فرق قصد رجاء و استحباب مطلق در انجام عمل
فرق انجام عمل بهقصد رجاء با انجام عمل بهقصد استحباب مطلق چیست؟
در استحباب مطلق نیت قطعی میکند ولی در قصد رجا نیت قطعی ندارد بلکه نیت احتمالی دارد.
در استحباب مطلق نیت قطعی میکند ولی در قصد رجا نیت قطعی ندارد بلکه نیت احتمالی دارد.
ازدواج موقّت تمام احکام ازدواج را دارد بهجز نفقه و بعضی از جزئیات دیگر، اما فرزند از آنها ارث میبرد و مسئولیت عدّه نگهداشتن بعد از پایان مدت بر دوش زن است و زن هرگز نمیتواند در این مدت همسر مرد دیگری شود و امثال آن.
در جايى كه مجتهد صريحاً فتوا ندارد، بلكه مىگويد احتياط آن است كه فلان گونه عمل شود، اين احتياط را «احتياط واجب» مىگويند و مقلّد يا بايد به آن عمل كند و يا به مجتهد مساوی یا مجتهدی که بعد از مرجع تقلید فرد، اعلم از دیگر مجتهدان باشد مراجعه نمايد ولی اگر فتواى صريحى داده، مثلاً گفته اقامه براى نماز مستحب است، سپس گفته احتياط آن است كه ترك نشود، اين را «احتياط مستحب» مىگويند و مقلّد میتواند به آن عمل كند يا نكند.
اگر عمدا باشد هم ظلم به خود کرده اید و هم ظلم به او و اگر او توجه به این مسئله پیدا نکند و ضربه را وارد نماید مسئولیتی ندارد.
نماز صحیح است اما مرتکب کار خلافی شده و خلاف احتیاط عمل کرده است.
با توجه به اینکه ثمن معامله مشخص شده چنانچه طرفین معامله بر تاخیر مقدار باقیمانده توافق نمایند یااین که در عرف محل منصرف به زمان خاصی باشد که در همان مدت باید پرداخت بشود معامله اشکالی ندارد و غرری محسوب نمی شود.
اگر زمین شسته نشده باشد با برخورد فرش با زمین، فرش مجدداً نجس میشود و اگر شسته شده اشکال ندارد.
درصورتیکه به شكل امانت باشد مبلغ اضافى متعلّق به صاحب فرش است؛ مگر اینکه مسئولين شركت هنگام امانتگذاری تصريح كنند كه مبلغ اضافه از آنِ آنها مىباشد.
در فرض مسأله، فروش آن اشکالى ندارد، ولى اولویّت با اجناس مشابه است (مثلا فرش نو به جاى فرش کهنه).
در صورتى كه قابل استفاده نباشد، و يا ادامه استفاده از آن سبب شود كه در آينده نزديك قابل استفاده نباشد، و يا بر اثر يك دست نبودن منظره ناخوشايندى داشته باشد، تبديل آن به اجناس مشابه مورد نياز جايز است.
چنانچه بتوانند آرم را تغییر دهند باید این کار را انجام دهند.
درصورتیکه شركت در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست.
تخلف کردن او مانع از هزینههای لازم بر پدر نیست.
هرگاه متعهّد شده در برابر وجهى كه از پدر گرفته از ارث خود استفاده نكند، بلكه به ديگرى واگذار نمايد، بايد به آن عمل كند.
در فرض سؤال جاى قرعه نيست؛ زيرا قرعه براى جايى است كه هيچ راه ديگرى نباشد. بلكه نصف سهم پسر و نصف سهم دختر براى وى در نظر گرفته میشود و از او به ورثهاش منتقل مىگردد.