ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال پنجم - شماره چهل و پنجم - مهر 1398)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال پنجم - شماره چهل و پنجم - مهر 1398)

null

طلیعه سخن

شهادت مظلومانۀ حضرت سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا، گرمایی از شور حسینی را در میان مسلمانان و دیگر آحاد مردم جهان طنین انداز کرد،‍‍ گذر چهل روزه از دهۀ محرم که اوج شور حسینی است، حقیقت عدالت خواهی امام حسین علیه السلام را عریان تر و زلال تر نمایان کرد و جوشش خون شهدای کربلا در غریبانه ترین غروب و گمنام ترین زمین، به خوبی در افق معنایی مردم جهان تعبیر شد که راهپیمایی عظیم اربعین حسینی به عنوان اوج شعور حسینی با عقبۀ چهار دهه فکر و اندیشۀ حسینی، جنبش های عدالت خواهانه را در سراسر جهان به منصۀ ظهور رساند.

در تشریح این مسأله باید به نقش دین در معنا بخشی مبارزات جوامع بشری علیه ظلم و ستم اشاره کرد که با کمک اسطوره و نماد، جامعۀ دینی را شکل می دهد.

در این بین، سکوت و حرکت و تفکر در راهپیمایی اربعین حسینی را باید حلقۀ مکمل شور حسینی دانست چرا که تفکر محوری و عقلانیت در مناسک راهیپمیایی عظیم اربعین حسینی تشخّص می یابد؛ و آحاد مسلمانان با مشارکت همۀ ادیان، همنوایی و همراهی خود را با عدالت خواهی امام حسین علیه السلام که عنصری جهانشمول است اعلام می دارند.

در حقیقت، داستان اربعین، داستان پیوند امت و امامت است که بر مدار بصیرت و بیداری و حرکت به جلوی مردم جهان، توسط امام شکل می گیرد.

حصول این امر نیز در بستر عدالت و اخلاق صورت می گیرد؛ یعنی واقع شدن هر چیزی در جای خود، اما به راستی جای هر چیز کجاست؟ لذا عقلانیت و بهره گیری از دانش و بینش، پیش نیاز اجرای عدالت است که عقل سلیم و قلب سلیم امام، امت به سوی هدفی روشن هدایت می کند.

در جانب عکس آن، ظلم قرار دارد؛ یعنی واقع نشدن چیزی در جای خود، که در وهلۀ نخست از جهل ناشی می شود؛ جهلی که جامعه زمان امام حسین علیه السلام را فرا گرفت لیکن قیام امام حسین علیه السلام و شهادت آن حضرت، آنان را از جهالت و گمراهی رهایی بخشید. لذا در زيارت معروف اربعين مى‏خوانيم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛ او (حسين) خون پاكش را در راه تو نثار كرد، تا بندگانت را از جهالت‏ و حيرت گمراهى نجات دهد».

حال اگر شخصی بداند جای چیزی کجاست و آن را عمداً در جایش قرار ندهد او به کفر متهم خواهد شد؛ اين جاست كه عمق اين كلام كه « قُتِلَ الْحُسَیْنُ یَوْمَ السَّقِیفَةِ؛ امام حسين عليه السلام در همان روز سقيفه‏ به شهادت رسيد» و جمله سیدالشهدا علیه السلام که فرمود: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ؛ زمانى كه امت اسلامى گرفتار زمامدارى مثل يزيد شود، بايد فاتحه اسلام را خواند». اوج کفر و شرک دشمنان اسلام و ظلم عظیمی یزیدیان با نفی عدالت بر جهان اسلام وارد کردند، آشکار می گردد.

اهمیت راهپیمایی عظیم اربعین حسینی در عدالت طلبی نیز وقتی آشکار می شود که بدانیم در ١٢٠٠ سال گذشته که سایۀ سنگین صوفیسم در ایران خود نمایی می کرد ما به شدت جهل پذیر و بالطبع ظلم پذیر بودیم و این ساختار معیوب به دفعات، انحطاط این سرزمین را رقم می زد.

بی جهت نیست که تا پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، در مجالس عزاداری صحبتی از عقلانیت و فقاهت امام حسین علیه السلام(فقه الحسین) به ویژه «فقه دفاع» و «فقه امر به معروف و نهی از منکر» که مولفه هایی اجتماعی و جهان شمولند به میان نمی آمد چرا که شیوع برخی تحریفات هم چون عرفان گرایی بدون عقلانیت و حکمت و تقلیل حماسه حسینی به یک مناسک فردی و تحدید فقه در حوزه های علمیه به فقه فردی و غیر حکومتی، سایۀ سنگین صوفیسم و ظلم پذیری را در کشور نهادینه کرد.

لیکن پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، راهپیمایی عظیم اربعین حسینی به عنوان نقطۀ اوج عقلانیت اجتماعی در عدالت خواهی، مورد توجه قرار گرفت و ولایت فقیه که در امتداد ولایت پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) است ، با شعار: «هر چه داریم، از محرم داریم» سکان معنازایی قیام سیدالشهدا علیه السلام را از طریق برپایی بزرگترین اجتماع بشری در ایام اربعین امام حسین علیه السلام، به دست گرفت و با نفی صوفیسم از یک سو و نفی لیبرالیسم از سوی دیگر، بر عقلانیت شیعی تأکید نمود؛ و سازش پذیری در برابر ظلم را به شدت نفی کرد.

بی جهت نیست که انقلاب اسلامی ایران طلیعه دار جنبش های عدالت طلبانه و مهمترین الگوی کشورهای عزت طلب، در مسیر مبارزه با استکبار جهانی است.

البته در حال حاضر نفوذ غرب گرایان در کشور که با شعار دروغین اصلاح طلبی، داعیه دار تحقق جامعۀ مدنی! هستند بر طبل نظریۀ جنگ طلبانۀ پوپر، فیلسوف جنگ طلب غرب می کوبند.

لیکن بهره گیری از ظرفیت عظیم اربعین حسینی که مفاهیمی از قبیل، صلح، اخلاق، فقاهت، حکمت، خانواده، ایثار گری، ارزش مداری، عزت، محبت و ظلم ستیزی را در خود جای داده است اینگونه پالس های خائنانه را به قهقرا سوق خواهد داد .

در خاتمه باید تأکید کرد اربعین، ثمرۀ عاشوراست، لذا همه مفاهیم بی بدیل آن از قبیل صلح طلبی و اخلاق مداری که تعبیر عینی دین گرایی است در راهپیمایی اربعین حسینی، حتی از سوی کسانی که در کشورهای خود از سکولاریسم و بی دینی رنج می برند به شدت دنبال می شود.

لذا راهپیمایی اربعین مفهوم منحصر به فرد جهانی شدن به شمار می آید و نظریه جهانی سازی غربی را تحت الشعاع خود قرار می دهد با این تفاسیر رسالت و مسئولیت رسانه ها، در انعکاس ابعاد مفاهیم و آموزه های صلح طلبانۀ اربعین انکار ناپذیر است.

----------------------------------------

دیدارها

دکتر محمد نهاوندیان

رئیس و اعضای شورایعالی مجمع جهانی اهلبیت(ع)

رئیس کل دادگستری استان قم و معاونان

رییس و مسؤولان کمیته امداد امام خمینی(ره)

سعد جواد قندیل سفیر عراق در ایران

آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (دام ظله)

مراسم عزاداری دهه اول محرم الحرام ١٤٤١ در مدرسه امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

----------------------------------------

گزیده سخنان

    غدیر مهمترین موضوع تاریخ اسلام است

    برخی معاندین برای خدشه دار کردن غدیر تلاش های بسیاری کردند، حتی برخی گفتند حادثه غدیر را شیعیان ساختند؛ در حالی که کتب اهل سنت نیز مملو از روایات غدیر است

    قم خاستگاه انقلاب و دارای موقعیتی ممتاز و بی بدیل است

    قم مرکز حوزه های علمیه، پایگاه اصلی فقاهت و مرجعیت، خاستگاه انقلاب و دارای جاذبه های معنوی و مذهبی بسیاری است و سالانه بیش از ده میلیون نفر از داخل و خارج کشور به این شهر سفر می کنند

    فرودگاه برای قم ضروری است

    من معتقدم اگر فرودگاه قم درست بشود وضعیت قم بهتر می شود و از داخل و خارج استقبال خواهد شد. خیلیها میخواهند مستقیم برای زیارت به قم بیایند، لذا نداشتن فرودگاه کار را سخت می کند

    دشمن همه توان خود را برای اختلاف افکنی در امت اسلام بکار گرفته است

    در شرایطی که دشمن همه تلاش خود را برای بهم زدن وحدت مسلمانان و اختلاف افکنی بین شیعیان و اهل سنت بکار گرفته است، در کنار هم بودن مسلمانان و پیروان اهل بیت(ع) تاثیر زیادی دارد

----------------------------------------

پیام ها و بیانیه ها

بيانيه حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى درباره حوادث دردناك كشمير

مسلمانان دست به دست هم دهند و كشمير را نجات دهند

كشمير منطقه بسيار سرسبزى است كه جاذبههاى گردشگرى فراوان دارد و به همين دليل مورد علاقه هند و پاكستان است. سالها كشمير به دو ايالت تقسيم شده. ايالتى كه در اختيار پاكستان و ايالتى در اختيار هندوستان است و فراموش نكنيم كه اكثريت مردم كشمير مسلماناند.

گويا اخيراً هند به اين فكر افتاده است كه بر تمام كشمير غلبه كند و اين منطقه حساس و پرجاذبه را در اختيار بگيرد. اى كاش از طريق ديپلماتيك وارد مىشد ولى زورگويى را ترجيح داده و با لشكر عظيمى كه به آنجا اعزام داشته، عدّه زيادى را به خاك و خون كشيده يا بازداشت كرده است. حل مسأله كشمير از طريق ديپلماتيك ممكن است. اينجاست كه مسلمين جهان بايد اين منطقه از جهان كه اكثريتش مسلمان هستند را فراموش نكنند و برادران اسلامى خود را از زير فشار هندوستان نجات دهند. چراكه بىتفاوتى در اين راه در پيشگاه خدا مسؤوليت فراوان دارد.

البته و صد البته اميدى به مراكز جهانى نيست، آنها از اينكه مسلمانان و هندوها به دست يكديگر كشته شوند سود مىبرند. مسلمين بايد احساس مسؤوليت كنند والا در پيشگاه خدا پاسخى ندارند.

پیام تسلیت معظم له به مناسبت رحلت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ میرزا محمدباقر نظام (رحمه الله علیه)

با کمال تأسف حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ میرزا محمدباقر نظام که از علمای برجسته فسا بودند، دار فانی را وداع گفتند. این عالم ربانی عمری را در خدمت اسلام و عالم تشیع و پرورش طلاب لایق گذراند و آثار او بحمدالله نمایان است. اینجانب این ضایعة مولمه را به همه علمای فسا و مردم با ایمان آن منطقه و بیت محترم ایشان تسلیت عرض می نمایم.

خداوند روح او را با ارواح طیبه معصومین(ع) محشور گرداند و به همه بازماندگان و فرزندان ایشان صبر و اجر فراوان عنایت فرماید.

پيام حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى (مدّظلّه العالى) به مناسبت مراسم باشكوه عاشوراى حسينى

بسم الله الرحمن الرحيم

مراسم محرم و عاشورا از باشكوهترين مراسم عزادارى و بزرگداشت در دنيا و محصول عشق و علاقه مردم به امام حسين (علیه السلام) و شهداى كربلاست، اما دشمن با عوامل نفوذى و برنامهسازى خود سعى دارد عظمت آن را مخدوش سازد؛ بنابراين لازم است كاملاً مراقب اين جريان بود.

از جمله اشعار و آهنگهاى نامناسب كه قطعاً از عظمت اين مراسم خواهد كاست. مداحان عزيز مراقب باشند و اجازه ندهند تا دشمن از اين طريق ضربه زند.

مسأله قمهزنى كه يك حركت غيرمنطقى است و به صورت ابزار تبليغاتى در دست دشمن درآمده، بايد براى هميشه به فراموشى سپرده شود و بدون نياز به دخالت مسئولين انتظامى حذف شود.

عزاداران عزيز مىتوانند بجاى آن، خون خود را به مراكز انتقال خون اهدا كرده تا بوسيله آن افرادى را از مرگ نجات دهند.

از ريختن خون قربانى در خيابانها و مراكز عمومى جداً خوددارى شود كه هم اسباب آلودگى و نجاست مىشود و هم ضررهاى بهداشتى مهمى دارد.

اميدوارم همه عزيزان اين نكات را رعايت كنند.

والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته

ناصر مكارم شيرازى

----------------------------------------

فن آوری

تصویر سازی های مناسبتی ویژه ایام محرم

----------------------------------------

یادداشت

آثار و اسرار گریستن بر سیدالشهدا علیه السلام از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی)

ماه محرم، ماه غم و اندوه اهل بيت عليهم السلام و شيعيان آنهاست. در این بین عزادارى و سوگوارى بر امام حسين عليه السلام و ياران باوفايش مورد سفارش و تأكيد اولياى دين بوده است.

گريه كردن بر مصائب امام حسين عليه السلام نيز از شيوه هاى معمول عزادارى است و مورد سفارش نيز قرار گرفته است. از این رو شيعيان و علاقمندان به سالار شهيدان، در همه جاى عالم، همه ساله در مصيبت آن حضرت به ماتم مى نشينند و ضمن يادآورى فداكارى و جانبازى حسين بن على عليه السلام و يارانش در مظلوميت آنان نيز اشك مى ريزند.

البته پيش از هر چيز بايد به اين حقيقت اعتراف كرد كه متأسفانه در زمينه سوگوارى و گريستن، افراط و تفريط فراوان ديده مى شود. همان طور كه چسبيدن به تشريفات و فراموش كردن اهداف اصلى در اين مورد نيز كم نيست.

بعضى آن چنان مسأله سوگوارى را تحريف كرده اند كه درست به نتيجه اى بر ضد اهداف اصلى آن رسيده اند، تا آن جا كه ريختن يك قطره اشك را جانشين انجام تمام «رسالت ها» و «مسئوليت ها» قرار داده، بلكه با انجام اين عمل مصونيتى براى خود، در مقابل هر گونه عمل خلاف، ظلم، ستم و گناه پنداشته اند، همان مظالم و گناهانى كه ريختن قطرات خون شهيدان به خاطر مبارزه با آن بود. اين برداشت هاى نادرست از اين مسأله نه جزء دين است و نه با هيچ منطقى قابل دفاع.

