خمس فرد آلزایمری
آیا خمس به فردی که براثر سکته مغزی یا عوامل دیگر، حواس خود را ازدستداده واجب است؟
چنین فردی در حکم غیر عاقل است و اموالی که در این حالت به دست آورده خمس ندارد ولی خمس آنچه مربوط به زمان درک اوست توسط ولی وی پرداخت میشود.
چنین فردی در حکم غیر عاقل است و اموالی که در این حالت به دست آورده خمس ندارد ولی خمس آنچه مربوط به زمان درک اوست توسط ولی وی پرداخت میشود.
در مورد مجنون خمس به مال او تعلّق نمیگیرد; ولى مجنون ادوارى در آن زمانى که عاقل است باید خمسش را بپردازد و امّا سفیه اداى خمس مالش با ولی اوست.
1-اگر شاغل باشد و در پایان سال خمسی چیزی از درآمد باقی بماند بايد خمس آن را بپردازد.2-اگر شاغل نیست و از والدین خود مبالغی دریافت میکند، درصورتیکه این پولها جزء نیاز او باشد حکم نفقه دارد و اگر در پایان سال خمسی چیزی از آن اضافه بیاید خمس دارد؛ و اگر زائد بر نیاز باشد حکم هدیه را دارد و بنا بر احتیاط واجب خمس دارد.
چنانچه تا پايان سال خمسى چیزی باقی بماند و سال خمسى بر آن بگذرد، بنا بر احتياط واجب خمس دارد.
درصورتیکه از زمینهای بدون مالک باشد جایز است و اگر سال بگذرد خمس دارد و اگر از زمینهای صاحب مالک باشد اجازه صاحب آن لازم است.
هرگاه سال بر آن گذشته باشد خمس به آنها تعلق میگیرد.
حقوق بازنشستگى و يا مبلغى كه بهعنوان بازخريد كار داده میشود جزء درآمد همان سال محسوب مىگردد و اگر چيزى تا آخر سال از آن باقى نماند خمس ندارد، امّا اگر اضافه بماند خمس دارد.
با توجه به آنچه نوشتهاید، خمس دارد و ارزشافزوده در عرف نوعی منفعت محسوب میشود و اين نوع افزايش قيمت در مباحث فقهی بهعنوان زيادة سوقية معروف است؛ بنابراین با توجه به اینکه نوسانات محدود و کوتاه مدّت در عرف بازار هنوز به رسمیت شناختهنشده است و تنها در محافل علمى موردبحث است ربح در اینجا صدق میکند، توضیح اینکه در بعضى از جوامع کنونى کمترین تغییر در تورّم، در محاسبات بدهیها و مطالبات در عرف بازار لحاظ میشود، مثلاً بانکهای این کشورها هرسال، هنگامیکه بهره سپردهها را میدهند در کنار بهره، تفاوت تورّم را هم میپردازند، یعنى در عرف بازار آنها، محاسبه تورّم بهعنوان یک اصل اقتصادی شناختهشده است در این کشورها میتوان تورّم را در همه دادوستدها ملحوظ داشت ولى در عرف کشورهاى دیگر این مسئله فقط در محافل علمى مطرح است و میدانیم مسائل فقهى بر محور موضوعات عرفى دور میزند، نه موضوعات خاص محافل علمى.
پولى را كه خرج خريدن وسايل حرام میکند (مانند انگشتر طلا براى مرد و وسايل لهو و لعب) خمس دارد.
هرگاه غير مال التّجاره مالى دارد كه خمس آن را داده يا اصلاً خمس ندارد (مانند ارث) چنانچه قيمتش بالا رود، اگر آن را بفروشد بايد خمس اضافه قيمت را بدهد، همچنين اگر گوسفندى را كه خمسش داده چاق شود بايد خمس آنچه زياد شده بعد از فروش بدهد.
چنانچه از شیر و پشم آنها و مانند آن براى مصارف شخصى استفاده میکنند خمس ندارد اگر تنها براى کود زراعت و خرد کردن خرمن است حکم سرمایه و ابزار کار دارد و همچنین اگر از آنها بهعنوان بهرهبرداری کسبى استفاده میکنند.
درهرحال این جزو سرمایه است و خمس آن باید طبق قیمت روز محاسبه شود.
سرقفلی نوعی سرمایهگذاری است و درصورتیکه توان داشته باشد باید خمس را بپردازد.
هرگاه سرمايه گذارى مردم تحت ضوابط مضاربه باشد، و آنچه به آنها جايزه مى دهند به عنوان سهم سرمايه گذاران در اين مضاربه باشد مانعى ندارد والّا باطل اس. در ضمن مادام كه سودى در مضاربه ظاهر نشود دادن پول به اشخاص اشكال دارد؛ ولى در مجموع به نظر مى رسد كه اين كار خالى از اشكال نيست، بنابراین شما عزيزان آلوده به اين كار نشويد.