است و گاه از باب تسبیب یعنی من سببی درست می کنم که به مطلوب برسم در این گونه موارد ایجاد سبب، لازم است.

در ما نحن فیه اگر به استاد یا پدر بگوییم که او را امر و نهی کند این نوعی تسبیب است که اثر گذار است و واجب می باشد.

پی نوشت:
                         
    
تاریخ انتشار: « 1399/08/10 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 932