از سوی دیگر پرسش های متعددی در این زمینه وجود دارد به عنوان مثال گفته می شود آيا گريستن، نشانه ضعف و ناتوانى نيست؟ اگر عقيده نهايى اين است كه شهيدان و جانبازان راه خدا، همانند شهيدان كربلا به اهداف مقدس خود كه نشان دادن چهره اصلى بنى اميه غاصب و ستمگر بود، رسيدند و در اين زمينه پيروز شدند، پس چرا جشن نمى گيريم؟ چرا گريه مى كنيم؟ آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ شايسته است؟

اينها مسائل گوناگونى است كه در زمينه مراسم سوگوارى مطرح مى گردد. البته آنها كه اينگونه ايراد ها را مطرح مى كنند، «فلسفه عزادارى » را نمى دانند و آن را با گريه هاى ذليلانه اشتباه مى كنند. لذا ضرورت واکاوی آثار و اسرار گریه بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام، غیر قابل انکار است.

فضیلت گریه بر امام حسین(ع( در کلام امام رضا(ع)

امامان بزرگوار شيعه نه تنها خود در عزاى سالار شهيدان مى گريستند، بلكه همواره مردم را به گريستن بر امام حسين عليه السلام تشويق و ترغيب مى كردند.

تأكيد و توصيه اى كه در روايات نسبت به گريه بر مصائب امام حسين عليه السلام وارد شده است، نسبت به هيچ يك از امامان معصوم عليهم السلام حتى وجود مقدس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وارد نشده است. گويا در اين مسئله سرى نهفته است كه ائمه اطهار عليهم السلام اين همه آن را مورد تأكيد و سفارش قرار داده اند.

در این زمینه در ر روايتى از امام رضا عليه السلام آمده است: «فَعَلي مِثْلِ الْحُسَينِ فَلْيَبْكِ الْباكُونَ فَاِنَّ البُكاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ؛ پس بر همانند حسين عليه السلام بايد گريه كنندگان گريه كنند، چرا كه گريه بر آن حضرت گناهان بزرگ را مى ريزد».

آن حضرت در روایتی دیگر فرمودند: «مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا وَ بَكَى لِمَا ارْتُكِبَ مِنَّا كَانَ مَعَنَا فِي دَرَجَتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ ذُكِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِي الْعُيُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ كسى كه مصيبت هايى را كه بر ما وارد شده به ياد آورد و بر آن گريه كند، در قيامت همراه ما خواهد بود. كسى كه به ياد مصايب ما گريه كند و ديگران را بگرياند چشمان او گريان نخواهد شد روزى كه همه چشم ها گريانند، و كسى كه در جلسه اى بنشيند كه در آن جلسه امر ما احيا و برپا داشته مى شود دل او نمى ميرد در روزى كه دل ها مى ميرند».

فضیلت تباکی (خود را به گریه واداشتن)

«تباكى» به معناى آن است كه انسان به خود حالت گريه بگيرد، چرا كه گاه ممكن است برخى از علاقمندان به سبب پاره اى از شرايط، اشك از چشمانشان جارى نشود، ولى اين نبايد سبب عدم شركت در محافل و مجالس حسينى گردد، چرا كه در اين صورت مى توان با «تباكى» و حالت غم و اندوه و گريه به خود گرفتن، به خيل عزاداران پيوست و از پاداش معنوى آن نيز برخوردار شد.

لذا به موازات ثواب هاى عظيمى كه براى گريستن در روايات آمده است، براى گرياندن و حتى «تباكى » (حالت گريه به خود گرفتن) ثواب هاى زيادى ذكر شده است.

از جمله در روايتى در ارتباط با گريه بر مظلوميت اهل بيت عليهم السلام مى خوانيم: «مَن بَکی اَو اَبکی واحِداً فَلَهُ الجَنَّة، وَ مَن تَباکی فَلَهُ الجَنَّة؛ هر كس بگريد و (حتى) يك تن را بگرياند، پاداشش بهشت است و هر كس حالت اندوه و گريه به خود بگيرد پاداش او بهشت است».

عزاداری و گریه؛ تامین کننده سلامت روح و روان

«اظهار تأثر» به وسيله گريه از نشانه هاى طبيعى و تعادل عاطفى آدمى است. اشخاصى كه كمتر گريه مى كنند و نمى توانند بدين وسيله غم ها، و افسردگى هاى خويش را تخليه كنند و عقده هاى درونى خويش را بگشايند، از روان متعادل و سلامت جسمى و روحى خوبى برخوردار نيستند. به همين جهت روانشناسان معتقدند: گريه، فشارهاى ناشى از عقده هاى انباشته در درون انسان را مى كاهد و درمان بسيارى از آلام و رنج هاى درونى انسان است. در حقيقت اشك چشم به منزله سوپاپ اطمينانى است كه در شرايط بحرانى موجب تعادل روح آدمى مى گردد.

عده اى با توجه به آثار مثبت جسمانى و روانى گريه و تأثير آن در پالايش روح و روان انسان مدعى شدند سر تأكيد ائمه عليهم السلام نسبت به برپايى مجالس عزا به خاطر حسن ذاتى گريه است، به عقيده اينان به خاطر همين حسن ذاتى گريه بود كه حضرت على بن الحسين عليهما السلام در شهادت پدر بزرگوارش ساليان دراز گريان بود!

هر چند آثار مثبت گريه در پالايش روح انسان و حتى تكامل آن و ديگر فوايد طبى آن، قابل انكار نيست، ولى چنين تحليلى هرگز نمى تواند سرّ اين همه تأكيد و سفارش ائمه اطهار عليهم السلام براى گريستن بر امام حسين عليه السلام و وعده ثواب هاى فراوان آن باشد. اين تحليل يك اشتباه بزرگ است، هر كس روايات اسلامى را در اين زمينه بخواند، مى داند اهداف مهم ديگرى در كار بوده است.

گریه؛ بیداری وجدان ها

صحنه هاى كربلا چنان بوده است كه هر كس كمترين عاطفه اى داشته باشد، با شنيدن آن متأثر مى شود، زیرا آنچه در درون سينه انسان جاى دارد «قلب» است نه «سنگ»! و اين قلب ترسيم كننده امواج عواطف انسانى است.

لذا قلوب عزاداران، با شنيدن حادثه جان سپردن يك طفل شيرخوار در آغوش پدر، و دست و پا زدن در ميان سيلاب خون، در حادثه كربلا، می تپد، و شراره هاى آتشين خود را به صورت قطره هاى اشك به خارج پرتاب می كند که دليل بر بيدارى آن قلب پر احساس است.

اشک؛ بهترین ابزار در مبارزه منفی با دشمنان اهل بیت علیهم السلام

در وهلۀ نخست باید دانست سرچشمه پيدايش مراسم سوگواری از كجاست و چه هدفى را دنبال مى كند؟ تاريخ مى گويد، پس از تسلط بنى اميه بر تمام شئون كشورهاى اسلامى، تمام قشرهاى آگاه در برابر آن خفقان شديد به مبارزه برخاستند، حتى به عقيده بعضى، زاهدان از كار افتاده و گوشه نشين با پوشيدن لباس پشمينه بر ضد بنى اميه كه اهميت خاصى به پوشيدن حرير حتى براى غلامان و آشپزهاى خود مى دادند، دست به يك مبارزه بى سر و صدا زدند.

سوگوارى و يا ريختن قطره اى اشك، عاملى بود براى برانگيختن عاطفه عمومى بر ضد آن دستگاه؛ نقش مؤثر اين برنامه در برپا ساختن جنگ عواطف در آن عصر، و شكل دادن به مبارزات شيعه و سقوط بنى اميه، براى هر كس كه آگاهى مختصرى از تاريخ آن زمان دارد، مخفى نيست.

پس از بنى اميه كه غاصبان ديگرى به نام «بنى عباس» جاى آنها را گرفتند و به اصطلاح، مردم را از چنگال گرگى رها كردند، و به گرگ های دیگر سپردند، اين جنگ عواطف همچنان ادامه يافت.

قابل توجه اين كه در رواياتى كه در زمينه سوگوارى وارد شده است، مى بينيم كه ريختن اشك در رديف احياى برنامه پيشوايان اسلام قرار داده شده؛ به عنوان مثال در حديثى مى بينيم هنگامى كه امام صادق عليه السلام مى خواهد درباره سوگوارى بحث كند، نخست مى فرمايد: «رَحِمَ اللهُ عَبداً أَحْيَا أَمْرَنَا؛ خدا رحمت کند بنده اي را که امر ما را زنده مي نمايد».

لازم به ذکر است در مسأله سوگوارى و گریستن بر امام حسین علیه السلام و ابراز تنفر از مخالفان آنها، تنها شخص امام حسين عليه السلام و شخص يزيد مطرح نيست، بلكه بحث از دو مكتب فكرى و عقيدتى و عملى است؛ مكتبى در مسير توحيد، آزادگى، عدالت و حمايت از انسان ها و در مقابل مكتبى وارث ميراث جاهليت، تبعيض، ستم، ناپاكى و تزوير! ... اين جاست كه به اين سؤال پاسخ گفته مى شود، كه مى گويند پس از گذشتن دوران بنى اميه و بنى عباس و تحقق يافتن نسبى اهداف امام حسين عليه السلام و يارانش، ادامه مراسم سوگوارى، بى دليل به نظر مى رسد،حال آنکه سخن از مكتب در ميان است، مكتبى كه در طول تاريخ جريان داشته و دارد، آن چه مربوط به آن است پايان گرفتنى نيست.

گریه؛ پرچم ظلم ستیزی است

همان طور كه استدلالات منطقى و كوبنده مى تواند همبستگى گوينده را با اهداف رهبران آن مكتب آشكار سازد، قطره اشك نيز مى تواند اعلان جنگ عاطفى بر ضد دشمنان آن مكتب محسوب گردد.

گریه برای امام حسین علیه السلام نیز جنبه شخصى ندارد، بلکه به خاطر ظلم هايى است كه دشمنان بر آنها روا داشتند؛ در واقع اعلان جنگ با دشمنان ايشان، و به تعبير ديگر با ظالمان و ستمگران دنياست. چرا كه هدف امام حسين عليه السلام چيزى جز اين نبود.

«گریه»؛ سلاح برنده امام سجاد(ع) برای احیای نهضت عاشورا

از مؤثرترين تدابير ائمه اطهار عليهم السلام براى احياى نهضت عاشورا، گريه بر امام حسين عليه السلام است. لذا علاقمندان به مكتب حسينى با برپايى چنين مجالسى، از اهداف عالى و ارزشمند قيام امام حسين عليه السلام آگاه مى شوند و بر مصائب آن حضرت ويارانش اشك مى ريزند و اين مجالس همواره وسيله مهمى براى بيدارى و آگاهى توده هاى مردم بوده است.

امام سجاد عليه السلام نیز در طول دوران امامتش پيوسته سوگوار قصه عاشورا بود و در اين مصيبت آن قدر گريست كه از «بكائين عالم » (بسيار گريه كنندگان) لقب داده شد.

آن حضرت مى فرمود: «إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِي الْعَبْرَةُ؛ هر زمان كه به ياد قتلگاه فرزندان فاطمه (كربلا) مى افتم، اشك گلوگيرم مى شود».

گريه هاى امام عليه السلام كه در هر مناسبتى به آن اقدام مى كردند باعث بيدارى عمومى و مانع از فراموش شدن نام و ياد شهيدان عاشورا شد.

اشک؛ ترجمان عشق به امام حسین علیه السلام

براى پيوند با يك مكتب، تنها پيوند فكرى كه پشتوانه آن منطق و استدلال است، كافى نيست، بلكه پيوند عاطفى كه از عشق و علاقه و محبت سرچشمه مى گيرد، نيز لازم است؛ زيرا براى پيشبرد اهداف يك مكتب، عقل به تنهايى نارساست، بلكه عقل و عشق بايد به هم بياميزند و چرخ هاى جامعه را در مسير هدف به گردش درآورند.

هميشه زبان، ترجمان عقل بوده، ولى ترجمان عشق، چشم است، آن جا كه اشكى از روى احساس و درد و سوز مى ريزد، عشق حضور دارد، ولى آن جا كه زبان با گردش منظم خود جمله هاى منطقى مى سازد، عقل حاضر است.

گريه بيانگر عواطف و عشق به بنيان گذار اين مكتب است كه درس شجاعت و ايمان و ظلم ستيزى به ما می آموزد؛ مگر مى شود رابطه عميق عاطفى باشد، و قطره هاى اشك در مصائب آنها جارى نشود.

تعظیم شعائر حسینی

اساساً سوگوارى در مرگ اشخاص يك نوع تعظيم و احترام به آنان و رعايت موقعيت و شخصيت شان محسوب مى شود؛ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «مرده اى كه گريه كننده اى نداشته باشد عزتى ندارد!».

مخصوصاً سوگوارى در مرگ مردان الهى، از مصاديق بارز تعظيم شعائر الهى بوده و تجليل از عقيده و راه و رسم و مجاهدت و تلاش آنان محسوب مى شود. از اين رو، رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام بازگشت از جنگ احد وقتى كه مشاهده كرد خانواده هاى شهداى قبيله «بنى اشهل» و «بنى ظفر» براى شهيدان خود گريه مى كنند، ولى عموى بزرگوارش حضرت حمزه گريه كننده اى ندارد، فرمود: «لكنَّ حمزة لابواكي له ؛ اما امروز حمزه، گريه كننده اى ندارد!».

زنان مدينه با شنيدن اين سخن در خانه حضرت حمزه اجتماع كرده و به سوگوارى پرداختند و بدين وسيله شخصيت عظيم حضرت حمزه مورد تجليل وتكريم قرار گرفت.

اقامه عزادارى و گریستن براى امام حسين عليه السلام، آن شخصيت ممتاز و بى نظيرى كه خود از خاندان عصمت و طهارت بود و از اولياى الهى و امامان معصوم است، علاوه بر تجليل از مقام شامخ آن امام همام، از مصاديق روشن تعظيم شعائر الهى است.

چگونه چنين نباشد و حال آن كه امام حسين عليه السلام كه تمام هستى خويش را يك جا با خداوند معامله كرد و با تمام اهل بيت عليهم السلام و فرزندان در قربانگاه عشق قدم نهاد و مخلصانه از همه چيزش در راه خدا گذشت، بلکه گریه برای امام حسین علیه السلام، تعظيم يكى از بزرگترين شعائر الهى محسوب مى شود.

اشک همراهی با امام حسین علیه السلام

قلب انسان كانون عواطف است و اين عواطف مخصوصا هنگامى كه شديد باشد، در همه وجود انسان اثر مى گذارد. هنگامى كه عزيزى از دست رود، قلب متلاطم مى گردد و اشك جارى مى شود، بغض گلوى انسان را مى گيرد و زبان به اظهار اشتياق به عزيز از دست رفته مى پردازد.

