مقدار مالی که مرد در مبارات از زن می گیرد
در طلاق مبارات مرد به چه مقدار می تواند از زن مالی را بگیرد؟
مالى را كه شوهر براى طلاق مبارات مى گيرد بايد بيشتر از مهر نباشد بلكه احتياط واجب آن است كه كمتر باشد.
نوع طلاق درخواستی زن به سبب اعمال فشار مرد
مردی که تمایل به طلاق همسرش دارد و با روش های مختلف از جمله فشارهای روانی و جسمی، زن را به وضعیتی می رساند که متقاضی طلاق شود؛ با توجه به این مطلب، نوع طلاق چیست؟
این مصداق طلاق مبارات است ولی مرد در پیشگاه خدا مسئول است.
تعریف طلاق مبارات
هرگاه زوجین از یکدیگر تنفّر داشته باشند تکلیف چیست؟
هرگاه زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد آن را طلاق مبارات گويند.
کفایت طلاق خُلع از طلاق مُبارات
در صورت کراهت دو طرفه زوجین و اقدام به طلاق، چنانچه دادگاه به خاطر این که طلاق توافقی است حکم به طلاق خلع دهد و دفترخانه نیز صیغه خلع را جاری نماید؛ آیا این طلاق اشکالی دارد؟
طلاق مذکور مانعی ندارد و طلاق خلع نیز کفایت می کند(اصل طلاق است که جاری شده است).
بذل منفعت در طلاق خلع
آیا آنچه در طلاق خلع یا مبارات از طرف زن بذل میشود باید عین باشد یا بذل منفعت هم صحیح است؟(مثل اینکه زن خانه ای را در اختیار زوج گذاشته که تا پایان عمر در آن زندگی کند اما حق فروختن ندارد)
بذل منفعت با رعایت شرایط شرعی هم می تواند مال البذل قرار بگیرد.
مقدار مالی که مرد در طلاق خلع از زن می گیرد
در طلاق خلع مرد به چه مقدار می تواند از زن مالی را بگیرد؟
هر مقدار مبلغ یا مالی را که در عرف مناسب میدانند اشکال ندارد.
حكم وطى در عدّه طلاق خلع
حكم وطى در عدّه طلاق خلع چيست؟
چنانچه بدون رجوع زن به مال الخلع و در پى آن رجوع زوج به زوجيّت باشد حرام است.
تبانی با محضر دار در اسقاط حقوق زوجه هنگام امضای سند طلاق
بر اثر اختلافات خانوادگى از جانب شوهرم، به صورت توافقى از هم جدا شديم. مهريّه خود را بذل كردم، و قرار شد در مدّت عدّه رجوع كنيم؛ ولى ايشان بدون اطّلاع من، با محضردار تبانى نموده، و حقّ و حقوق مرا اسقاط كرد. هنگامى كه در مدّت عدّه به شوهرم رجوع كردم، محضردار گفت: «حقّ رجوع نداريد، و نمىتوانيد به مهريّه يا به همسرتان رجوع كنيد» گويا او جدا از حكم دادگاه، يكسرى مطالبى به نفع شوهرم در سند طلاق اضافه كرده بود؛ از جمله اين كه بدون اطّلاع بنده حقّ رجوع به مهريّه را از من اسقاط كرده بود. و تخلّف محضردار براى دادگاه محرز شده و رئيس اداره ثبت اسناد رسمى اراك نيز تخلّف او را تأييد كرده است. متأسّفانه بدون اين كه معناى اسقاط را بدانم، و بدون اين كه بفهم شوهرم و محضردار تمام حق و حقوقم را تضييع كردهاند، سند طلاق را امضا كردم. حكم شرع چيست؟
در صورتى كه ثابت شود اسقاط حقّ شما به صورت تبانى بوده حق داريد در مدّت عدّه رجوع به بذل كنيد، و اگر مدّت عدّه به خاطر امتناع شوهر گذشته، بعد از عدّه نيز مىتوانيد رجوع به بذل كنيد. علاوه بر اين كه رجوع به بذل حكم است نه حق، و قابل اسقاط نيست.
