کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 049 - 99/08/12

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 049 - 99/08/12

از امام زمان (عج) روایت است که می فرماید: إِنِّي‌ أَمَانٌ‌ لِأَهْلِ‌ الْأَرْضِ‌ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ.[1] مراد از «نجوم» در اینجا همان «شهاب ها» هستند که جلوی استراغ سمع را می گرفتند و امان برای اهل سماء بودند. اینکه امام (عج) امان برای اهل ارض هستند قابل استدلال عقلی است.

بحث اخلاقی:

از امام زمان (عج) روایت است که می فرماید: إِنِّي‌ أَمَانٌ‌ لِأَهْلِ‌ الْأَرْضِ‌ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ.[1]

مراد از «نجوم» در اینجا همان «شهاب ها» هستند که جلوی استراغ سمع را می گرفتند و امان برای اهل سماء بودند. اینکه امام (عج) امان برای اهل ارض هستند قابل استدلال عقلی است.

موضوع: مسأله ی امر به امر/ شرطیت تأثیر در امر و نهی/ امر به معروف و نهی از منکر

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت تأثیر در امر و نهی

موضوع اخص: مسأله ی امر به امر

بحث در مسأله ی دهم است و امام قدس سره می فرماید:

(مسألة 10): لو علم أنّ أمر شخص خاصّ مؤثّر في الطرف دون أمره، وجب أمره بالأمر (اگر کسی می داند که امر خودش در فرد تأثیر ندارد ولی اگر به استاد یا پدرش امر کند که به او دستور دهد مؤثر واقع می شود این از باب امر به امر واجب است.) إذا تواكل فيه مع اجتماع الشرائط عنده.[2]

در اینجا دو نکته باید مطرح شود:

نکته ی اول این است که افعال بر دو قسم است: مباشرتی و تسبیبی

افعال مباشرتی افعالی است که انسان با اعضای خودش انجام می دهم مثلا خودش می خورد و می آشامد. در اینجا دیگری به جای من نمی تواند بخورد و بنوشد.

در عبادات هم مانند نماز و روزه است که انسان خودش باید آن را به جا آورد و کسی به جای انسان نمی تواند آنها را به جا آورد.

اما تسبیبی آن است که انسان دیگری را وادار به انجام کاری کند. مثلا مولی آب می خواهد گاه خودش مباشرتا از چشمه آب می آورد و گاه کسی را می فرستد که برایش آب بیارود که به آن تسبیب می گویند.

در مسائل عبادی هم مثلا مسجد باید تطهیر شود که گاه فرد خودش این کار را می کند و گاه دیگری را با دادن عوض و یا بلا عوض به این کار می گمارد.

مسائلی که قائم به شخص است مباشرتی است ولی مسائلی که قائم به شخص نیست تسبیبی می باشد.

برای شناخت مسائل مباشرتی از تسبیبی باید به سراغ مصلحت و مفسده رویم که اگر این دو از طریق غیر انسان قابل عمل است تسبیبی می شود و الا مباشری است. مثلا مصلحت نماز و روزه به خود انسان بر می گردد بنا بر این مباشرتی است ولی در آوردن آب و تطهیر مسجد مصلحتش قائم به خود شخص نیست که در این موارد می تواند تسبیبی باشد.

نکته ی دوم که می تواند یک قاعده باشد این است که آیا تأثیر قدرت برای انجام افعال مولی لازم است؟

باید قائل به تفصیل شد که اگر غرض مولی به گونه ای است که می خواهد مقصود او در هر حال انجام شود در اینجا تحصیل قدرت لازم است مانند آیه ی ﴿وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ‌ قُوَّةٍ﴾[3] که حفظ نظام در هر حال واجب است در اینجا اگر قدرت کافی وجود نداشته باشد باید آن را تحصیل کرد.

حتی در مسأله ی نماز، اگر کسی نماز را نشسته می خواند ولی می داند اگر ورزش کند و حرکاتی را انجام دهد می تواند ایستاده بخواند در اینجا بعید نیست بگوییم تحصیل قدرت لازم است.

اما گاه تحصیل قدرت بر انسان واجب نیست مثلا مسأله ای است که موضوع آن موجود نشده است مانند زکات و خمس یا استطاعت که اگر استطاعت به وجود نیامده لازم نیست انسان آن را برای خودش تحصیل کند تا حج بر او واجب شود.

با این دو نکته می گوییم: مسأله ی امر به معروف و نهی از منکر از قبیل دوم است که باید کسب قدرت و تسبیب در آن انجام گیرد.

امام قدس سره در اینجا قیدی دارد که حکمت آن برای ما مشخص نیست و می فرماید: إذا تواكل فيه مع اجتماع الشرائط عنده یعنی خود واسطه (استاد و یا پدر) نیز بداند که عملی که امر و نهی می کند حرام یا واجب است.

مثلا استاد می گوید: عصیر ذبیبی نجس و حرام نیست ولی ما به او می گوییم: هرچند من آن را نجس می دانم شما شاگردت را نهی کن.

اگر استاد و پدر بدانند عصیر ذبیبی حرام است ما اگر به او بگوییم شاگرد و یا فرزندت را نهی از منکر کن در اینجا دو امر وجود دارد یکی اینکه خود استاد بداند که نباید عصیر ذبیبی را بخورد و هم به شاگردش امر کند. در این صورت هم نهی از منکر به شکل مباشرتی انجام می شود و هم تسبیبی.

بعضی در اینجا گفته اند که اگر احتیاج به تسبیب باشد امر و نهی واجب نیست. این عده مباشرت را شرط دانسته اند و حال آنکه به نظر ما مباشرت شرط نیست.

این قول صحیح نیست زیرا ما امر به معروف و نهی از منکر را یک مسأله ی عقلائی می دانیم نه تعبدی بنا بر این فرق بین مباشرت و تسبیب نیست.

(مسألة 11): لو علم أنّ فلاناً همّ بارتكاب حرام و احتمل تأثير نهيه عنه وجب.[4]

این مسأله مربوط به قصد حرام است. مثلا می دانیم کسی قصد حرام دارد و اگر ما او را امر به معروف و نهی از منکر نکنیم حرام را انجام می دهد و الا نمی دهد.

نکته ی این مسأله در این است که نیّت حرام، حرام نیست پس چرا باید امر و نهی بر ما حرام باشد؟

نقول: ما از نیّت حرام نهی نمی کنیم ولی این از باب تحصیل قدرت است که نباید بگذاریم در آینده نیز انجام شود.

در جلسه ی آینده این مطلب را توضیح خواهیم داد.


پی نوشت:
                        
    
تاریخ انتشار: « 1399/08/11 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 922