گاهى قطره هاى اشك پيام آور هدف هاست؛ آنها كه مى خواهند بگويند با مرام امام حسين عليه السلام همراه و با هدف او هماهنگ و پيرو مكتب او هستند؛ ممكن است اين كار را با دادن شعارهاى آتشين و يا با سرودن اشعار و حماسه ها ابراز دارند؛ اما گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد؛ ولى كسى كه با شنيدن اين حادثه جانسوز قطره اشكى از درون دل، بيرون مى فرستد، صادقانه تر اين حقيقت را بيان مى كند. اين قطره اشك، اعلان وفادارى به اهداف مقدس ياران امام حسين عليه السلام و پيوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با بت پرستى، ظلم و ستم و اعلان بيزارى از آلودگي هاست.

بدین ترتیب در اين مجالس مردمى، با گريه بر مظلوميت امام حسين عليه السلام، آن حضرت را الگو قرار مى دهند، در واقع زمينه تطبيق اعمال و كردار خويش و همرنگى و سنخيت خود را با سيره عملى آن حضرت فراهم مى سازند.

سخن آخر: (شرط قبولی گریه بر امام حسین(ع) چیست؟)

بيان روايات در وعده ثواب هاى عظيم اين مجالس به گونه اى است كه عده اى آن را اغراق آميز دانسته و عده اى هم در نقطه مقابل آن، جنبه افراط را پيموده و معتقد شده اند، همين كه انسان بر امام حسين عليه السلام بگريد، هر چند به قدر بال مگسى باشد اهل نجات است، حتى اگر در باتلاق گناه و فساد فرو رفته باشد. در نگاه اينان همه دروغ گويى ها، خيانت ها، ظلم ها و حق كشى ها با قطره اشكى شسته مى شود!

در اين تحليل مردم براى استفاده از ثواب و رسيدن به شفاعت ائمه اطهار عليهم السلام مجالس عزا به پا كرده و بر آنان مى گريند.

در این میان، برخی بر این باورند که امام حسين عليه السلام خود را فدا كرد تا گناهان امت بخشوده شود و امام كفاره گناهان امت باشد. نظير اعتقاد باطلى كه مسيحيان نسبت به حضرت مسيح عليه السلام دارند و مى گويند مسيح عليه السلام با تن دادن به صليب باعث پاك شدن گناهان پيروان خود شد و آنان را رستگار كرد.

معتقدان اين تحليل چنين برداشت كردند امام عليه السلام و يارانش كشته شدند تا ديگران در انجام هر گناه و جنايتى آزاد باشند و در واقع تكليف الهى از آنان ساقط گردد.

همين پندار سبب شده است كه عده اى گمان كنند هر كس بر امام حسين عليه السلام گريه كند، هر قدر در فساد و تباهى غوطه ور باشد و حتى نسبت به ضروريات دين پايبند نباشد، مورد عفو و بخشش قرار گرفته و اهل نجات خواهد بود.

البته هيچ كس نمى تواند شفاعت را انكار كند، ولى شفاعت حساب و كتاب و شرايطى دارد. در این مسیر شاید به احاديثى كه مى فرمايد: «اگر كسى قطره اى اشك براى امام حسين عليه السلام بريزد بهشت بر او واجب مى شود» استناد شود؛ حال آنکه اينگونه احاديث به اين معنا هستند كه شخص، توفيق صالح شدن پيدا مى كند و صالح شدن به انجام تكاليف است نه با ترك آن .

منابع: ١. عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويداد ها، پيامد ها ٢. پيدايش مذاهب ٣. احکام عزاداری

----------------------------------------

یادداشت

ابعاد مصیبت اسرای کربلا به روایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی)

به نظر مى رسد مصائب اسرای اهل بيت عليهم السلام از مصيبت هاى واقعۀ کربلا جانسوزتر است؛ زیرا مردمى كه ادعاى مسلمانى داشتند و به ظاهر نماز مى خواندند و قرآن تلاوت مى كردند، نه تنها تكبير گويان به جنگ با جگرگوشه پيغمبرشان برخاستند و با بى رحمى تمام اسوه تقوا و ايمان را شهيد كردند، بلکه حريمش را نیز مورد هتك و غارت قرار دادند. صحنه هایی که از نهایت بى رحمى و سنگ دلى دشمنان و اوج مظلوميت خاندان اهل بيت عليهم السلام حکایت دارد.

در شام غریبان بر اهل بیت (ع) چه گذشت؟

پس از شهادت امام حسین علیه السلام، سپاه روسياه كوفه به دستور «شمر» وارد خيمه ها شدند، و هر چه به دستشان مى رسید غارت كردند.

دشمن هر چه را مى يافت، مى گرفت، حتى گوشواره حضرت ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين عليه السلام را از گوشش كشيدند و گوش هاى آن بانوى بزرگ را پاره كردند.

سپس شمر با گروهى از پياده نظام به خيمه امام على بن الحسين عليه السلام آمد. بنا به نقلى، زينب دختر اميرالمؤمنين عليه السلام چون از قصد شمر و يارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز كشته نمى شود مگر آنكه من كشته شوم» آنان به ناچار دست از او كشيدند.

در چنين وضعيت اسفبارى كه غم و اندوه از هر طرف بر ذريه رسول خدا احاطه كرده بود، دشمن به قصد آتش زدن آشيانه هاى آن زنان مصيبت ديده، با شعله هايى از آتش به خيمه ها يورش بردند.

يادآورى اين خاطره تلخ همواره اشك ها را از ديدگان امام سجاد عليه السلام جارى مى ساخت. او مى فرمود: «بخدا سوگند، من هيچگاه به عمه ها و خواهرانم نظر نمى كنم جز اينكه گريه گلويم را مى فشارد و ياد مى كنم آن لحظات را كه آنها از خيمه اى به خيمه ديگر مى دويدند و منادى سپاه دشمن فرياد مى زد كه: خيمه هاى ستمگران را آتش بزنيد!».

بریدن سر شهدا

«ابن سعد» تا حدود ظهر روز يازدهم به دفن اجساد پليد كوفيان مشغول بود. پس از اتمام كار در حالى كه پيكر پاك فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران پاكبازش در زير آفتاب رها شده بود، دستور داد سرهاى ديگر شهداى كربلا را از بدن ها جدا كنند و به قصد تقرب به ابن زياد و گرفتن جايزه با خود به كوفه ببرند.

شیوه به اسارت بردن اهل بیت چگونه بود؟

عمر سعد نزديك ظهر روز يازدهم دستور حركت به سوى كوفه را صادر كرد. با اين دستور زنان و دختران و كودكان حرم حسينى را بر شتران بدون جهاز سوار كردند و آنها را بدون پوشش مناسب، و همانند اسيران بلاد كفر به سوى كوفه حركت دادند.

حال آنکه اسارت در اسلام هرگز بين مسلمين وجود نداشت و اگر اسيرى ديده مى شد مربوط به جنگ هايى بود كه ميان مسلمين و غير مسلمين روى داده بود، و اين كارى كه بنى اميه كردند بزرگترين توهين به مقام شامخ خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و به همين دليل هنگامى كه اسرا را از شهرهاى مختلف عبور مى دادند، باور مردم اين بود كه آنها اسيران بلاد كفرند! اما هنگامى كه حقيقت بر آنها روشن مى شد، فريادشان بلند مى گشت كه اى واى! مگر ممكن است خاندان پيامبر خدا اسير شوند؟!

عبور قافله اسرا از کنار قتلگاه

از دشوارترين لحظات تاريخ كربلا، كه در عظمت و سنگينى با همه آسمان ها و زمين برابرى مى كند، لحظه وداع جانسوز قافله اسيران با بدن هاى پاره پاره شهيدان است.

زنان حرم چون چشمشان به آن بدن هاى پاره پاره افتاد، فريادشان به ناله و شيون بلند شد و بر صورت خود لطمه زدند.

زينب كه مى دانست دشمن در انتظار است تا با ديدن كوچكترين نشانه اى از ضعف وپشيمانى درخاندان پيامبر، قهقهه مستانه سر دهد، با ديدن پيكر به خون آغشته برادر، رو به آسمان كرد و گفت: « اللّهُمَ تَقَبَّلْ هَذَا الْقُرْبَانَ؛ خدايا اين قربانى را قبول فرما!».

حضرت زینب در قتلگاه

راوى مى گويد: او با دلى شكسته و صدايى محزون چنين گفت: «وامحمداه، صَلّی عَلَیْکَ مَلیکُ السَّماء، هَذا حسَینٌ بِالعَراء، مُرَمَّلٌ بالدِّماء ، مُقَطَّعُ الأعضَاء وَاثَکْلاه وَ بَنَاتُکَ سَبَایَا، اِلَی اللهِ الْمُشتَکی وَ اِلی مُحَمَّدٍ الْمُصطَفی و الی عَلِیٍ المُرتَضَی و الی فَاطِمةَ الزَّهراء وَ الی حَمزة سَیّدالشُّهداء. وامُحَمَّداه، وَ هَذا حُسینٌ بِالْعَراءِ تَسفی عَلیه ریحُ الصَّبَاء، قَتِیل أولادِ البَغَایَا. وَاحُزْنَاه، وَاکرباه عَلیک یَا اباعَبدِاللهِ، اَلْیَوم مَاتَ جَدِّی رَسُولُ اللهِ. یَا اصحابَ مُحَمّد، هؤلاء ذُرِیَّةُ المُصطفی یُسَاقُونَ سُوقَ السَّبایَا؛ اى محمد صلى الله عليه و آله! درود فرشتگان آسمان بر تو باد! اين حسين توست كه در خون غلتيده است و پيكر او پاره پاره شده است. اى محمد صلى الله عليه و آله! دختران تو اسير شده اند و فرزندانت كشته گشته اند و باد صبا بر پيكرهايشان مى وزد. اين حسين توست كه روى خاك افتاده، سرش را از قفا بريده اند، عمامه و رداى او را به يغما برده اند».

زينب عليها السلام همچنان سخن مى گفت و دوست و دشمن مى گريستند.

قرار از كف رفته بود، هيچ كس آرام نبود. به تعبير دعبل شاعر اهل بيت عليهم السلام:

كـيفَ الـقرارُ و في السبايا زينبٌ

تَـدْعـو بِـفَـرْطِ حَــرارةٍ يــا أحـمدُ

هــذا الـحـسينُ بـالسُّيوفِ مُـبَضَّعٌ

و مُــلَـطَّـخٌ بِــدِمـائِـهِ ، مُـسْـتَـشْهدُ؛

چگونه آرام و قرار گيرند در حالى كه در ميان اسيران، زينب حضور دارد كه با تمام حرارت وجودش فرياد مى زد: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! اين حسين توست كه با شمشيرها پاره پاره شده است و در خون خويش غلتيده، و به شهادت رسيده است».

زينب عليها السلام كه گويا سخنگوى آن صحنه عجيب بود چنين ادامه داد: «بِأَبِي مَنْ أَضْحَى عَسْكَرُهُ فِي يَوْمِ الْإِثْنَيْنِ نَهْباً بِأَبِي مَنْ فُسْطَاطُهُ مُقَطَّعُ الْعُرَى بِأَبِي مَنْ لَا غَائِبٌ فَيُرْتَجَى وَ لَا جَرِيحٌ فَيُدَاوَى بِأَبِي مَنْ نَفْسِي لَهُ الْفِدَاءُ بِأَبِي الْمَهْمُومُ حَتَّى قَضَى بِأَبِي الْعَطْشَانُ حَتَّى مَضَى بِأَبِي مَنْ شَيْبَتُهُ تَقْطُرُ بِالدِّمَاءِ؛ پدرم فداى آن كسى باد كه (خيمه گاه) سپاهش روز دوشنبه غارت شد. پدرم فداى آن كس باد كه طناب هاى خيمه اش بريده و بر زمين افتاد. پدرم فداى آن كه نه سفر رفته است تا اميد بازگشتش باشد و نه چنان زخمى برداشته كه اميد مداوايش باشد. پدرم فداى آن كس كه جانم فداى او باد. پدرم فداى آن كس كه با دل پرغصه جان سپرد، پدرم فداى آن كس كه با لب تشنه شهيد شد، پدرم فداى آن كس كه از محاسنش خون مى چكد».

دل ها مى رفت كه از سينه ها بيرون بزند، باران اشك به احدى مجال نمى داد، زينب اين بار اصحاب جدش را مخاطب ساخت و گفت: «وَا حُزْنَاهْ وَا كَرْبَاهْ اَلْيَوْمَ مَاتَ جَدِّي رَسُولُ اَللَّهِ يَا أَصْحَابَ مُحَمَّدَاهْ هَذَا ذُرِّيَّةُ اَلْمُصْطَفَى يُسَاقَوْنَ سَوْقَ اَلسَّبَايَا؛ امروز گويا جدم رسول خدا از دنيا رفته، اى اصحاب محمد صلى الله عليه و آله! اينان فرزندان پيامبر برگزيده اند كه آنان را همانند اسيران مى برند».

و اینچنین حضرت زينب عليها السلام سنگ صبور اهل كاروان، با نوحه سرائى بجا و به موقعش تا حدودى باعث تخليه بغض هاى فرو خفته در گلو شد.

سخن آخر: (اُف به مرام کوفیان)

بی شک اگر نبود كه اين ماجراها در كتاب هاى معتبرى از شيخ مفيد و سيد بن طاووس و مانند آن آمده، باور كردن آن بسى دشوار بود؛ ولى متأسفانه اين برخوردها واقعيت دارد. از آن مردم پست و دنياپرست و بى ايمان، برخوردهايى سرزد و رنج هايى بر خاندان عصمت و طهارت وارد آمد كه جاى آن داشت آسمان ها از هم متلاشى شود، چرخ گردون از حركت باز ايستد، زمين متلاشى گردد و جن و انس براى هميشه گريان بمانند. حوادثى كه قلب هر انسان با وجدانى را مى لرزاند و در غم و اندوهى عميق و پايان ناپذير فرو مى برد.

به راستی آيا مى توان باور كرد كه مردمى مسلمان! شاهد اين صحنه ها باشند و آرام بگيرند! چگونه كوفيان با ديدن اين صحنه ها مى توانستند آرام بخوابند و به آسودگى زندگى كنند و حتى براى لحظه اى بخندند!!

جاى آن داشت كه آنان از شرم، تا هميشه تاريخ سر به زير مى افكندند و حتى به روى يكديگر نيز نگاه نمى كردند. اف بر اين مردم بى وفا و بى ايمان!

منبع:

عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويداد ها، پيامد ها

----------------------------------------

یادداشت

روش شناسی امام سجاد (علیه السلام) در احیای نهضت حسینی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی)

بى ترديد، احياى نام و ياد مردان بزرگ نهضت حسینی به ویژه حضرت سیدالشهدا علیه السلام، الهام بخش بوده و به زندگى انسان ها جهت مى دهد و روح فداكارى و ايثار را زنده كرده و آدمى را در برابر مشكلات و حوادث سخت، مقاوم و استوار مى سازد. ذكر اين صالحان و طرح فضايل اخلاقى و روح حماسى شان باعث مى شود كه هر قوم و ملتى به خصوص مسلمين از آنها الگو گرفته و به آنان تأسى و اقتدا كنند.