رجعی خواندن طلاقی که توافق بر بخشیدن مهریه و طلاق کرده اند
شخصى خانم خود را طلاق داده است؛ ولى عليرغم اين كه زن مهريّه اش را بخشيده، طلاق دهنده بصورت رجعى طلاق را خوانده، نه به صورت خلع، طلاق مذكور از لحاظ شرعى چه حكمى دارد؟ با توجّه به اين كه اين زن ازدواج نموده، اكنون وظيفه اش چيست؟
هرگاه مرد و زن توافق كرده اند كه زن مهريّه خود را ببخشد و مرد او را طلاق دهد، و زن مهريّه خود را بخشيده و مرد پذيرفته، طلاقى كه پس از آن داده شده طلاق خلعى است هر چند شبيه طلاق رجعى خوانده شده باشد. بنابراين، ازدواج بعدى اشكال ندارد.
عدم جواز طلاق به صرف احتمال به گناه افتادن زن
اگر مردى به تمام وظايف خود در برابر همسرش عمل كند ولى زوجه به دليل خصوصيات اخلاقى اش از زندگى با شوهر كراهت شديد داشته و در عسر و حرج باشد ویا در صورتى كه زن بدلیل عسر و حرج ناشى از سوختگى صورت مرد و كريه المنظر شدن او، يا به دليل فاصله سنى زيادى بين زوجين باشد به گونه اى كه مرد توان ارضاى جنسى زن را نداشته باشد، تقاضای طلاق خلع کند در حالى كه مرد رضايت به طلاق ندارد، بفرماييد :آيا حاكم شرع مىتواند مرد را مجبور به طلاق نمايد و در صورت استنكاف وى از طلاق، خود حاكم اقدام به طلاق دادن زوجه كند؟
احتمال به گناه افتادن زن به تنهايى مجوز طلاق نيست بلكه تابع دو صورت فوق است.
در خواست طلاق زن از مردی که عیوبی بر او عارض شده
در صورتى كه زن بدلیل عسر و حرج ناشى از سوختگى صورت مرد و كريه المنظر شدن او، يا به دليل فاصله سنى زيادى بين زوجين باشد به گونهاى كه مرد توان ارضاى جنسى زن را نداشته باشد، تقاضای طلاق خلع کند در حالى كه مرد رضايت به طلاق ندارد، بفرماييد :آيا حاكم شرع مىتواند مرد را مجبور به طلاق نمايد و در صورت استنكاف وى از طلاق، خود حاكم اقدام به طلاق دادن زوجه كند؟
در صورتى كه عيوبى در مرد است در حدّى كه زن به عسر و حرج شديد مىافتد و آن عيوب در حدّى است كه عقلاً تنفّر زن را از مرد معقول و موجه مىشمارد در اين صورت حاكم شرع مىتواند به زوج پيشنهاد طلاق كند و اگر قبول نكرد اقدام به طلاق خلعى نمايد، بخصوص اين كه بيم افتادن زن در گناه نيز برود.
عدم جواز اجبار زوج به طلاق زنی که بدلیل کراهت از زوج درخواست طلاق خلع دارد
مردى به تمام وظايف خود در برابر همسرش عمل مىكند ولى زوجه او به دليل خصوصيات اخلاقىاش از زندگى با شوهر كراهت شديد داشته و در عسر و حرج است و متقاضى طلاق خلع مىباشد در حالى كه مرد رضايت به طلاق ندارد، بفرماييد :آيا حاكم شرع مىتواند مرد را مجبور به طلاق نمايد و در صورت استنكاف وى از طلاق، خود حاكم اقدام به طلاق دادن زوجه كند؟
در صورتى كه مرد به وظايف خود عمل مىكند و خصوصيّات ومشكلات اخلاقى زوجه سبب عسر و حرج او شده، طلاق دادن او بدون رضايت شوهر جايز نيست ولى اگر عسر و حرج، به سبب رفتارهاى شوهر باشد، حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
وکیل باید بذل را از طرف شوهر قبول کند
آيا قبول بذل از جانب شوهر شرط صحّت طلاق است، يا همان وكالت كفايت مى كند؟
بايد بذل را از سوى شوهر قبول كند، ولى همين كه مىگويد: "فهى على ما بذلت طالق" كافى است.

