ناقص ماندن طواف نساء
شخصي در طواف نساء عهدهدار شده خانمي را كه داخل ويلچر بوده طواف بدهد در دور هفتم براثر كثرت جمعيت نتوانسته طواف آخر را تمام كند بااینحال به ايران برگشته، تكليف اين دو شخص چيست؟
اگر خودشان نمیتوانند بازگردند و طواف و نماز را انجام دهند به يکي از کساني که مشرف میشوند نيابت بدهند تا به نيابت از آنها طواف و نماز طواف را انجام دهد.
معیار محاربه بودن در تیرانداری منجر به جرح
شخصي با هدف مشخص و نيت يکنفر با اسلحه شکاري در خيابان به وي تيراندازي نموده که منجربه جراحت سطحي گرديد، آيا اين از مصاديق محاربه است؟
در صورتی که این جریان مربوط به یک نفر باشد محاربه محسوب نمی شود.
معلوم شدن بیماری حیوان بعد از ذبح
شخصى گاوى را جهت کشتن و استفاده از گوشت آن خریده و ثمن آن را نقداً پرداخت کرده است، پس از مراجعه به کشتارگاه و ذبح حیوان، دامپزشک اعلام مینماید که گاو مریض بوده و قابلمصرف نیست و باید سوزانده شود، با توجّه به نظریّه دامپزشک، آیا معامله صحیح میباشد، یا از اصل باطل بوده است؟
اگر بیمارى حیوان درواقع طورى بوده که در زمان فروش، حیوان هیچ ارزشى نداشته، مثلاً قابل معالجه نبوده، در چنین صورتى میتواند تمام وجه را باز پس بگیرد، ولى اگر با علم به بیمارى مخصوص، خریدارانى براى حیوان پیدا میشده، مشترى میتواند تنها تفاوت بین سالم و معیوب را بگیرد.
حکم مراجعه به ساحر برای حل مشکلات
شخصى که زندگى عادى خود را میگذرانده، ناگهان دچار مشکلات عدیده میگردد؛ به یکباره افسردگى، ناراحتیهای عصبى، کمخوابی و بیحوصلگی، نظم زندگیاش را از هم میپاشد. با مراجعه به چند پزشک متخصّص اعصاب و روان، نهتنها هیچ گرهى از کار او گشوده نمیشود، بلکه روزبهروز حالش بدتر میشود تا بالاخره از مراجعه به پزشک ناامید و به یک ساحر معروف مراجعه میکند. وى پس از سعى و تلاش زیاد، میگوید: «کسى تو را سحر کرده، شاید بهزودی عمرت به سر آید!» ساحر معروف، با همدستی یک ساحر دیگر، چند عدد تعویذ و دعا را کشف میکند که اسم آن شخص روى آن نوشتهشده و همراه با اشیاى عجیب همچون فولاد، سوزن، استخوان و مانند آن، در یکجا قاب شده بود. ساحر با اینکه با آن شخص آشنا نیست، اسم کسى که این کارها را کرده به او میگوید، او هم بهیقین رسیده که عامل این سرگردانى و بدبختى همان شخص است. حال با توجّه به اینکه تمام زندگى وى ازهمپاشیده (البتّه بعد از پیدا شدن و پاره شدن کاغذهاى مذکور حالش بهتر شده است) و اگر کمک ساحران نبود تا چند روز دیگر رشته زندگیاش ازهمپاشیده میشد. با توجه به این مطلب، عامل این بدبختیها و رنجهای وى چه تاوانى باید بپردازد؟
قول ساحران اعتبارى ندارد، به آن اعتنا نکنید. دستورى به شما میدهم، اگر عمل کنید حال شما انشاء الله خوب خواهد شد: نمازها، مخصوصاً نماز صبح را اوّل وقت بخوانید و بعد از نماز صبح دست راست را روى سینه بگذارید و هفتاد مرتبه «یا فتّاح» بگویید. سپس 110 مرتبه صلوات بفرستید. در هر شبانهروز پنج مرتبه آیت الکرسى بخوانید و به خود بدمید؛ و هر وقت گرفتار ناراحتى فکرى شدید، ذکر «لا حول و لا قوّة الا باللّه» را بگوئید. این برنامه را تا چهل روز ادامه دهید، انشاء الله مشکل شما برطرف خواهد شد.