از اين رو مى بينيم امامان معصوم عليهم السلام در زنده نگهداشتن ياد و نام شهيدان كربلا، به عنوان كامل ترين الگو هاى فداكارى و ايثار در راه نجات امت، به خصوص سالار شهيدان اباعبدالله الحسين عليه السلام در مناسبت هاى مختلف سعى و تلاش فراوانى نمودند و هيچ فرصتى را در زنده نگهداشتن يادشان فروگذار نكردند.

امامان اهل بيت عليهم السلام، براى زنده نگهداشتن ياد امام حسين عليه السلام از شيوه هاى گوناگونى استفاده مى كردند، براى درك اين حقيقت، نظرى به تاريخ ائمۀ عليهم السلام مى اندازيم كه در رأس آنها امام سجاد زين العابدين عليه السلام قرار دارد.

معرفی اهل بیت به جامعه

يكى از درس هاى عبرت انگيز تاريخ تلاش گسترده بنى اميه براى محو فضائل حضرت على عليه السلام است. آنها هفتاد سال نه تنها مانع ذكر و نشر فضائل مولاى متقيان على عليه السلام شدند، بلكه بر فراز منابر و در خطبه هاى نماز جمعه، آن حضرت را سب و ناسزا مى گفتند! به نحوی که ناسزا گويى به على عليه السلام در ميان مردم شام به سنت تبدیل شد، سپس به ساير بلاد اسلامى نيز گسترش یافت و معاویه به سب و لعن اميرمؤمنان عليه السلام در محافل و مجالس و برفراز منبر ها و در خطبه هاى نماز جمعه فرمان داد.

مرحوم علامه امينى با استناد به منابع معتبر اهل سنت مى نويسد: «معاويه پيوسته اصرار داشت كه رواياتى در نكوهش مقام اميرمؤمنان على عليه السلام جعل كند و اين كار را آن قدر ادامه داد كه كودكان شام با آن خو گرفتند و بزرگ شدند و بزرگسالان به پيرى رسيدند. هنگامى كه پايه هاى بغض و عداوت نسبت به اهل بيت عليهم السلام در قلوب ناپاكان محكم شد، سنت زشت لعن و سب مولا على عليه السلام را به دنبال نماز هاى جمعه و جماعت و بر منابر، در همه جا، حتى در محل نزول وحى يعنى مدينه رواج داد».

همچنين نقل شده است كه معاويه در قنوت نماز خويش، على، حسن و حسين عليهم السلام را لعن مى كرد. و حتى در خواست برخى از بنى اميه را جهت ترك اين عمل زشت و نفرت انگيز رد مى كرد و همچنان به كار خويش ادامه مى داد.

به هر حال، با اين برنامه، لعن على عليه السلام و خاندان وى به صورت يك سنت درآمد و هفتاد هزار منبر در عصر امويين در سراسر كشور اسلامى نصب شد و بر فراز آن ها، على عليه السلام را لعن مى كردند.

در واقع، آنان ادامه حكومت جنايت بار خويش را بر پايه چنين سنتى استوار مى ديدند. اين نكته اى است كه «مروان بن حكم» بدان تصريح كرده است. در تاريخ مى خوانيم كه وقتى از «مروان حكم» سؤال شد كه چرا شما على را سب و لعن مى كنيد؟ و اين كار چه نفعى براى شما دارد؟ پاسخ داد: «لاَ یَسْتَقِیمُ لَنَا الاَمْرُ إِلاَّ بِذَلِکَ؛ حكومت ما جز با اين كار سامان نمى يابد».

و اینچنین تداوم بى حرمتى ها از سوى معاويه و عمالش نسبت به ساحت مقدس اميرمؤمنان عليه السلام و فرزندانش حسن و حسين عليهما السلام و ترويج سب و لعن آنان به صورت علنى؛ زمينه هاى فاجعه خونين كربلا را به گونه اى شتابان فراهم نمود و آن حسين عزيزى كه اين همه مورد محبت رسول خدا صلى الله عليه و آله و مسلمين بود، حتى مأوايى در تمام آن سرزمين پهناور اسلامى نداشت.

لذا امام سجاد پس از ورود به کوفه در اولین سخنرانی خود با جملاتی قابل تأمل به معرفی خود پرداخت؛ «أَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمَذْبُوحِ بِشَطِّ الْفُراتِ مِنْ غَیْرِ ذَحْل وَلا تِرات، أَنَا ابْنُ مَنِ انْتُهِکَ حَرِیمُهُ وَ سُلِبَ نَعِیمُهُ وَانْتُهِبَ مالُهُ وَ سُبِیَ عِیالُهُ، أَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، فَکَفى بِذلِکَ فَخْراً؛ من على فرزند حسينم، همان كس كه بدون هيچ جرم و گناهى كنار شط فرات (با لب تشنه) سر بريده شد. من فرزند كسى هستم كه حريمش مورد بى حرمتى قرار گرفت و اموالش به غارت برده شد و خانواده اش به اسارت گرفته شد. من پسر كسى ام كه با آزار و شكنجه به شهادت رسيد و همين افتخار ما را كافى است!»

بزرگ ترین شاهکار امام سجاد علیه السلام در معرفی اهل بیت در شام رقم خورد؛ آنجا که آن حضرت برای خنثی نمودن تبلیغات سوء سالیات دراز حکومت بنی امیه، به معرفى بيشتر اميرمؤمنان على عليه السلام پرداخت و چنين فرمود:

«أَنَا ابْنُ الْمُحَامِي عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِينَ وَ قَاتِلِ الْمَارِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ... لَيْثُ الْحِجَازِ وَ كَبْشُ الْعِرَاقِ مَكِّيٌّ مَدَنِيٌّ خَيْفِيٌّ عَقَبِيٌّ بَدْرِيٌّ أُحُدِيٌّ شَجَرِيٌّ مُهَاجِرِيٌّ. مِنَ الْعَرَبِ سَيِّدُهَا وَ مِنَ الْوَغَى لَيْثُهَا وَارِثُ الْمَشْعَرَيْنِ وَ أَبُو السِّبْطَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ. ذَاكَ جَدِّي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ؛ من فرزند حمايت گر از حرم مسلمانان و پيكارگر با مارقين و خارج شدگان از دين (خوارج) و ناكثين و پيمان شكنان (اصحاب جمل) و قاسطين و ستمگران (معاويه و شاميان) هستم... او كه شير حجاز و پيشواى عراق، مردى از تبار مكه و مدينه و (مسجد) خيف (در منا) و عقبه بود. او كه از سرداران جنگ بدر و احد و از حاضران در بيعت شجره (در ماجراى صلح حديبيه) و از مهاجران (از مكه به مدينه) بود. او بزرگ عرب، شير بيشه نبرد، وارث دو مشعر، پدر دو سبط رسول خدا، حسن و حسين بود؛ آرى؛ او جد من على بن ابى طالب عليه السلام است ».

آنگاه امام عليه السلام فرمود: «انَا ابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ أَنَا ابْنُ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ؛ من فرزند فاطمه زهرايم، من فرزند سرور زنان جهانم».

ناگفته پيداست كه اين خطبه عجيب و بى نظير و فوق العاده كوبنده، غوغايى در شام بپا كرد و كاخ حكومت امويان را به لرزه درآورد و تبليغات شومى كه بيش از چهل سال بر ضد اميرمؤمنان على عليه السلام شده بود را بر باد داد و مانند غرش رعد در همه جا صدا كرد.

تأمل در این خطبه ها؛ به خوبى مى رساند كه غرض از يادآورى و معرفی اهل بیت علیهم السلام، بيان بيوگرافى و شرح نام و مسائل شخصى آنان نيست، بلكه هدف، زنده نگه داشتن ياد آنان و تبیین صفات نيكو و خصلت هاى پسنديده و روش هاى الهى و انسانى در آنان است.

لذا در این خطبه ها، به جنبه هاى شخصى و خانوادگى و امور معمول زندگى اهل بیت علیه السلام اشاره اى نشده است، بلكه از صلاحيت ها و فضايل مختلف اخلاقی و اعتقادی و برنامه هاى سازنده آنان سخن به ميان آمده است، و اين به خوبى نشان مى دهد یکی از بهترین روش های زنده نگهداشتن ياد و خاطره عاشورا و عاشوراییان به شمار می رود.

مناظرات

یکی دیگر از روش هایی که امام علیه السلام از آن به عنوان راهبردی مهم در تبیین حماسۀ حسینی بهره بردند مناظره بود؛ از بهترین نمونه های مناظرۀ آن حضرت در دوران اسارت، مناظره با پیرمرد شامی است، وقتی آن پیرمرد به حضرت گفت: «خدا را سپاس كه شما را كشت و نابود كرد و شهرها را از مردان شما آسوده ساخت و يزيد را بر شما پيروز نمود!!».

امام على بن الحسين عليهما السلام به او فرمود: «يا شَيْخُ! هَلْ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ ؛ اى پيرمرد آيا قرآن خوانده اى؟». پاسخ داد: آرى (شما را با قرآن چكار؟!).

فرمود: «فَهَلْ عَرَفْتَ هذِهِ الآيَةَ: قُلْ لاَ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى؛ آيا اين آيه را مى شناسى كه مى گويد: به مردم بگو كه من هيچ پاداشى از شما در برابر رسالتم درخواست نمى كنم، جز دوست داشتن نزديكانم ؟». پيرمرد پاسخ داد: آرى؛ من اين آيه را خوانده ام (ولى با شما چه ارتباطى دارد!). امام عليه السلام فرمود: «فَنَحْنُ الْقُرْبى يا شَيْخُ ؛ قربى ما هستيم».

سپس افزود: «آيا آيه وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيء فَأَنَّ للهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى را خوانده اى؟»، پيرمرد گفت: آرى، اين آيه را خوانده ام. امام سجّاد عليه السلام فرمود: «آن قربى كه در اين آيه آمده است، ما هستيم».

آنگاه فرمود: «آيا اين آيه را خوانده اى كه مى فرمايد: إِنَّمَا يُريدُ اللهَ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا،ً پيرمرد گفت: آرى، اين آيه را نيز خوانده ام.

امام سجاد عليه السلام فرمود: «فَنَحْنُ أهْلُ الْبَيْتِ الَّذينَ خَصَّصَنا بِآيَةِ الطَّهارَةِ يا شَيْخُ؛ اى پيرمرد! ما آن اهل بيتى هستيم كه خداوند آيه تطهير را ويژه ما قرار داد».

پيرمرد كه اين سخنان را شنيد، ساكت شد و از گفته هاى خود سخت پشيمان گرديد و فرياد زد: به خدا سوگند شما همان گروه (شايسته و از خاندان پيامبر) هستيد.

پيرمرد نيز توبه كرد، ولى هنگامى كه اين سخن به گوش يزيد رسيد، دستور قتل وى را صادر كرد!

از دیگر مناظرات در سیرۀ آن حضرت می توان به مناظره با ابن زیاد، عبدالملک مروان و حسن بصری، اشاره کرد.

ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم

مسأله قيام خونين امام حسين عليه السلام برای آن حضرت به صورت يك الگو و برنامه جهت مقاومت در برابر هر گونه استبداد و زورگويى و ظلم و ستم تبدیل گردید و شعار «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة؛ ما هرگز تن به ذلت نمى دهيم»، كه برگرفته از تاريخ خونبار كربلاست هميشه به آن حضرت كمك كرده است ، در مقابل حكومت هاى ظالم ایستادگی نماید.

نمونه بارز این ایستادگی در دربار ابن زیاد رخ داد؛ آنجا که امام سجاد عليه السلام وقتى وارد مجلس ابن زياد شد، بين امام و او گفتگوى شديدى رخ داد به طورى كه ابن زياد دستور داد گردن امام عليه السلام را بزنند. سپس امام عليه السلام خطاب به ابن زياد فرمود: «آيا مرا به مرگ تهديد مى كنى؟» آنگاه رو به ابن زياد كرد و فرمود: «أَما عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَةٌ وَ كَرامَتَنَا الشَّهادَةُ؛ آيا ندانسته اى كه كشته شدن يك كار عادى و معمولى براى ماست، و كرامت و افتخار ما از جانب خدا، شهادت است».

وقتى ابن زياد اين ایستادگی و مقاومت امام سجاد عليه السلام را ديد، گفت: دست از على بن الحسين عليه السلام برداريد، لذا دستور داد على بن الحسين و همراهانش را درخانه اى كنار مسجد اسكان دهند.

اشاعه فرهنگ عاشورا در مدینه

بی شک سخنان فراموش نشدنى كه در خطبه هاى امام سجاد عليه السلام در نزديكى مدينه آمده است، بيانگر روح حماسى اين واقعه بزرگ تاريخ است.

آن حضرت در فرازی فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ! فَأَیُّ رِجالاتٍ مِنْکُمْ تَسُرُّونَ بَعْدَ قَتْلِهِ؟! امْ أیُّ فُؤادٍ لایَحْزُنُ مِنْ أَجْلِهِ؟ أَمْ أَیَّةُ عَیْنٍ مِنْکُمْ تَحْبِسُ دَمْعَها وَتَضَنُّ عَنِ انْهِمالِها؟!... أَیُّهَا النَّاسُ! أَیُّ قَلْبٍ لا یَنْصَدِعُ لِقَتْلِهِ؟! أَمْ أَیُّ فُؤادٍ لایَحِنُّ إِلَیْهِ؟! أَمْ أَیُّ سَمْعٍ یَسْمَعُ هذِهِ الثُّلْمَةَ الَّتِی ثُلِمَتْ فِی الْإِسْلامِ وَلا یُصَمُّ... فَعِنْدَاللَّهِ نَحْتَسِبُ فِیما أَصابَنا وَما بَلَغَ بِنا، إِنَّهُ عَزِیزٌ ذُوانْتِقامٍ؛ اى مردم! بعد از شهادت او، كدام يك از مردانتان مى تواند شادى كند؟ يا كدام قلبى مى تواند براى او محزون نباشد؟ يا كدام چشمى مى تواند گريه نكند و اشك نريزد؟ اى مردم! كدام قلب است كه در شهادت او لرزان نشود؟ يا كدام جگرى مى توان يافت كه براى او نسوزد؟ يا كدام گوشى است كه اين حادثه بزرگ و جبران ناپذير را بشنود و آسيب نبيند؟... در برابر مصائبى كه به ما رسيده از خدا پاداش مى طلبيم. به يقين خداوند شكست ناپذيرو صاحب انتقام است».

داستان اين خطبه نشان مى دهد كه مردم مدینه با ضرباتى كه خطبه كوبنده امام سجاد عليه السلام بر روحشان وارد كرد و آگاهى مردم از ماهيت يزيد و پليدى و خباثت وى، انقلاب خونينى در مدينه آغاز شد. و اعلام قيام و جهاد از سوى «عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه » و برخى ديگر از صاحب نفوذان، قیام و جهاد علیه یزید اعلام شد. مردم مدينه يزيد را از خلافت خلع كرده و به بدگويى و سب و لعن وى پرداختند.

