حکم سفر در ماه رمضان
مسافرت در ماه رمضان چه حکمی دارد؟
مسافرت در ماه رمضان حرام نيست، ولى اگر براى فرار از روزه باشد مكروه است.
مسافرت در ماه رمضان حرام نيست، ولى اگر براى فرار از روزه باشد مكروه است.
علتش این است که سنگریزه ها تماما متعلق به آن سرزمین است و اگر قرار باشد هر کس مقداری از آنها را از آنجا بردارد و با خود ببرد اوضاع آنجا تغییر خواهد کرد. و احتیاط در این است که به طریقی آنها را برگرداند.
در چند مورد سفر قطع میشود و مسافر باید نماز را تمام بخواند:اول: رسیدن به وطن دوم: قصد اقامت ده روز سوم: توقف یک ماه بدون قصد
معیار راه زمینى است که غالب مردم از آن استفاده میکنند؛ و دلیل بر این مطلب انصراف اطلاقات به راه عادى و معمولى است مخصوصاً که راه مستقیم هوایى از راه عادى که مردم رفتوآمد میکنند معمولاً کوتاهتر است و اگر مدار بر راه مستقیم بود باید در روایات به آن تصریح میشد.
هر فرسخ سه میل است و هر میل چهار ذراع متوسط است که با آزمایش و تجربهای که ما داشتیم با واحد کیلومتر حدود 43 کیلومتر میشود.
مساجدى كه در خيابان افتاده و اميد بازگشتى در آن نيست، هم حكم مسجد بودن زايل مى شود و هم حكم وقف بودن و شخصى كه چنين كرده بايد معادل ثمن آن را صرف ساختن مسجد ديگر يا تعمير ساير مساجد كند و در حقيقت از قبيل اتلاف عين مال است ولى تا ضرورت فوق العاده شديدى نباشد تخريب مسجد به هيچ وجه جايز نيست.
در مورد مساجد متروكه در بيابانها و قراى متروكه بايد آنها را طورى محفوظ كرد كه هتك و بى احترامى نسبت به آنها نشود.
با توجه به آنچه نوشتهاید؛ این کار ازنظر شرعی اشکال دارد؛ مگر اینکه پولی از مردم نگیرند و افراد نیکوکار هزینه آن را بپردازند. آنچه فعلاً معمول شده، درواقع شبیه بختآزمایی و ازلام است.
1. استطاعت براى حج علاوه برداشتن هزينه رفتوبرگشت، داشتن ضروریات زندگى و آنچه در گذران زندگى به آن نياز دارد شرط است؛ مثل خانه مسكونى (ملكى يا اجارهاى)، اثاث خانه، وسيله سوارى و مانند آن؛ البتّه در حدّى كه مناسب شأن او باشد و چنانچه عين آنها را ندارد پول يا معادل قيمت آن را داشته باشد. 2. هرگاه مهریه حداقل به مقدار هزينههاى حج باشد و مطالبه آن از شوهر مشكل خاصی براى زن ايجاد نكند مستطيع محسوب مىشود و بايد براى دريافت آن و ثبتنام حج اقدام كند. 3. روحانیون کاروانها، خدمه، كاركنان بعثهها، كارمندان بانکها، پزشكان، پرستاران و تمام كسانى كه به هر عنوان به حج دعوت مىشوند مىتوانند قصد حج واجب كنند؛ هرچند مستطيع نباشند و همين دعوت سبب استطاعت آنها مىشود و حج ديگرى بر آنها واجب نيست.4. هرگاه حج بر كسى مستقر نشده باشد و اکنونکه نوبتش رسيده به علّت بدهى و مشكلات مالى قادر بر رفتن به حج نيست، مىتواند فيش خود را مطابق قوانين حكومت اسلامى به ديگرى واگذار كند.
