شرکت نابالغ در نماز جمعه
آیا نماز جمعه پسرانی که به بلوغ نرسیدهاند صحیح است؟
نماز جمعه پسران نابالغ صحیح است، گرچه نمیتوانند مکمّل عدد لازم (پنج نفر) باشند، همانگونه که نمیتوانند بهتنهایی تشکیل نماز جمعه بدهند.
نماز جمعه پسران نابالغ صحیح است، گرچه نمیتوانند مکمّل عدد لازم (پنج نفر) باشند، همانگونه که نمیتوانند بهتنهایی تشکیل نماز جمعه بدهند.
اگر مأموم بهقصد اتّصال به نماز، در رکوع رکعت دوّم تکبیر بگوید و به رکوع برود، ولى شک کند که رکوع امام را درک کرده یا نه نماز جمعه او محقق نمیشود و احتیاط واجب آن است که آن نماز را به نیّت نماز ظهر به پایان برساند و سپس نماز ظهر را اعاده کند.
البتّه بیتالمال مرجعى براى این کار است.
نقره نيز دو نصاب دارد: نصاب اوّل 105 مثقال معمولى است كه اگر به آن مقدار برسد و شرايط ديگر در آن جمع باشد بايد چهلویک آن را (دو و نيم درصد) بهعنوان زكات بپردازد و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست. نصاب دوم 21 مثقال است، يعنى اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام 126 مثقال را بدهد و هرگاه كمتر از 21 مثقال اضافه شود فقط زكات 105 مثقال واجب است و زيادى زكات ندارد، همچنين هرقدر بالا رود، ولى براى آسان شدن حساب اگر انسان دو و نيم درصد از طلا و نقره كه دارد بدهد زكاتى را كه بر او واجب بوده داده، گاهى هم بيشتر از مقدار واجب داده است.
کراراً گفته ایم احکام و قوانین الهی تابع افراد و اشخاص نیست بلکه تابع نوع است، به این معنا که اگر مجموع مردان جامعه را با مجموع زنان مقایسه کنیم، بازدهی اقتصادی مردان به مراتب بیش از زنان است؛ بنابراین مصلحت شخصی معیار نیست بلکه مصلحت نوعی باید در نظر گرفته شود. در قوانین عرفیّه نیز چنین است، مثلاً می گویند: برای احراز فلان مقام، شخص باید دکترا داشته باشد، در حالی که عدّه ای از لیسانسه ها از عدّه ای از دکترها باسوادترند، حتی عدّه ای از کسانی که اصلاً مدرکی ندارند بسیار بافضیلت تر از گروهی از آن ها هستند که مدارک دانشگاهی دارند. در این گونه موارد معیار فرد نیست، بلکه معیار مجموعه هاست.
اگر قبل از ظهر باشد تنها سبب ابطال روزه میشود و کفاره ندارد ولی اگر بعدازظهر روزه را باطل کرده است احتیاط واجب آن است که کفارهی ده مسکین را بدهد.
بابت ثلث محسوب نمیشود ولی از کار خود ثواب برده است و وصیت به ثلث واجب نیست بلکه مستحب است.
بیهوشی سبب سقوط زکات فطره نمیشود.
مدعی جزء شهود محسوب نمی شود.
گاهي ميان متديّنين در امور عبادي ازجمله غسل و وضو يا اعمال حج و امثال آن وسواس ايجاد میشود که متأسفانه گاهي باعث ترس و خستگي از عبادت و يا ترک آن میگردد، البته ممکن است وسواس در امور اعتقادي و عادي زندگي نيز اتفاق بيافتد که از بحث ما خارج است هرچند راهحلها در مورد آنها نيز تقريباً يکسان است. درجات وسواس متفاوت است و در بعضي بسيار پيشرفته است و بايد درمان شود تا عواقب نامناسبي نداشته باشد.
كسى كه مىدانسته بايد هفت مرتبه بين صفا و مروه سعى كند و با همین نيّت از صفا شروع كرده، ولى رفتوبرگشت را يك دور حساب نموده و درنتیجه چهارده دور سعى كرده، احتياط آن است سعى را اعاده كند و اين احتياط ترك نشود.
هرگاه وارث فقط دايى و خاله پدرى و دايى و خاله مادرى و دايى و خاله پدر و مادرى باشد، دايى و خاله پدرى ارث نمىبرند و بايد مال را سه قسمت كنند، يك سهم آن را دايى و خاله مادرى بهطور مساوى تقسيم مىكنند و بقيّه به دايى و خاله پدر و مادرى مىرسد، آنها هم بهطور مساوى ميان خود تقسيم مىكنند.
شخصی که محرم به احرام عمره تمتع شده، ولى محصور گردد یعنی براثر بيمارى، يا مجروح شدن، يا شكستگى اعضاء و مانند آن، نتواند وارد مکه شود و اعمال عمره تمتع را بجا آورد بنا بر احتياط واجب، چنين كسى بايد پول يك قربانى را به مکه بفرستد و با دوستان خود قرار بگذارد كه در فلان روز و فلان ساعت در مکه براى او قربانى كنند، سپس در همان موعد معيّن تقصير مىكند و از احرام بيرون مىآيد و همهچیز بر او حلال مىشود مگر همسر تا زمانى كه حالش خوب شود و عمره مفرده بجا آورد و اگر حالش خوب شد و نتوانست عمره بجا آورد، نايب مىفرستد؛ و چنانچه كسى نباشد كه براى او در مکه قربانى كند، در همانجا كه هست قربانى مىكند و از احرام خارج مىگردد و اگر آنهم ممكن نشد، در بازگشت به وطن قربانى مىكند .و اگر حج او واجب بوده و مستقرشده، بايد سال بعد بجا آورد.
هرگاه چيزى را كه به صلح گرفته معيوب باشد و از آن اطلاعى نداشته مىتواند صلح را به هم زند، ولى گرفتن تفاوت قيمت صحيح و معيوب بستگى به رضايت طرفين دارد.