يزيد كه از ماجرا مطلع شد، لشكر عظيمى فراهم ساخت و فرماندهى آن را به عهده مردى خونريز به نام «مسلم بن عقبه» گذاشت.

اين فرمانده سفاك، پس از محاصره مدينه، مقاومت آنان را درهم شكست و به قتل و غارت مدينه پرداخت و كشتار وسيعى را در اين شهر به راه انداخت.

سخن آخر: (اشک های امام سجاد (ع) واقعه عاشورا را زنده نگه داشت)

از مؤثرترين تدابير ائمه اطهار عليهم السلام براى احياى نهضت عاشورا گريه بر امام حسين عليه السلام است. لذا امام سجاد عليه السلام در طول دوران امامتش پيوسته سوگوار قصه عاشورا بود و در اين مصيبت آن قدر گريست كه از «بكائين عالم » (بسيار گريه كنندگان) لقب داده شد.

آن حضرت مى فرمود: «إِنِّى لَمْ اَذْکُرْ مَصْرَعَ بَنى فاطِمَةَ إِلاّ خَنَقَتْنِى الْعَبْرَةُ؛ هر زمان كه به ياد قتلگاه فرزندان فاطمه (كربلا) مى افتم، اشك گلوگيرم مى شود».

همچنين در روايتى از امام صادق علیه السلام آمده است: «امام زين العابدين عليه السلام مدت چهل سال بر پدر بزرگوارش گريه كرد، درحالى كه روزها را روزه بود و شب ها را به عبادت مى پرداخت. وقت افطار هنگامى كه خادمش آب و غذا در برابرش مى نهاد و مى گفت: مولاى من! ميل بفرماييد؛ آن حضرت مى فرمود: «قتل ابن رسول الله جائعا، قتل ابن رسول الله عطشانا؛ پسر رسول خدا گرسنه و تشنه شهيد شد». مكرر اين جمله را مى گفت و اشك مى ريخت، تا آنكه آب و غذايش با اشك چشم او آميخته مى شد (سپس افطار مى كرد). آن حضرت تا هنگام رحلت همين گونه بود».

بى ترديد اين اشک ها كه ناشى از غمى عميق و دردى جانكاه داشت، يادآور مظلوميت امام حسين عليه السلام و يارانش و افشاگر ستم يزيد و جانيان شام و عوامل مزدور آنان بود و سبب زنده نگه داشتن خاطره عاشورا، بيدارى مردم و ايجاد روح مقاومت و شجاعت در آنان و سرانجام انقلاب و قيام مى شد؛ زیرا آنجا كه نتوان با شمشير و نيزه به جنگ با دشمنان برخاست، مى توان با قطره هاى اشك، سيلى بنيان كن به راه انداخت و بساط ظالم را برچيد.

به ديگر سخن، اين شورها و اشك ها، عواطف را بر مى انگيزد، آتش نفرت از ستمگران را بر مى افروزد و سينه ها را مالامال از عشق به فداكارى مى كند و در نهايت به شورش و قيام مى انجامد. و اینچنین گريه هاى امام سجاد عليه السلام كه در هر مناسبتى به آن اقدام مى كردند باعث بيدارى عمومى و مانع از فراموش شدن نام و ياد شهيدان عاشورا شد.

منبع:

عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويداد ها، پيامد ها

----------------------------------------

مقاله

گریه و عزاداری بر مظلومان ١٤٠٠ سال پیش و فراموشی مظلومان زمانه!

یکی از سؤالاتی که گاهی درباره گریه بر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) خصوصا امام حسین(علیه السلام) مطرح می شود این است که چرا با اینکه ١٤٠٠ سال از آن حوادث می گذرد هنوز سفارش به گریه و عزاداری برای آنها می شود؟ برفرض گریه برای مظلومین تاثیری داشته باشد، آیا بهتر نیست که بجای منحصر شدن در ١٤٠٠ سال قبل، به حال مقتولان میانمار، غزه، یمن و... گریه کنیم؟

در پاسخ به این سؤال چند نکته لازم به ذکر است.

الف) آنچه در اسلام اهمیت دارد، یاری مظلومان می باشد و گریه بر ستمدیدگان، جبران وظیفه «یاری مظلوم» را نمی کند:

خداوند متعال در قرآن كريم به یاری مظلومان سفارش کرده است و كسانى را كه نسبت به كمك و يارى ستمديدگان، سكوت و بى تفاوتى اختيار كرده اند، سرزنش و ملامت نموده، مورد توبیخ قرار مى دهد. به عنوان مثال در آیه ٧٥ سوره نساء می خوانیم: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْية الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً»؛ (چرا در راه خدا، و [در راه] مردان و زنان و كودكانى كه [به دست ستمگران] تضعيف شده‏ اند، پيكار نمى‏ كنيد؟! همان افراد [ستمديده ‏اى] كه مى‏ گويند: پروردگارا! ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما). از اين آيه استفاده مى شود كه بر مسلمانان واجب است اگر ديدند مسلمانى گرفتار ظالمى شده، به قدر قوه و قدرت خود اقدام كنند و شر آن را رفع بنمايند.(١)

همچنین خداوند در آیه ٧٢ سوره انفال تاکید می فرماید: «... إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِى الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ...»؛ (اگر گروهى [از مؤمنان] برای حفظ دين از شما يارى بطلبند، باید ياریشان کنيد). این آيه شريفه نیز با كمال صراحت، مسلمانان را ملزم به یاری مسلمانان ستم دیده می فرماید.

بر همین مبنا پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) تاکید می فرماید: (كسى كه شب را صبح كند و نسبت به سرنوشت مسلمانان اهتمام به خرج ندهد، مسلمان نيست)؛ «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ».(٢) و در بیانی دیگر، بی تفاوتی در قبال یاری خواهی هر انسانی را توبیخ نموده، مى فرمايد: (هر كسى فرياد و استغاثه انسانى را بشنود كه مسلمانان را به يارى و كمك مى طلبد و به يارى او نرود، مسلمان نيست)؛ «وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِى يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ».(٣)

امام صادق(ع) نیز تاکید مى فرمايد: (هر مؤمنى برادرش را خوار نماید در حالى كه قدرت و توانايى يارى كردن او را دارد، خداوند در دنيا و آخرت دست از يارى او خواهد كشيد)؛ «وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه».(٤)

نیاز به تبین بیشتری ندارد که یاری مظلومان و کمک به ستمدیدگان وظیفه ای است که با هیچ عملی حتی گریه کردن برای مظلوم جایگزین نمی گردد؛ هر مومنی در روز قیامت باید نسبت به هر گونه سهل انگاری که در حق بندگان ستم دیده نموده در مقابل پرودگارش پاسخگو باشد. مگر اینکه امکانی برای یاری مظلوم در اختیارش نباشد. بنابراین وظیفه اساسی و اولیه ما به عنوان مسلمان در قبال رنج ها و ظلم هایی که دیگر مسلمانان متحمل می شوند، نه گریه و زاری که یاری آنها و حمایت شان با جان و مال است.

ب) گریه بر امام حسین(علیه السلام) آثاری دارد که در سایر موارد نیست:

قیام امام حسین(علیه السلام) در طول تاریخ برترین الگوی مبارزات آزادی خواهان و ظلم ستيزان بوده که تبلور الگوگیری ظلم ستيزان از مبارزات سالار شهیدان در عزادری های آن حضرت جلوه و تاثیرگذاری بیشتری دارد. به خاطر این تاثیر است که پیامبر اکرم(ص) ده ها سال پیش از واقعه کربلا، در اهمیت و اثرگذاری گریه بر سید الشهدا فرمودند: «یا فاطِمَةُ! کُلُّ عَیْنٍ باکِیَهٌ یَوْمَ الْقیامَةِ اِلاّ عَیْنٌ بَکَتْ عَلى مُصابِ الْحُسَینِ فَاِنِّها ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعیمِ الْجَنّةِ»(٥)؛ (یا فاطمه! روز قیامت هر چشمى گریان است، مگر چشمى که در مصیبت و عزاى حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمت هاى بهشتى مژده داده مى شود). و در روایت دیگری نیز در تبیین ماهیت این سوگ و عزا فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا»(٦)؛ (همانا در قتل حسین حرارتی در قلوب مومنین است که هرگز سرد نخواهد شد).

این عزاداری در طول تاریخ محمل رسالت های اجتماعی تاریخی و دلالت های فرهنگی مختلفی بوده است که می توان اشاره وار برخی از آنها را اینگونه برشمرد:

١. حفظ مکتب اهل بیت(علیهم السلام)

برپایی عزاداری، مکتب اهل بیت را زنده می کند. در این مراسم حقانیّت، سیره و سنت آنها بیان و به نسل های بعدی منتقل می شود. امام صادق(ع) در مورد اين گونه مجالس فرمودند: «إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ أُحِبُّها فَأَحْيُوا أمْرَنا»(٧)؛ (اين گونه مجالس [شما] را دوست دارم، از اين طريق مكتب ما را زنده بداريد!).

٢. پاسداشت تاریخ و هدف قیام امام حسین(علیه السلام)

برپایى چنین مجالسى موجب آگاهی از اهداف عالى و ارزشمند قیام‏ امام حسین(ع) مى‏ شود. این مجالس در جهت تبیین اهداف‏ قیام امام حسین(ع) و ترویج عقاید ناب محمّدى و تقویت اعتقادات اصیل اسلامى و اخلاق حسنه و ایثار و فداکارى است.(٨) در حقیقت شعیان به توصیه اهل بیت عزاداری می کنند تا یادشان نرود چه اتفاقی افتاد و زمینه آن چه بود؟ امام حسین(ع) چرا قیام کرد؟ هدف ایشان از این قیام چه بود؟

در طول تاریخ اسلام وقایع تلخی روی داد و اثرات نامطلوبی را در مسیر اسلام بر جای گذاشت امّا در حال حاضر عدّه ای به راحتی اصل وقوع بسیاری از این حوادث را انکار می کنند. یکی از نتایج گریه برای امام حسین(ع) و استمرار یاد ایشان در مراسم های عزاداری این بوده که انکار وقایع عاشورا و علل و اسباب آن در حال حاضر برای کسی میسّر نیست چون سیاست «ذکر مصیبت» که توسط امامان اهل بیت(ع) درباره امام حسین(ع) و عاشورا پایه گذاری شد اجازه چنین کتمانی را نمی دهد.

٣. بسیج توده ‏ها و وحدت شیعیان

اهمّیّت برپایى مجالس عزاداری و رمز تاکید ائمّه اطهار(علیهم السلام) بر حفظ آن، آنگاه روشن‏ تر مى ‏شود که ملاحظه کنیم شیعیان در عصر صدور این روایات به شدّت در انزوا به سر مى‏ بردند و تحت فشارهاى گوناگون حکومت امویان و عبّاسیان چنان گرفتار بودند که قدرت بر انجام کوچکترین فعّالیّت و حرکت سیاسى و اجتماعى نداشتند ولى مجالس عزاى امام حسین(علیه السلام) آنان را نجات داد و در پناه آن، تشکّل و انسجام تازه ‏اى یافتند و به صورت قدرتى چشمگیر در صحنه جامعه اسلامى ظاهر شده و باقى ماندند.(٩)

به تعبير امام خمينى(ره) این عزاداری و گريه سياسى است: «ما ملت گريه سياسى هستيم، ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مى دهيم و سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مى كنيم». ایشان همچنین فرمود: «همه ما بايد بدانيم كه آنچه موجب وحدت بين مسلمين و دوستداران اهل بیت(ع) است، اين مراسم سياسى، مراسم عزادارى ائمّه اطهار(علیهم السلام) به ويژه سيّد مظلومان و سرور شهيدان حضرت اباعبداللَّه الحسين(ع) است كه حافظ ملّيّت مسلمين به ويژه شيعيان ائمّه اثنى‏ عشر(ع) مى باشد».(١٠)

حتی «ماربين» مورّخ آلمانى نیز به این آثار اعتراف کرده و مى گويد: «هيچ چيز مانند عزادارى حسينى نتوانست بيدارى سياسى در مسلمانان ايجاد كند».(١١)

امروزه وحشتى كه در دل دشمنان دين از برپايى اين مجالس افتاده است بر كسى پوشيده نيست و با نگاهى گذرا به تاريخ اسلام بعد از حادثه كربلا مى بينيم اين مجالس و پيام‏هاى عاشورايى تا چه اندازه سرمشق قيام‏هاى مجاهدان راه خداوند در مقابل گردنكشان و طاغوتيان بوده است.

٤. خودسازى و تربیت دینى (الگوپذیرى)

مجالس عزاى امام حسین(علیه السلام) مجالس تحوّل روحى و مرکز تربیت و تزکیه نفس است. در این مجالس مردمى که با گریه بر مظلومیّت امام حسین(ع) آن حضرت را الگو قرار مى‏ دهند، در واقع زمینه تطبیق اعمال و کردار خویش و همرنگى و سنخیّت خود را با سیره عملى آن حضرت فراهم مى‏ سازند. تاثیر عمیق این مجالس به قدرى است که افراد زیادى در این مجالس، دگرگونى عمیقى یافته و تصمیم بر ترک گناه و معصیت مى‏ گیرند، و چه بسا اشخاص گمراهى که با شرکت در این مجالس راه نجات را پیدا مى‏ کنند. اضافه بر اين، در طول تاريخ اين جلسات به مثابه كلاس‏هاى درس براى توده‏ هاى مردم بوده است و آنان را با معارف و حقايق دينى، تاريخ، رجال، احكام و موضوعات گوناگون ديگر آشنا مى‏ كرده است، و يكى از مؤثّرترين پايگاه‏ هاى خودسازى و تهذيب نفوس و تربيت اخلاق بوده است.(١٢)

نیروهای تربیت یافته در این مجالس، بهتر از دیگر مسلمانان، آمادگی دفاع و حمایت از برادران و خواهران مسلمان رنج دیده شان در اقصی نقاط عالم را دارند.

٥. تجلیل از مجاهدت امام حسین(علیه السلام) و تعظیم شعائر الهی

اساساً سوگوارى در مرگ اشخاص یک نوع تعظیم و احترام به آنان و رعایت موقعیّت و شخصیّت ‏شان محسوب مى‏ شود و سوگوارى در مرگ اولیاء الهى و بزرگداشت مقام آنها از مصادیق بارز تعظیم شعائر الهى بوده و تجلیل از عقیده و راه و رسم و مجاهدت و تلاش آنان محسوب مى ‏شود. خداوند در آیه ٤١ سوره مریم جهت بزرگداشت اولیاء الله دستور می فرماید: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا»؛ (در اين كتاب ابراهيم را ياد كن كه او بسيار راستگو و پیامبر خدا بود). و در آیه ٥١ همان سوره فرمان می دهد: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى‏ إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولاً نَبِيًّا»؛ (و در اين كتاب از موسى ياد كن، كه او مخلص بود، و رسول و پيامبرى والا مقام).