43. احتياط واجب آن است افرادى كه حج نيابتى انجام مىدهند و سال اوّل آنهاست بعد از اتمام حج، عمره مفردهاى (با طواف نساء) براى خود بجا آورند. 44. احتياط مستحب آن است افراد معذور كه ناچارند بعضى از اعمال حج را ترك كنند نايب و اجير نشوند؛ ولى عذرهايى كه براى افراد در سفر حج پيدا مىشود، مانند تيمّم، جبيره و نرسيدن به بعضى از وقوفهای اختيارى و امثال آن، مانع از عمل نايب نخواهد شد؛ بلكه مطابق دستور عمل مىكند و حج نيابتى او صحيح است. همچنين اگر براثر ضيق وقت مجبور به عدول از حج تمتّع به حج اِفراد شود. ولى كسانى كه براثر بیسوادی يا کمسوادی قادر بر اصلاح حمد و سوره خود نيستند، نيابت قبول نكنند؛ هرچند حجشان براى خودشان در صورت ناچارى صحيح است. 45. نايب و اجير بايد اعمال حج را مطابق اجتهاد يا تقليد خودش بجا آورد، نه اجتهاد يا تقليد شخصى كه براى او نيابت مىكند.
8. استفاده از ماشینهای سرپوشيده در حال احرام در شبها، يا بينالطّلوعين، يا روزهاى کاملاً ابرى، كه سايبان تأثيرى براى حفظ از آفتاب و باران ندارد، جايز است، همچنانکه سوار ماشين سرپوشیده شدن در حال احرام در داخل شهر مکه مانعى ندارد (خواه در روز باشد، يا در شب)، ولى بهتر است در آن قسمت كه از حرم بيرون است (يعنى آنطرف كه از مسجد تنعيم فراتر مىرود) احتياط كند، امّا با توجّه به اینکه قسمتهای بعد از تنعيم هم جزء شهر مکه است، احتياط مذكور واجب نيست. 9. اگر بدون اختيار چشم مُحرم به آينه بيفتد، اشكالى ندارد و بهتر است كه در ايّام احرام حج يا عمره، در اتاقهایی كه افراد مُحرم سكونت دارند و همچنين در مسير رفتوآمد آنها، مانند داخل آسانسورها، روى آينهها چيزى بيندازند، كه نگاه غير اختيارى نيز به آن نيفتد. 10. احتياط واجب آن است كه مُحرم حشرات (مانند پشه، زنبور، مگس، ملخ و امثال آن را) نكشد؛ چه روى بدن يا لباس او باشد، يا جاى ديگر و نيز هيچ جنبندهاى را به قتل نرساند، مگر اینکه مايه آزار او شود، يا حيوان موذى و خطرناكى باشد؛ (مانند مار و عقرب)؛ و اگر عمداً آنها را بکشد کفّاره دارد و کفّاره آن مقدارى غذا است؛ (مثلاً يك نان به فقير بدهد)، بنابراين بايد موقع راه رفتن مواظب ملخها و مورچهها و مانند آن باشد.11. رنگ كردن مو و امثال آن اشكالى ندارد مشروط بر اينكه قصدش زينت در حال حج نباشد.12. ژل ضدعفونی اگر معطّر نباشد مانعى ندارد.13. پوشیدن دستكش برای زنی که محرم است جايز نيست، هرچند دوخته نباشد. همچنین استفاده از دستكش شفاف براى زنان مُحرم، اشكال دارد، ولى كفّاره ندارد.
46. زوّار خانه خدا مخيّرند نماز خود را در مسجدالحرام و مسجدالنبی، بلكه در همه شهر مکه و مدينه، تمام يا قصر بخوانند و نماز تمام افضل است و فرقى ميان مکه و مدينه قديم و جديد نيست. 47. مسافر مىتواند براى گرفتن حاجت سه روز در مدينه روزه مستحبی بگيرد؛ (هرچند قصد ده روز نكند) و احتياط لازم آن است كه روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را انتخاب كند و مىتواند در اين سه روز معتكف شود.48. كسانى كه پيش از رفتن به عرفات قصد ده روز در مکه كردهاند و نیّت نداشتهاند قبل از ده روز از مکه خارج شوند، هنگامیکه به عرفات و مشعر و منى مىروند نمازشان در انجام تمام است و اين مسافت گرچه درگذشته بهاندازه چهار فرسخ بوده، ولى امروز به سبب توسعه مکه كمتر شده و مسافت قصر نيست.49. حجاج محترمى كه در مکه مکرمه قصد اقامه دهروزه مىكنند، نبايد در اين ايّام از حدّ ترخّص خارج شوند؛ ولى مىتوانند براى يكى دو ساعت به عرفات بروند و بازگردند.
