تعریف حَجْر
لطفاً بفرمایید که حَجْر به چه معنایی است؟
حالتی که باعث ممنوعیت از تصرف در اموال شود.
حالتی که باعث ممنوعیت از تصرف در اموال شود.
مانعى ندارد، يعنى بانك يا تاجر پولى را از كسى در محلی مىگيرد و حواله مىدهد كه از بانك يا طرفش در محل ديگر به آن شخص بپردازند و در مقابل اين حواله از صاحب پول چيزى مىگيرد، اين معامله حلال است خواه حقّ حواله را از خود آن پول كم كند، يا جداگانه بگيرد، همچنين اگر بانك يا موسسه ديگر، پولى را به شخص دهد و حواله كند كه اين شخص پول را در محل ديگر به شعبه بانك يا شخص معيّنى بپردازد و اگر مقدارى بهعنوان حقّالزحمة در اين حواله بگيرد نيز، اشكال ندارد.
هرگونه طنز و تقلید صدا و حرکات که موجب آزار یا اهانت به افراد شود شرعاً جایز نیست و نگاه کردن به آن نیز اشکال دارد.
اگر گمرک برای این کار از طرف مجتهد مجاز نباشد اشکال دارد ولی اگر از طرف مجتهد مجاز باشد، خرید آن کالاها اشکالی ندارد.
اگر مشکل او تنها همین مسئله باشد اقتدا مانعی ندارد.
ناله و ضجّه حدّى ندارد ولى نعره کشیدن در مجالس عمومى درصورتیکه سبب وهن شود کار صحیحى نیست.
اگر از همان فامیل باشند می توانند در قسامه شرکت کنند.
منظور سی سال عرفی است و بستگی به تشخیص مصلحت توسط دختر دارد، ضمناً 36 سال اختلاف شمسی و قمریاش یک سال است.
درصورتیکه بیمار براثر اطلاع از بیماری خود دچار ناراحتی قابلملاحظهای شود یا درمان او به تأخیر افتد این کار جایز است.
کسب درآمد از این طریق جایز نیست.
روشن بودن آن لزومی ندارد و نوعی اسراف است مگر اینکه افرادی که روزه بر آنها واجب نیست در آن محل رفتوآمد داشته باشند مشروط بر آنکه موجب تظاهر به روزهخواری افراد نشود.
حضور در این مکانها اگر باعث ترویج آنها شود اشکال دارد ولی نماز باطل نیست.
این مطلب نسبت به امور مختلف متفاوت است مثلاً در مورد روزه، روز از اذان صبح شروع میشود و تا اذان مغرب ادامه دارد.
قمر در عقرب، واقعشدن ماه در صورت فلکي عقرب است. براي اطلاع از اين مواقع، میتوانید به تقویمهای نجومي مراجعه نماييد. مطابق برخي روايات، آنچه درباره قمر در عقرب مینویسند داراي آثاري است که براي برطرف کردن تأثیر سوء آن، میتوان از صدقه و دعا استفاده کرد.
دستورهاى عملى اسلام که وظیفه انسانها را، نسبت به کارهایى که باید انجام دهند و یا از آن دورى جویند مشخص میکند، «احکام» نام دارد. هر کارى که انسان انجام میدهد، در اسلام داراى حکم خاصی است، احکامى که تکلیف ما را نسبت به کارها مشخص میکند پنج قسم است: 1. واجب; کارى است که انجام آن لازم میباشد و ترک آن عذاب دارد; مانند نماز، روزه و... 2. حرام; کارى است که ترک آن لازم و انجامش عذاب دارد; مانند دروغ، ظلم و... . 3. مستحب; به کارى گویند که انجامش نیکوست و ثواب دارد; ولى ترک آن عذاب ندارد; مانند سلام کردن و صدقه دادن. 4. مکروه; کارى است که ترک آن نیکو میباشد و ثواب دارد; ولى انجامش عذاب ندارد; مانند فوت کردن به غذا و خوردن غذاى داغ. 5. مباح; به کارى گویند که انجام و ترک آن مساوى است، نه عذابى دارد و نه ثوابى; مانند راه رفتن و نشستن.