یقینا اقامه عزادارى براى امام حسین(ع) که شخصیّت ممتاز و بى نظیرى بود و از خاندان عصمت و طهارت و از اولیاى الهى و امامان معصوم است، علاوه بر تجلیل از مقام آن امام، از مصادیق روشن تعظیم شعائر الهى است که در آیه ٣٢ سوره حج آمده است: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ (هر کس شعائر الهى را بزرگ‏ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست).(١٣)

٦. اظهار مودت و دوستی با ذوی القربی

تشویق قرآن به مودّت و دوستی با خویشاوندان پیامبر، دلیل دیگر براى عزاداری است. خداوند در آیه ٢٣ سوره شوری از قول پیامبر مى ‏فرماید: «قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى»؛ (بگو من از شما اجر رسالت‏ جز این نخواهم که مودت و محبت مرا در حقّ خویشاوندان منظور دارید). در آیه فوق، مودت و دوستی خویشاوندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) مزد رسالت آن حضرت معرفی شده است. مقصود از قربی (خویشاوندان) در این آیه همان کسانی اند که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است. هنگامی که آیه «الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى‏» نازل شد، عده ای به پیامبر(ص) گفتند: این خویشاوندان شما که مودّت آنان بر ما واجب شده، چه کسانی اند؟ پیامبر(ص) پاسخ داد: علی، فاطمه و دو پسرشان(ع)».(١٤)

دوست داشتن اهل بیت(ع) واجب و از ضروریات دین است که جدل و شک در آن قابل قبول نیست. امام رضا(ع) درباره اظهار مودت و محبت به خاندان رسالت فرمود: «یَا ابْنَ شَبِیبٍ اِنْ سَرَّکَ اَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَیْکَ بِوَلَایَتِنَا فَلَوْ اَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ»(١٥)؛ (اى پسر شبیب! اگر دوست دارى در درجات عالى بهشت با ما باشى براى محزونى ما محزون و براى خوشحالی ما خوشحال باشى بر تو لازم است که ولایت ما را داشته باشى! زیرا اگر مردى حتی سنگى را دوست داشته باشد خدا او را روز قیامت با آن سنگ محشور خواهد نمود). با توجه به این بیان امام رضا(ع) عزاداری برای امام حسین(ع) نوعی ابراز ارادت و دوستی نسبت به خاندان پیامبر و تبعیت از سیره آنها می باشد.

جمع بندی اینکه گریه و عزاداری برای اهل بیت(علیهم السلام) به طور کلی و امام حسین(ع) بخصوص، نه تنها منافاتی با دلسوزی و حمایت از مظلومین عالم ندارد بلکه مقوم آن است.

پی نوشت:

(١). أطيب البيان في تفسير القرآن، طيب، سيد عبد الحسين، انتشارات اسلام، تهران، ١٣٧٨ هـ ش، چاپ اول، ج ‏٤، ص ١٣.

(٢). الکافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، ١٤٠٧ هـ ق، چاپ چهارم، ج ٢، ص ١٦٣.

(٣). همان، ج ٢، ص ١٦٤.

(٤). الأمالي، ابن بابويه، محمد بن على‏، انتشارات کتابچی، تهران، ١٣٧٦ هـ ش، چاپ ششم، ص ٤٨٦.

(٥). بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، دارالاحیاء التراث العربی، بيروت، ١٤٠٣ هـ ق، چاپ دوم، ج ٤٤، ص ٢٩٣.

(٦). مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین بن محمد تقی، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام‏)، قم، ١٤٠٨ هـ ق، چاپ اول، ج ‏١٠، ص ٣١٨.

(٧). وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام)، قم، ١٤٠٩ هـ ق، چاپ اول، ج ‏١٢، ص ٢٠.

(٨). عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، مكارم شيرازى، ناصر،‏ مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ١٣٨٧ هـ ش، چاپ پنجم، ص ٨٢.

(٩). همان، ص ٧٢.

(١٠). صحيفة نور، امام خمینی، مؤسسة تنظيم ونشر آثار امام خميني، تهران، چاپ اول، ١٣٧٨ هـ ش، ج ٢١، ص ١٧٣، وصيّت نامه الهى- سياسى امام خمينى(قدس سره).

(١١). سياسة الحسينية، ص ٤٤، به نقل از: عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، همان، ص ٧٣. جالب است بدانيم كه اخيراً كتابى در آمريكا با نام «نقشه‏ اى براى جدايى مكاتب الهى» منتشر شده است كه در آن گفتگوى مفصّلى با دكتر «مايكل برانت» يكى از معاونان سابق سازمان اطّلاعات مركزى آمريكا (سيا) انجام شده است؛ وى در اين گفتگو به طرح ‏هايى اشاره مى‏ كند كه عليه شيعيان و مذهب شيعه تدارك ديده شده است. در اين گفتگو با اشاره به جلسات سرّى مقامات سازمان سيا و نماينده سرويس اطّلاعاتى انگليس آمده است: «ما به اين نتيجه رسيديم كه پيروزى انقلاب اسلامى ايران فقط نتيجه سياست‏هاى اشتباه شاه در مقابله با اين انقلاب نبوده است، بلكه عوامل ديگرى مانند ... استفاده از فرهنگ شهادت دخيل بوده؛ كه اين فرهنگ از هزار و چهار صد سال پيش توسّط نوه پيامبر اسلام(امام حسين(عليه السلام)) بوجود آمده و هر ساله با عزادارى در ايّام محرّم اين فرهنگ ترويج و گسترش مى‏ يابد». سپس براى مقابله با اين فرهنگ مى‏ گويد:« ما تصميم گرفتيم با حمايت‏هاى مالى از برخى سخنرانان و مدّاحان و برگزار كنندگان اصلى اين گونه مراسم، عقايد و بنيان‏ هاى شيعه و فرهنگ شهادت را سست و متزلزل كنيم».(ر.ک: روزنامه جمهورى اسلامى، شماره ٧٢٠٣- تاریخ ٥/ ٣/ ٨٣- ص ١٦، با تلخيص).

(١٢). ر.ک: عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، همان، ص ٧٤-٧٥.

(١٣). ر.ک: همان، ص ٧٨.

(١٤). ينابيع المودة لذوی القربی، القندوزی الحنفی، سليمان بن ابراهيم‏، تحقیق: سید علی جمال اشرف الحسینی، دارالاسوه للطباعه والنشر، بی جا، ١٤١٦ هـ ق، چاپ اول، ج ١، ص ١٢٧، باب خامس.

(١٥). بحار الأنوار، همان، ج‏ ٤٤، ص ٢٨٦، (باب الاستحباب البکاء لقتل الحسین و ما اصاب اهل البیت(ع)).

----------------------------------------

معرفی کتاب

سیری در کتاب «والاترین بندگان» اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی)

«عبادالرحمن» گروهی از بندگان صالح خداوند هستند که رحمانیت خداوند در آن ها تجلی یافته است، زیرا اراده این گروه بر اساس آگاهی و عبادات و عمل به کارهایی است که خداوند به آن راضی است و به علت انجام این امور چشمه های رحمت الهی برای نوازش آن ها به جوش و خروش در آمده است و اینان در حقیقت به اسم رحمان و رحیم خداوند متصفند.

در این میان کتاب «والاترین بندگان» اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی است که بر مبنای آیاتی از سوره «فرقان» ، به بررسی فهم پدیده ها و بیان ویژگی های بندگان صالح خداوند همراه با دلایل و اشارات روشن می پردازد.

«والاترین بندگان» در یک نگاه

بر مبنای محتوای اثر ، می توان سوره فرقان را می توان به چهار قسمت تقسیم کرد. بر اساس این تقسیم بندی، بخشی از آیات آن، درباره اساسی ترین اصل از اصول عقاید، یعنی توحید است. بخش دیگری از آن، تبیین مسائلی از نبوت و پیامبری است. بخش سوم، انسان را به معاد و جهان پس از مرگ توجه می دهد و حقایقی از این اصل دینی را متذکر می شود. بخش چهارم نیز به «ویژگی های بندگان خاص خداوند» می پردازد در آیات مورد بحث کتاب، چهارده صفت برای عبادالرحمن ذکر شده است، هرچند بعضی از مفسران تنها به دوازده ویژگی آن اشاره و از دو مورد دیگر غفلت کرده اند.

«والاترین بندگان» شرح و تفسیر آیات پایانی سوره مبارکه فرقان است که معظم له در جلسات تفسیر قرآن در مورد آیات «عباد الرحمن » و صفات سالکان الی الله بیان نمودند.

در واقع این اثر ،به طرح «اخلاق اسلامی از دیدگاه قرآن مجید» پرداخته و با بحث و بررسی آیاتی از سوره فرقان ، دوره ای کامل برای سیر و سلوک اخلاقی و مشعلی فروزان، فراسوی مشتاقان عبودیت و بندگی است .

انگیزۀ تألیف اثر

بدون شك جهان دستخوش بحران هاى مختلفى است؛ بحران هايى عمومى و فراگيرى كه اختصاص به كشور خاصى ندارد، بلكه تمام يا اكثر كشورهاى دنيا را فراگرفته است. بحران هايى كه اگر عقلاى دنيا چاره اى براى مهار و حل آن نينديشند، جهان را به آينده اى مبهم و نامعلوم و پر از يأس و نااميدى سوق خواهد داد.

از جمله بحران ها، كه به مراحل سخت تر و ترسناك تر از بحرانهاى سياسى و اقتصادى و نظامى عصر ماست، بحران اخلاقى است كه نيازى به ذكر نمونه هاى آن نيست. چرا كه شما هر روز با آن رو به رو بوده و از آن رنج مى بريد و بر همه لازم است براى حل آن انديشه اى كنند.

مولف با بیان صفات و ویژگی های چهارده گانه «عبادالرحمن» در سوره فرقان می نویسد: «ما معتقدیم که بهترین تکیه گاه برای مهار و حل این بحران بزرگ، قرآن مجید است و اگر به این آیات چهارده گانه عمل شود، بدون شک بحرانی به نام «بحران اخلاق» نخواهیم داشت»

ساختار اصلی کتاب

کتاب «والاترین بندگان» شرحی است بر آیات ٦٣ تا ٧٦ سوره فرقان ، که هرکدام از صفات چهارده‎گانه «عباد الرحمن» در بخش های جداگانه مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته است. طرح این ویژگی های چهارده گانه، محور اصلی تدوین کتاب حاضر را تشکیل می دهند. در ابتدای کتاب نیز تذکر محقق و مقدمه‎ی مولف ارائه شده است.

سرفصل های چهارده گانۀ کتاب عبارتنداز:

١. . تواضع و فروتنی٢. مدارا با مردم ٣.شب زنده داری ٤.ترس از عذاب جهنم ٥.تعادل در انفاق ٦.پرهیز از شرک ٧.احترام به خون انسان ٨.پاکدامنی ٩. شاهد زور نیستند ١٠.بی اعتنا به مجالس بیهوده ١١. گوش شنوا و چشم بینا ١٢.پیوسته دعا می کنند ١٣. امامت بر متقین ١٤. صبر و بردباری

ویژگی ها و امتیازات کتاب

هرچند معظم له اين مباحث را در تفسير نمونه، (جلد پانزدهم)، ذيل آيات مورد بحث، و در كتاب اخلاق در قرآن، (جلد دوم و سوم)، مطرح نموده اند، ولى از آنجا كه مباحث اين كتاب دو ويژگى دارد، به صورت مستقل منتشر شد:

اولا: بحث گسترده تر و شامل مطالب تازه اى است كه در كتب مذكور نيامده است.

ثانيا، نيازهاى عصر و زمان ما در آن لحاظ، و در قالب جديدى ريخته شده است.

گزارش محتوایی اثر

تواضع و فروتنی

اولین صفت از صفات شایسته عباد الرحمن و بندگان خاص خداوند، تواضع و فروتنى شمرده ‎شده است. خداوند متعال در اولین توصیف، خلق‎وخوی زشت تکبر و خودبرتربینی را از این دسته از بندگان خاص خود نفى کرده است: « و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا ؛[١] (بندگان (خاص خداوندِ) رحمان کسانى هستند که با آرامش و بی‎تکبر بر زمین راه می‎روند)

فلسفۀ استفاده از لفظ «مشی» در آیۀ شریفه چیست؟ در پاسخ باید گفت تكبر و خود برتر بينى،نمودها و بروزهايى دارد؛ ولى بارزترين و آشكارترين نماد آن، در هنگام راه رفتن آشكار مى شود...هم چنین منظور از «مشى» راه رفتن عادى نيست بلكه منظور خط و مشى زندگى و برنامه هاى اجتماعى است، در اين صورت آيه شريفه معناى گسترده ترى پيدا مى كند؛ بدين معنى كه عبادالرحمن كسانى هستند كه تمام برنامه هاى زندگى آنها چه فردى و چه اجتماعى، توأم با تواضع و فروتنى است، و اين بندگان خاص خداوند همواره از تكبر و خودبرتربينى به دورند.

طبق هر دو تفسير، تواضع يكى از صفات شايسته عبادالرحمن است؛ البته تواضع در تمام برنامه هاى زندگى.

مولف در ادامه با اشاره به پیامدهای شوم و ناگوار تکبر، برای درمان تکبر سه راه عملی در نظر می‎گیرد که عبارت است از: ١.توجه به کوچکی انسان در برابر جهان هستی؛ ٢. مطالعه پیامدها و آثار سوء تکبر؛ ٣.تمرین و ممارست (ورزش‎های روحی)

پیروان ادیان دیگر در روز قیامت چه سرنوشتی خواهند داشت؟

معظم له در بخش دوم کتاب با عنوان «مدارا با مردم»، عاقبت پیروان سایر ادیان الهی و نحوه برخورد خداوند با آنان در قیامت را این گونه بیان کرده اند.

١ـ عدّه اى «طالب حق» هستند. هر کجا که حق را بیابند، از آن پیروى و تبعیّت مى کنند، و هیچ عذر و بهانه اى نمى آورند. اینها هم طالب حقّند، و هم واصل به حق شده اند. این گروه که زیر سایه تعالیم انبیا و اولیا و پیامبران و امامان، و پس از آنها علما و دانشمندان بوده و هستند، خارج از محلّ بحث ماست.