28. قربانى كردن در هر يك از قربانگاههای موجود جايز است، هرچند خارج از محدوده منى است؛ مشروط بر اینکه گوشتها تلف نشود. 29. بهتر است قربانى را روز عيد ذبح كنند؛ ولى تأخیر آن تا روز سيزدهم نيز جايز است. 30. لازم نيست ذابح شيعه باشد؛ بلكه هر مسلمانى كه ذبيحه او پاك و حلال است مىتواند ذبح كند. 31. سربریدن و ذبح حيوانات، براى قربانى يا غير آن، با چاقوهاى استيل و فلزات ديگر، اشكالى ندارد. 32. قربانى را مىتوان شخصاً ذبح نمود، يا به شخص ديگرى كه به او اطمينان دارد نيابت داد. خواه مدير كاروان باشد، يا اعضاى بعثه حج، يا بعضى از دوستان (معيار اطمينان داشتن به كار نايب است)؛ و لازم نيست وكيل نام صاحب قربانى را بداند، همين اندازه كه نيّت او را كند كافى است، هرچند بردن نام او به هنگام ذبح بهتر است و اگر كسى بدون گرفتن وكالت از طرف ديگرى قربانى كند صحيح نيست.33. مسلمانان بايد كارى كنند كه گوشتهای قربانى از بين نرود و مجبور به سوزاندن و دفن كردن آن نباشند؛ زيرا اين كار اسراف و حرام است و ادلّه قربانى شامل آن نمىشود و چنانچه مستحقّينى در منى يافت نشوند، لازم است آن را به ساير بلاد اسلامى ببرند و به فقرا و مؤمنان بدهند و يا پول آن را كنار بگذارند و هنگام بازگشت در محل خود قربانى كنند و يا با دوستان خود هماهنگ كند كه در همان روز بعد از رمى جمره قربانى كنند؛ و هر يك از اینها كافى است. 34. تا انجام كه ممكن است بايد قربانى را در قربانگاههای موجود انجام داد و از تلف شدن گوشت آن جلوگيرى كرد؛ امّا اگر بعد از تلاش و كوشش، يقين پيدا كند كه راهى براى استفاده از گوشت قربانى نيست و حتماً ضايع مىشود، بايد از قربانى در انجام صرفنظر كند و پول آن را كنار بگذارد و هنگام بازگشت در محل خود قربانى نمايد. البتّه در ماه ذیالحجه همان سال و اگر ممكن نشد در ماه ذیالحجه سال آينده قربانى مىكند و میتواند بهوسیله تلفن با دوستان خود هماهنگ كند كه در همان روز بعد از رمى جمره قربانى كنند؛ ولى اين كار واجب نيست.35. در وضعیت فعلى كه مسئولین حج مىگويند گوشت قربانى در دستگاههاى مجهّز نگهدارى و سپس به دست نيازمندان مىرسد (ولى تمام قربانىها در خارج از منى صورت مىگيرد) حجاج محترم مخيّرند انجام قربانى كنند يا پول قربانى را كنار گذاشته و بقيه اعمال را بهجا آورده و پس از بازگشت در ماه ذیالحجه در وطنشان قربانى كنند. 36. استفاده از وسايل ماشينى براى ذبح حيوانات مانعى ندارد، ولى شرايط ذبح شرعى مانند روبهقبله بودن و بسمالله گفتن و غير آن بايد رعايت شود.