تصرف اموال محجور توسط فرزندان
شخصى که داراى مقداری پول نقد بوده سکته مغزى نموده و در اثر آن در مشاعر و حواسّ او اختلال پیشآمده، بهطوریکه عملاً سفیه شرعى محسوب شده و محجور میگردد; همسر و یکى از فرزندان او تصمیم میگیرند خانهای با همان پول خریدارى کنند تا این فرزندى که در سنّ ازدواج بوده در آن سکونت نماید; قابل توجّه اینکه شخص محجور، ولی خاصی ندارد و همسر و فرزندان او نیز از طرف حاکم شرع یا بهحکم قانون قیّم او نیستند و از طرف دیگر، هیچیک از همسر و دو فرزند مذکور قصد تملّک و خرید خانه براى خود نداشته و قصد قرض گرفتن پول را نیز نداشتهاند، حال در این صورت شرعاً چه کسى مالک آن خانه است؟ و چنانچه فرزندى که در آن خانه سکونت کرده و سند به نام اوست، مخارجى در آن منزل بنماید تکلیف این مخارج چیست؟
چنانچه خانه را با پول پدر گرفتهاند و او در آن زمان محجور بوده، معامله باطل است مگر اینکه قیّم شرعى آن را اجازه دهد که در این صورت خانه تعلّق به پدر دارد و هزینههایی که آن فرزند در آن منزل کرده از کیسه خود او رفته است، ولى اگر چیزهاى قابل انتقالى، مانند کابینت و امثال آن باشد، متعلّق به خود اوست.
دسترسی به آب مناسب جهت وضو بعد از تیمم
شخصى که به علّت بیمارى، براى انجام وضو و غسل، نمى تواند از آب سرد استفاده کند و آب گرم نیز در دسترس ندارد، چنانچه تیمّم نماید و نماز بخواند تکلیف او بعد از یافتن آب گرم، قبل از وقت نماز و بعد از آن چیست؟
اگر داخل وقت باشد احتیاطاً اعاده کند و اگر وقت گذشته است قضا لازم نیست.
قبله در قطب
شخصى که به طریقى یا براى سفر یا به عنوان کارى که ایجاب کرده است به قطب سفر کرده و مدّت مدیدى را قصد اقامت کرده (قابل توجّه این که در قطب شش ماه روز و شش ماه شب مى باشد) با توجّه به این مطلب نماز و روزه و قبله این شخص چگونه مى باشد؟ حال اگر شخصى قصد سفر کره ماه را داشته باشد نماز و روزه و قبله او در طول راه (و داخل سفینه) و در روى کره ماه چگونه مى باشد؟
باید مطابق مناطق معتدله عمل کند شرح این مطلب را در کتاب نماز و روزه در قطبین نوشته ایم امّا قبله در مناطق قطبى مشکل ندارد، به سمتى مى ایستد که نزدیکترین فاصله را با مکه داشته باشد و از این جا حکم نماز و روزه در سفرهاى فضایى روشن مى شود و قبله مسافران فضا آن سمت است که زمین و امتداد آن در آسمان قرار دارد.
قبله در قطب
شخصى که به طریقى یا براى سفر یا بهعنوان کارى که ایجاب کرده است به قطب سفرکرده و مدّت مدیدى را قصد اقامت کرده (قابل توجّه اینکه در قطب شش ماه روز و شش ماه شب است) با توجّه به این مطلب نماز و روزه و قبله این شخص چگونه است؟ حال اگر شخصى قصد سفر کره ماه را داشته باشد نماز و روزه و قبله او در طول راه (و داخل سفینه) و در روى کره ماه چگونه است
باید مطابق مناطق معتدله عمل کند شرح این مطلب را در کتاب نماز و روزه در قطبین نوشتهایم امّا قبله در مناطق قطبى مشکل ندارد، به سمتى میایستد که نزدیکترین فاصله را با مکه داشته باشد و از اینجا حکم نماز و روزه در سفرهاى فضایى روشن میشود و قبله مسافران فضا آن سمت است که زمین و امتداد آن در آسمان قرار دارد.
حکم مطالبه مهریه از پدرشوهر در صورت فوت شوهر
شخصى که با پدرش زندگى میکرده، از دنیا رفته و هیچگونه مالى از خود نداشته است، آیا مهریّه زوجه چنین فردى به عهده پدرش است؟
مهریّه زن بر عهده شوهر است، نه پدر مگر اینکه پدرشوهر آن را تضمین کرده باشد، یا مزد کارهاى فرزندش را نداده باشد و آن مزد بهاندازه مهریه یا بیشتر از آن است.