٢ـ گروه دیگر، «جاهلان قاصِر» هستند؛ یعنى افراد نادانى که به علماء و دانشمندان دسترسى ندارند. همانند ساکنین منطقه اى که پاى عالمى به آنجا نرسیده، یا کسى که در مرکز علم و دانش و در کنار دانشمندان زندگى مى کند، امّا تاکنون به ذهنش خطور نکرده که فلان عملش اشتباه مى باشد، تا آن را اصلاح کند، و طرز صحیح آن را از آگاهان بپرسد؛ و به عبارتى کوتاه، چون غافل بوده، جاهل قاصر شمرده مى شود. خلاصه این که جاهل قاصر کسى است که دسترسى به عالم ندارد؛ چه بر اثر عدم حضور عالم، و یا به سبب غفلت جاهل. باید این افراد را با یک برنامه ریزى صحیح و مدوّن و دراز مدّت تحت تعلیم و تربیت قرار داد، و با فراهم آوردن امکانات، آنها را از بیابان جهل و نادانى به سوى نور و روشنایى هدایت کردتنها این گروه هستند که اگر به حق دست نیابند در قیامت نیز عذر آنها پذیرفته خواهد بود.

٣ـ سومین دسته «جاهلان مقصّر» هستند. آنها کسانى هستند که توانایى تحقیق و جستجو و پرسش دارند، و امکان دسترسى به عالم و دانشمند نیز برایشان فراهم است، ولى انسانهایى تنبل، بى تفاوت، بى اعتنا به مسائل دینى، دنیاپرست و بى قید و بند هستند. و به دنبال فراگیرى مسائل خود نمى باشند. لازم است برای این افراد انگیزه حرکت و تلاش و تحقیق و بررسى ایجاد کرد و با این کار آنها را به فراگیرى مسائل دینى وادار نمود. اما اگر این افراد حق را نیابند یا پیروی از حق نکند در قیامت عذر آنها پذیرفته نخواهد بود.

٤ـ گروه چهارم کسانى هستند که آگاهانه با حق مخالفت مى کنند و با توجّه و علم و آگاهى با حقیقت سر ستیز دارند. با این افراد نیز باید تا سر حدّ امکان به نرمى و ملاطفت برخورد نمود، تا شاید هدایت شوند و به سوى حق باز گردند و چنانچه از حق پیروی نکنند در قیامت گرفتار قهر و عذاب الهی خواهند شد.

حرمت و كرامت خون و نفس انسان

هفتمین ویژگى و صفت زیباى عباد الرحمن، احترام و ارزش نهادن به خون انسان‎هاست؛ آن‎ها خون هیچ انسان بی‎گناهى را نمی‎ریزند و دامان خویش را آلوده به این گناه نمی‎کنند: «وَ لاَ يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ»[٢]

مولف در ادامه به دو نکته مهم در این آیه شریفه اشاره می کند:

 چون این آیه به‎صورت مطلق بیان شده، تفاوتی بین خون مسلمان و غیر مسلمان نیست؛ لکن کفار حربی، یعنی کسانی که با ما در حال جنگ هستند، خون آن‎ها مباح است. همان ‎گونه که آن‎ها خون مسلمانان را محترم نمی‎شمرند، اسلام نیز با آنان چنین برخوردی نموده است. دراین‎بین کودکان، زنان و پیرزنان، پیرمردان و بیماران از آن‎ها حکمشان متفاوت است.

خداوند در این آیه ارزش انسان در اسلام را بیان نموده است. اسلام برای انسان ارزشی فوق‎العاده قائل است که با مطالعه احکام و معارف اسلامی به‎خوبی روشن و آشکار می‎شود که مولف به چند مصداق آن اشاره کرده و توضیحاتی برای آن ارائه می‎دهد: کیفیت آفرینش آدم، سجده فرشتگان بر آدم، تبریک خداوند به خویشتن، انسان خلیفه خدا و آدم معلم فرشتگان، از آن جمله است.

معارف اسلامی برای خون انسان نیز ارزش بی‎نظیری قائل شده است؛ به‎گونه‎ای که قرآن کریم ارزش خون یک انسان بی‎گناه را مساوی با خون تمام انسان‎ها می‎داند. در آیه ٣٢ سوره مائده چنین می‎خوانیم: هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان‎ها را کشته و هرکس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. در آیه ٩٣ سوره نساء، مجازات سخت و سنگینی را برای قاتلان در نظر گرفته است: هرکس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ درحالی‎که جاودانه در آن می‎ماند و خداوند بر او غضب می‎کند و او را از رحمتش دور می‎سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است.

محبت به اهل بیت علیه السلام؛ چراغ سبز گناهکاران؟!

در فرازی از کتاب می خوانیم:«جمعى در گوشه و کنار اجتماع، افراد جامعه را بیش از حد امیدوار مى کنند و ترس از خدا را به آنها گوشزد نمى کنند; فقط سخن از رجا مى گویند، و خوف را به فراموشى مى سپارند ؛ بهشت را توصیف مى کنند، امّا ذکرى از جهنّم به میان نمى آورند ؛ مثلا، مى گویند: «چشمى که در مراسم عزادارى مى گرید، به آتش جهنّم نمى سوزد.» یا مى گویند: «اگر حساب و کتاب ما با على(علیه السلام) است، پس هیچ غصّه اى نداریم.» این مطالب هر چند صحیح و درست است، ولى چه تضمینى وجود دارد که در حال مرگ با ایمان از دنیا برویم؟ اگر خدایى ناکرده بى ایمان از دنیا برویم، آیا باز هم به آتش جهنّم نخواهیم سوخت؟! آیا در این صورت هم مورد شفاعت قرار خواهیم گرفت؟!

حاجب که همین طرز تفکّر را داشت، شعرى بدین مضمون سرود:

حـاجب اگـر معاملـه حشر با على است

من ضامنم، هر چه خواهى گناه کن

و با این شعر، چراغ سبزى به تمام گناهان داد. شب هنگام در عالم خواب مشاهده کرد که حضرت على(علیه السلام)از او عصبانى است، و به شعرش اعتراض دارد. حاجب گفت: چگونه بگویم؟ حضرت فرمود بگو:

حـاجب اگـر معاملـه حشـر بـا علـى اسـت

شرم از رخ على کن و کمتر گناه کن

در حدیث بسیار زیبایى از امام صادق علیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش امام باقرعلیه السلام چنین مى خوانیم:«إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْد مُؤْمِن إِلاَّ وَ فِى قَلْبِهِ نُورانِ; نُورُ خِیفَة وَ نُورُ رَجَاء لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلى هذا وَ لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلى هذا[٣]؛در قلب هر بنده مؤمن دو نور وجود دارد ؛ یکى نور خوف (دقّت کنید که از خوف هم تعبیر به نور شده است) و دیگرى نور رجا، و این دو نور با هم مساوى و همطراز هستند، به گونه اى که اگر یکى از آنها وزن شود، بیشتر از دیگرى نخواهد بود!»

اسطوره های صبر و بردباری در قرآن

خداوند متعال در آیه ٧٥ و ٧٦ سوره فرقان که مشتمل بر چهاردهمین صفت عباد الرحمن است، چنین می‎فرماید: «أُوْلـئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَ يُلَقَوْنَ فِيهَا تَحِيَةً وَ سَلاَماً خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًا وَ مُقَاماً؛ (آرى)، آن‎ها (عباد الرحمن) هستند که درجات عالى بهشت در برابر شکیبایی‎ا‎شان به آنان پاداش داده می‎شود و در آن، با تحیت و سلام روبه‎رو می‎شوند؛ درحالی‎که جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه قرارگاه و محل اقامت خوبى!»

آری عباد الرحمن، آن فاتحان قله رفیع عبودیت و بندگى، به‎پاس صبر و بردبارى و تحملشان، در کاخ‎های بی‎مثال بهشتى سکنى می‎گزینند و همواره در آنجا خواهند ماند که آن خانه‎های بهشتى، مُقامى عالى و قرارگاه خوب و مطمئنى است.

معظم له پس از واژه شناسی لغات این دو آیه شریفه؛ به اهمیت صبر در معارف دینی اشاره می‎کند. سپس با استناد به آیات ٢٢ تا ٢٤ سوره رعد می‎گوید: فرشتگان به‎خاطر صبر و استقامت و بردبارى بهشتیان به آن‎ها سلام و درود می‎فرستند و رمز بهشتى شدن آن‎ها را صبر معرفى می‎کنند.

 در ادامه، صبر از دیدگاه روایات مورد بحث و بررسى قرار گرفته و جملات بلند و زیبایى پیرامون آن از معصومین علیهم السلام نقل شده است:

حضرت على علیه السلام از کلمات قصار نهج‎البلاغه نسبت به پنج چیز سفارش اکید می‎فرماید و براى تحصیل آن هر مقدار زحمت و مشقت و تلاش را شایسته می‎داند که پنجمین آن‎ها صبر است. سپس ترسیمى زیبا و کاملاً محسوس و گویا از صبر ارائه می‎دهد و نقش مهم آن را این‎چنین به تصویر می‎کشد: «مثل صبر نسبت به ایمان، مثل سر نسبت به تن انسان است و همان ‎گونه که تن بی‎سر خیروبرکتی ندارد، ایمان بدون صبر نیز خیرى ندارد!»

صبر نسبت به جسم ایمان، موقعیت سر را دارد که بدون آن ادامه حیات ایمان امکان‎پذیر نیست، اما ادامه حیات ایمان با فقدان سایر اعمال و صفات اخلاقى، هرچند به‎طور ناقص، ممکن است

حقیقت صبر

مولف در فراز پایانی کتاب، از حقیقت صبر سخن به میان می‎آورد. برخى از مردم تصور نادرستى از «صبر» دارند و آن را به «نشستن و دست روى دست گذاشتن» و «رها کردن فعالیت و تلاش» تفسیر می‎کنند؛ همان ‎گونه که برخى تصویر نادرست دیگرى از آن ارائه داده و آن را به «تسلیم شدن در مقابل هر ظلم و ستمى» معنى کرده‎اند!

اما صبرى حقیقی هیچ‎یک از این تفسیرها را برنمی‎تابد. شاهد این مطلب آیه شریفه ٢٥٠ سوره بقره است: «و هنگامی ‎که (طالوت و یاران بااستقامتش) در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: پروردگارا! پیمانه شکیبایى و استقامت را بر ما بریز و قدم‎های ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان».

همان‎ گونه که ملاحظه می‎کنید صبر در این آیه شریفه، نه به معنى خانه‎نشینی و رها کردن تلاش و فعالیت است و نه به معنى پذیرش ظلم و ستم، بلکه برعکس، طالوت و همراهانش از خداوند صبر و استقامت طلب می‎کنند تا در سایه تلاش و فعالیت و نبرد با خصم و مبارزه با ظلم و ستم، بر دشمن پیروز شوند و ظلم و ستم آن‎ها را قطع نمایند.

البته صبر انواع و اقسامى دارد که آنچه در آیه شریفه به آن اشاره شد، یک نوع آن است. صبر در مقابل معصیت، صبر در مقابل طاعت و عبادت، صبر در مقابل شهوات، صبر در مقابل اموال حرام، صبر در مقابل پست و مقام، صبر در مقابل وسوسه‎های شیطان، صبر در مقابل هواى نفس و مانند آن از جمله انواع صبر است.

این اثر فاخر در انتها حاوی فهرستی از آیات، روایات و اشعار است. همچنین کتاب های قرآن مجید، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، تفسیر نمونه، تفسیر برهان، تفسیر تبیان، تفسیر مجمع البیان، تفسیر نورالثقلین، نهج البلاغه، جوامع الکلام، وسائل الشیعه، میزان الحکمة، بحارالانوار، سفینه البحار، کنزالعمال، حلیه المتقین، اصول کافی، مستدرک الوسائل، احقاق الحق، منتهی الآمال، داستان راستان و کربلایی کاظم، از جمله منابع مورد استناد در تدوین این اثر به شمار می آید

لازم به ذکر است کتاب«والاترين بندگان: شرح و تفسير آيات عبادالرحمن»،با تحقیق و تنظیم حجه الاسلام و المسلمین ابوالقاسم عليان نژادي، نخستین بار در سال ١٣٨٧ش، در یک جلد ، در ٢٧٢صفحه و در قطع وزیری توسط انتشارات نسل جوان، به زیور طبع آراسته شده و تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

پی نوشت:

[١] سورۀ فرقان؛آیۀ٦٣.

[٢] سورۀ فرقان؛آیۀ٦٨.

[٣] اصول كافى؛ ج ٢؛ص ٦٧؛ب الخوف و الرجا؛ ح١.

----------------------------------------

معارف اسلامی

ندای نصرت طلبی جهانی اما حسین و امام زمان!

پرسش:

چرا باید اهل بیت(ع) را یاری کنیم؛ آیا هم اکنون امام زمان(عج) نیازمند یاری ما می باشد؟

پاسخ اجمالی:

خداوند به دلیل علاقه ای که به اولیای خود دارد، یاری آنها را یاری خود و ظلم به آنها را ظلم به خود تلقی کرده است. از میان این گروه، محبوب ترین افراد در درگاه ربوبی، پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) هستند که واسطه فیض خدا به بندگان می باشند. منظور از نصرت طلبی امام حسین(ع)، یاری رساندن به دین خداوند است. این ندای نصرت طلبی تا ابد خاموش نخواهد شد و امام مهدی(عج) نیز این ندا را به نحوی تکرار کرده، از منتظرانش می خواهد که برای نزدیک شدن زمان ظهورش بسیار دعا کنند. به امید روزی که ندای ظهورش را بشنویم، و به نصرت طلبی او به نحو احسن پاسخ گوییم.

پاسخ تفصیلی:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکی از سخنانش که یاران خود را به دلیل سستی ملامت نمود، مثالی از زمان رسول الله(صلی الله علیه و آله) زد و فرمود: (زمانی که خداوند ما را صادق دید، دشمن ما را سرکوب کرد و ما را یاری نمود)؛ «فَلَمّا رَأَی اللهُ صِدقَنا اَنزَلَ بِعَدُوِّنَا الکَبتَ وَ اَنزَلَ عَلَینا النَّصر».(١) اگر شما نیز صادقانه وارد میدان می شدید و ایستادگی می کردید، خدای متعال دشمن شما را سرکوب می کرد و به شما نصرت می داد. این یک قاعده کلی و قانونی الهی است. نصرت الهی برای مومنین قطعی بوده و از سنّت های الهی می باشد. خداوند این کار را به عنوان حقّی بر عهده خود قرار داده، می فرماید: «وَ كانَ حَقًّا عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین»(٢) و نیز می گوید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا»(٣)؛ (قطعا خداوند از كسانى كه ايمان آورده‏ اند دفاع مى ‏كند).