50. احتياط واجب است كسانى كه نه حج بهجا آوردهاند و نه عمره و براى عمره استطاعت دارند عمره بهجا آورند؛ و این موضوع مشکلی ندارد امّا شايسته است زائران خريدهاى خود را از آن كشور نكنند. 51. هرگاه عمره واجب خود را بهجا آورده باشد، در ماه قمرى ديگر عمره بهجا آوردن به نيّت خود و ديگران مانعى ندارد؛ و هرگاه بخواهد در يك ماه قمرى دو عمره بهجا آورد، عمره دوم را بهقصد رجا مىتواند بهجا آورد.52. حاجى كسى است كه حجةالاسلام (تمتّع) بهجا آورده باشد ولى گفتن آن به کسی که عمره بجا آورده نيز اشكالى ندارد.53. در مورد محرم کردن و انجام اعمال عمره مفرده برای کودک، از طرف او نيّت مىكند و لباس احرام به تن او مىكند و لبّيك گفته، در طوافها با خود برده و نماز به نيابت از او مىخواند و او را در سعى همراه خود مىبرد و به هنگام تقصير مقدارى از موهاى او را مىچيند ولى اگر اسباب دردسر مىشود او را مُحرم نكنند. 54. كاركنان کاروانها و بعثه حج و تمام كسانى كه حج واجب خود را قبلاً بجا آوردهاند و انجام مراسم حج براى آنها مشكل است، مىتوانند از اوّل نيّت عمره مفرده كنند و آن را كامل كرده و از احرام بيرون آيند و بعدازآن براى رفتن به عرفات و مشعر و منى، يا نرفتن و ماندن در مکه و رسيدگى به كارها آزادند. البتّه اگر به عرفات و مشعر و منى مىروند نيّت وقوف نكنند، ولى براى حفظ ظاهر مىتوانند لباس احرامى (بدون نيّت) بپوشند و در بازگشت از عرفات تجديد عمره لازم نيست.
14. لازم نيست طواف در فاصله بين مقام ابراهيم و خانه كعبه باشد؛ بلكه در تمام مسجدالحرام طواف جايز است؛ (بهخصوص هنگام ازدحام جمعیت) ولى در صورت امكان بهتر است از فاصله مزبور تجاوز نكند.15. لازم نيست شانه چپ در تمام حالات محاذى كعبه باشد؛ بلكه همين اندازه كه مطابق معمول همه مردم، خانه كعبه را دور بزند كافى است.16. هرگاه جمعیت طواف كننده بهقدری زياد باشد كه انسان را با فشار و بدون اختيار بهپیش ببرد، ضررى براى طواف ندارد و همين اندازه كه از آغاز نيّت مىكند كه براى طواف به ميان جمعیت برود كافى است. هرچند مىداند فشار جمعیت او را به جلو مىبرد. 17. طواف در طبقه دوّم مسجدالحرام در مقام ضرورت اشكال ندارد. بنابراين، كسانى كه مجبور هستند ازآنجا طواف كنند طوافشان صحيح است و نايب گرفتن لازم نيست. 18. محل نماز طواف واجب، پشت مقام ابراهيم است؛ ولى اگر ازدحام جمعیت زياد باشد، مىتوان عقبتر نماز خواند. بهخصوص، در مواقعى كه جمعیت طواف كننده بهقدری زياد است كه به پشت مقام ابراهيم مىرسد، در اين صورت نبايد مزاحم طواف کنندگان شد و اصرار بر خواندن نماز در پشت مقام داشت و كارهايى كه بعضى از عوام انجام مىدهند و دستها را زنجير مىكنند و مزاحم طواف کنندگان مىشوند، صحيح نيست؛ امّا نماز طواف مستحب را در هر جاى مسجد مىتوان خواند. 19. خواندن نماز طواف به جماعت اشكال دارد، حتّى بهعنوان احتياط و افراد بايد حمد و سوره را بهقدر امكان اصلاح كنند و خودشان بخوانند.20. اگر كسى پس از مراجعه به وطن متوجّه شود طواف يا نماز طواف وى باطل بوده است، ترك محرمات لازم نيست، اگر طواف نساء را درست انجام نداده باشد بايد از رابطه با همسر بپرهيزد تا كسى به نيابت از او طواف نساء بهجا آورد.21. نشستن در حال طواف واجب، براى رفع خستگى مانعى ندارد؛ ولى احتياط آن است كه موالات عرفى به هم نخورد، يعنى فاصله زياد نشود؛22. بهتر است هنگام ازدحام جمعیت، طواف مستحبی را ترك كرد و محل طواف را براى كسانى كه طواف واجب مىكنند آزاد گذاشت.