نکته عجیب اینکه خداوندِ توانایِ بی نیاز، در این آیات به گونه ای سخن می گوید که گویا خود را بدهکار می داند؛ لذا در ادامه این آیه می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» بدین معنی که این دفاع و یاری، امری بدیهی می باشد که خلاف آن خیانت و ناسپاسی شمرده می شود. او حتی تأکید می نماید که من بر این کار توانایم: «اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر».(٤)

او با این سخنان بیان می دارد که احتمال تخلّف از این وعده، صفر است. چون نه پروردگار از وعده اش تخلف خواهد نمود و نه کسی می تواند او را در این مسیر ناتوان سازد. البته همه این موارد از لطف بی کران او نشأت می گیرد؛ وگرنه کسانی که تمام هستی شان را از او گرفته اند چه طلب و حقّی می توانند بر عهده او داشته باشند. آنها همه استعداد، توان و دارایی خویش را مدیون خداوند هستند.

با این همه، خداوند یاری رساندن به مؤمنین را بدون شرط قرار نداده است؛ بلکه آن را متوقف بر این امر نموده است که آنها نیز خداوند را یاری کنند: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم»(٥)؛ (اگر خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری کرده و گام هایتان را در راه حقّ ثابت و پایدار نگاه می دارد).

این شرط ممکن است سؤالی در ذهن مخاطب ایجاد کند مبنی بر اینکه خداوند متعال که خود بی نیاز مطلق است، چگونه چنین درخواستی را از بندگان خود نموده است؟ و این درخواست به چه معناست؟

پاسخ این سؤال در آیه ١٤ سوره «صف» آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوَارِیِّینَ مَنْ أَنصَارِی إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ»؛ (اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد ياوران خدا باشيد همانگونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت: چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند؟ حواريون گفتند: ما ياوران خدا هستيم‏). در اینجا می بینیم هنگامی که حضرت عیسی(علیه السلام) طلب یاری می کند، حواریون در پاسخ او می گویند: «ما یاوران خداییم»، بدین معنا که آنها یاری پیامبر خدا را، یاری خود خداوند می دانستند. این مطلب وقتی اهمیت پیدا می کند که خداوند نیز برداشت آنها را تأیید نموده، به همه مؤمنین دستور می دهد شما نیز با یاری رساندن به اولیای الهی، پروردگارتان را یاری نمایید؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ».

آری! خدا یاری را برای اولیاء خود می خواهد و او بدلیل علاقه و محبتّی که به اولیای خویش دارد، یاری آنها را یاری خود و ظلم به آنها را ظلم به خود و احسان به آنها را احسان به خود می داند، و آنان را معیار و ملاک قرار داده است. این مسأله در متون حدیثی شیعه نیز به صراحت نقل شده است. در بخشی از زیارت جامعه کبیره (٦) خطاب به چهارده معصوم(علیهم السلام) آمده است: «مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ‏»(٧)؛ (آن‏ كه شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته، و هر كه شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته، و هر كه به شما محبّت ورزيد به خدا محبت ورزيده‏ و هركه با شما كينه‏ توزى نمود، با خدا كينه‏ ورزى نموده است).

این محبت ویژه الهی نیز بی دلیل نیست. چرا که دین خدا با حمایت از اولیای او حفظ می گردد. آنها چراغ هدایت و حافظان شریعت الهی می باشند. آنها برگزیدگانی هستند که کارگزاران خداوند بر روی زمین اند. این افراد کسانی هستند که خداوند درباره ایشان می فرماید: «أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»(٨)؛ (پیشوایانی که به دستور ما مردم را هدایت می کردند). در زیارت جامعه کبیره جانشینان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اینگونه توصیف می شوند: «أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ‏ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِه»(٩)؛ (شما پیشوایانی کمال یافته، هدایت گر، مُبرای از خطا، بزرگوار، مقّرب، پرهیزکار، راست کردار، برگزیده و مطیع امر خداوند هستید که او اراده و خواسته هایش را بوسیله شما برپای می دارد).

آنان سرچشمه همه برکات و واسطه همه فیوضات الهی می باشند و آنچه از طرف پروردگار به بندگانش احسان می شود به خاطر آنهاست: «بِكُمْ يَمْحُو مَا يَشَاءُ [الله] وَ بِكُمْ يُثْبِتُ وَ بِكُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِكُمْ تُخْرِجُ الْأَشْجَارُ أَثْمَارَهَا وَ بِكُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ رِزْقَهَا وَ بِكُمْ يَكْشِفُ اللَّهُ الْكَرْبَ»(١٠)؛ (خداوند به وسیله شما آنچه را بخواهد محو کرده و یا ایجاد می کند. به برکت شما درختان زمین می روید و میوه می دهد. به یُمن وجود شما باران فرو می ریزد و برکات آسمانی نازل می گردد و خداوند به وسیله شما گرفتاری ها و مشکلات را برطرف می کند). بنابراین اگر کسی بخواهد خدا را یاری کند تا مشمول عنایات پروردگار و امدادهای غیبی او واقع شود، باید اولیای او را یاری کند.

با این توضیح، روشن می شود که منظور امام حسین(علیه السلام) ـ در عصر عاشورا ـ از ندای «آیا کسی هست مرا یاری کند» چیست؟ این که چرا امام(علیه السلام) پس از این که همه عزیزانش در خون تپیده و جز دشمن کینه توز در برابرش نیست، فریاد می ‏زند که: «هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا هَلْ‏ مِنْ‏ مُعِينٍ‏ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنا»(١١)؛ (آیا کسى هست که از حرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دفاع کند؟ آیا خداپرستى در میان شما پیدا مى‏شود که از خدا بترسد و ستم بر ما روا ندارد؟ آیا فریادرسى هست که براى خدا به فریاد ما برسد؟ آیا یارى کننده ‏اى هست که با امید به عنایت خداوند به یارى ما برخیزد؟). مگر نمی ‏داند کسی نیست که او را یاری کند؟ و بر فرض کسی هم بیاید، در مقابل لشکری انبوه، چه کاری از او ساخته است؟

آری! پاسخ اینست که او ولی خداوند است و صفت رحمانیّت و رحیمیّت خدا نیز در او متجلّی است. به همین خاطر در آن لحظات می خواست که حتی یک نفر را هم که شده، از منجلاب گمراهی به سعادت برساند. منظور امام(علیه السلام) از این سخن، این بود که: «آیا کسی هست که به سوی ما بیاید تا سعادتمند و رستگار شود؟» زیرا سعادت در یاری خداوند و دین اوست که بدون یاری اولیایش محقّق نمی گردد.

این ندای نصرت طلبی تا ابد خاموش نخواهد شد.

امام مهدی(علیه السلام) نیز این ندا را به نحوی تکرار کرده، از منتظرانش می خواهد که برای نزدیک شدن زمان ظهورش بسیار دعا کنند. چرا که ظهور او موجب گشایش در امور است: «أَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ، فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم».(١٢)

به امید روزی که ندای ظهورش را بشنویم، و به نصرت طلبی او به نحو احسن پاسخ گوییم.

پی نوشت:

(١). نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين، محقق/ مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ١٤١٤ هـ ق، چاپ اول، ص ٩٢، خطبه ٥٦.

(٢). سوره روم، آیه ۴۷.

(٣). سوره حج، آیه ٣٨.

(٤). سوره حج، آیه ٣٩.

(٥). سوره محمد، آیه ٧.

(٦). موسى بن عبد اللّه نخعى روايت كرده كه‏ خدمت حضرت امام هادى(عليه السّلام) عرض كردم: يابن رسول اللّه، مرا زيارتى با بلاغت تعليم فرما كه كامل باشد، تا اينكه هرگاه خواستم يكى از شما را زيارت كنم، آن را بخوانم. امام(علیه السلام) نیز زیارت جامعه کبیره را تعلیم فرمودند. (عيون أخبار الرضا(عليه السلام)، ابن بابويه(شیخ صدوق)، محمد بن على، نشر جهان، تهران، ١٣٧٨ هـ ق، چاپ اول، ج ٢، ص ٢٧٢).

(٧). همان، ص ٢٧٤.

(٨). سوره سجده، آیه ٢٤.

(٩). عیون أخبار الرضا، همان، ص ٢٧٣.

(١٠). همان، ص ٢٧٦.

(١١). اللهوف على قتلى الطفوف، ابن طاووس، على بن موسى، جهان، تهران، چاپ اول، ١٣٤٨ ش، ص ١١٦.

(١٢). كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه (شیخ صدوق)، محمد بن على، اسلامية، تهران، ١٣٩٥ هـ ق، چاپ دوم، ج ‏٢، ص ٤٨٥.

----------------------------------------

احکام شرعی

نحس نبودن ذاتی ماه صفر

پرسش: آیا ماه صفر نحس است؟

پاسخ: ايام، ذاتا سعد و نحس ندارد مگر به خاطر حوادثي که در آن واقع شده، لذا به اين دليل که در ماه صفر سه تن از معصومين (ع) چشم از جهان بسته اند و مشکلاتي که براي اسراي کربلا پيش آمد، همچنين چون ماه حرام تمام مي شده و دوباره جنگ و نزاع در بين قبايل عرب صورت مي گرفته، ممکن است عنوان نحس به خود گرفته باشد، به هر حال مي توان تاثير آن ها را با صدقه و دعا حل کرد.

انجام برخی کارها در ماه صفر

پرسش: آیا انجام برخی کارها مانند خرید خانه و یا مسافرت در ماه صفر اشکالی دارد؟

پاسخ: مانعی ندارد، اما بهتر است قبل از انجام آن در این ماه، مقداری صدقه دهید.

مصادف شدن میلاد ائمه با ایام عزا

پرسش: در مواردی که ایام عزاداری با میلاد ائمه علیهم السلام تقارن پیدا می کند تکلیف چیست؟

پاسخ: با توجه به ایام عزا به برقراری مراسم باشکوه سخنرانی و بیان فضایل ائمه بپردازید و همچنین از اشعار مناسب استفاده نمائید ولی از کف زدن و مانند آن اجتناب نمائید.

برگزاری مراسم اربعین

پرسش: چرا فقط امام حسین(علیه السلام) اربعین دارد و براى دیگر امامان(علیهم السلام) اربعین نمى گیرند؟ آیا به خاطر آمدن اسیران است و یا علّت دیگرى دارد؟

پاسخ: علّت آن نقش بسیار مهمّى بود که شهادت امام حسین(علیه السلام)در بقاء اسلام داشت. به علاوه مصائب آن حضرت، قابل مقایسه با مصائب هیچ یک از معصومین(علیهم السلام)نیست.

ثواب زیارت اربعین در دیگر روزهای ماه صفر

پرسش: ظاهرا برخی از علما و مراجع فرموده اند درهر روز از ماه صفر که امام حسین علیه السلام را زیارت کنند زیارت اربعین محسوب می شود، نظر معظم له در این مورد چیست؟

پاسخ: در صورتی که اجتماع آن ها در یک روز اسباب مشکلاتی می شود و واقعا نیت زائر درک اربعین باشد ثواب اربعین را دارد.

زیارت اربعین از بعید

پرسش: آیا مستحب است که در روز اربعین از راه دور زیارت خوانده شود؟

پاسخ: به قصد رجاء مانعی ندارد.

پیاده روی نمادین اربعین در سایر شهرها و بلاد

پرسش: آیا پیاده روی به حرم دیگر ائمه معصومین علیهم السلام یا امامزادگان در روز اربعین به صورت نمادین مشروع وجایز است؟

پاسخ: روايت خاصي نداريم ولي به عنوان يك حركت نمادين مانعي ندارد مخصوصا اگر موجب تعظيم شعائر شود.

شرکت زنان در پیاده روی اربعین

پرسش: شرکت زنان در پیاده روی اربعین چه حکمی دارد؟

پاسخ: نباید از شکوه اربعین چیزی کاست و شرکت زنان اشکالی ندارد ولی جهات شرعی را باید کاملا رعایت نمایند. و بهتر است که با محارم خود بروند.

پیاده روی برای رفتن به کربلا

پرسش: آیا پیاده رفتن به کربلا استحباب خاصی دارد؟

پاسخ: با توجه به اینکه تعظیم شعائر اسلامی محسوب می شود رجحان و استحباب دارد.

استفاده از پاسپورت دیگران در سفر اربعین

پرسش: ایام زیارت اربعین نزدیک است و فرصت کافی برای گرفتن گذرنامه موجود نیست. آیا بنده میتوانم با گذرنامه برادرم با رضایت او به زیارت اربعین بروم؟ آیا رفتن به این زیارت منع شرعی دارد؟

پاسخ: اگر برخلاف قوانین و مقرّرات و قرارداد باشد، جایز نیست و مسؤولیّت الهى دارد.

رفتن به زیارت با وجود بدهکاری

پرسش: آیا کسی که بدهکاری داشته باشد زیارت رفتن امام معصوم چه حکمی دارد ؟

پاسخ: در صورتی که بدهی او فوری باشد نباید آن را ترک کند و به زیارت معصوم (علیه السلام) برود. اگر زمان ادای قرض نرسیده و یا قرض دهنده به او مهلت برای پرداخت قرض بدهد اشکالی ندارد.

نماز زائرین اربعین

پرسش: افرادی که در ایام اربعین به صورت پیاده روی به کربلا می روند،به چه صورت می باشد؟

پاسخ: نماز آنها در بین راه شکسته می باشد و زمانی که وارد عراق و کربلا نیز شدند نماز به صورت شکسته خوانده می شود مگر این که ده روز در کربلا توقف داشته باشند و در ضمن : در چهار محل مسافر مخيّر است نماز را تمام يا شكسته بخواند: شهر مکه ، شهر مدینه ( در این دو شهر تفاوتی بین شهر قدیم و جدید نیست، مسجد کوفه و حرم حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام و منظور از حرم، قسمت زیر گنبد و رواقها است. البتّه افضل در اين موارد، نماز تمام است.

مصرف باقیمانده نذورات اربعین

پرسش: مقداری پول و یا احناس توسط مردم جهت برگزاری مراسم اربعین نذر شده که کمی از آن باقی مانده است. وظیفه ما نسبت به باقیمانده آن چیست؟

پاسخ: نذورات اضافه را طبق نزدیک ترین روش به آنچه نذر کرده اند صرف نمایند و در مورد نذورات فاسد شدنی مى توانید در مجالس دیگر مصرف کنید و اگر آنها هم نیاز ندارند آن را بفروشید و پول آن را در مجالس عزادارى آینده در همان مکان صرف کنید.

حکم جابجا کردن وسایل مسافرین در موکب ها

پرسش: اگر وارد موکبی بشویم و ببینیم در یک نقطه فردی وسایل خود را قرار داده آیا ما می توانیم وسایل او را جابجا کرده و آن مکان را محل استقرار و استراحت خود قرار دهیم؟

پاسخ: این کار صحیح نیست.

برپایی موکب های ایرانی در عراق، با وجود پذیرایی گسترده و مفصل عراقی ها

پرسش: با توجه به این کشور عراق میزبان گردهمایی روز اربعین است آیا برپایی موکب های ایرانی جایز است؟

پاسخ: چنانچه موکب ها ساده باشد و مزاحمتی نداشته باشد کار خوبی است و در واقع کمک به موکب های عراقی است.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1398/07/03 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 67