معنای عبارت احتیاط مطلق
منظور از عبارت احتیاط مطلق چیست؟
منظور احتیاط واجب در مقام عمل است.
عمل به فتوای مراجع متفاوت در احتیاط واجب
اگر در مساله ای احتیاط واجب داده باشند آیا میتوان گاهی به احتیاط و گاهی به فتوای اعلم بعد از مرجعمان مراجعه کنیم؟آیا اگر خواستیم در آن مساله از دیگری تقلید کنیم و افرادی باشند که در اعلمیت بعد از مرجع خودمان مساوی اند هربار میتوانیم از یکی از آنها تقلید کنیم؟آیا اگر یکبار به احتیاط واجب عمل کرده باشیم میتوانیم از آن پس به اعلم بعد از مرجع خودمان در آن مساله مراجعه کنیم؟
عمل به احتیاط واجب در فرض های مذکور به شکلی که نوشته اید مانعی ندارد.
تقلید در حال ارتداد
آيا ارتداد باعث از بين رفتن تقليد مي شود؟
آری؛ تقلید او در آن صورت اعتباری ندارد و اگر از ارتداد خود برگردد، تجدید نیت می کند.
لزوم رجوع به رساله مرجع یا کتب فقهی دیگر جهت عمل به تکلیف
به تازگی چند جلد از کتاب جواهرالکلام که حدود44جلد هست ترجمه و به بازار عرضه شده،گفته شده این کتاب استدلالی هست یعنی برای عموم قابل استفاده نیست،آیا ما بعنوان فرد عادی که همیشه کتابهای احکام و اعتقادی مطالعه میکنیم میتوانیم ازجلدهای ترجمه شده آن بگیریم و ازمطالبش استفاده ببریم یا از کتاب تحریرالوسیله مرحوم امام(ره)؟(البته درعمل از رساله مرجع تقلید خود استفاده می کنیم)
شما برای به دست آوردن احکام باید به رساله های عملیه و کتاب های فتاوای مرجع تقلید خود مانند توضیح المسائل مراجعه کنید ولی مطالعه در صورتی که مطالب آن مفهوم باشد، مانعی ندارد.
حکم تجری
آیا طبق نظر معظم له تجری حرام است یا نه؟
تجری کراهت دارد.
اجبار بیمار پارانوئید به درمان
اگر بیمار پدر و رئیس خانواده باشد ! جهنم واقعی نصیب خانواده ای شده که نه قانون و نه عرف و نه دین و نه هیچ طیفی از این خانواده دفاع نمی کند؛ سؤال بنده از حضرت معظم له این هست، آیا خانواده و قانون حق اجبار بیماران پارانوئید به درمان را دارند ؟
در صورتی که باعث عسر و حرج اهل خانه شود می توان او را مجبور به درمان کرد و یا او را به مراکز نگهداری از این نوع بیماران سپرد.
تاثیر علم فلسفه در استنباط احکام
آیا اصولا علم فلسفه تأثیری در نحوه استنباط احکام شرعی دارد یا نه؟ (البته کوتاه و مختصر) و اگر چنین است آیا دانستن این علم تاثیری در اعلمیت فقیه دارد؟ اگر نه آیا سایر علوم فقاهت در استنباط احکام و احراز اعلمیت کافی است و فلسفه نقشی ندارد؟ دوم اینکه آیا معظم له با فلسفه آشنایی و مطالعه دارند؟
1-فلسفه ارتباط کمی با احکام شرع دارد زیرا فلسفه مربوط به تکوین است و احکام شرع مربوط به تشریع.2-دانستن فلسفه تاثیری در اعلمیت ندارد.3-معظم له به مقدار لازم با فلسفه آشنا هستند.
معنای عبارت بل الاحوط لو لم یکن الاقوی در کتاب عروه
در حاشيه عروه الوثقي ج1 فصل في غايات الوضوئات الواجبه وغيرالواجبه مساله 14في جواز كتابة المحدث آية من القرآن بإصبعه على الأرض أو غيرها إشكال (4)، و لا يبعد عدم الحرمة (5)...مكارم الشيرازي: بل الأحوط لو لم يكن الأقوى، حرمته، لأنّه يحدث تحت إصبعه الخطّ القرآني، فيمسّه:حال سؤال اين است كه منظور از عبارت معظم له چيست؟ آيا فتوا به عدم جواز است يا احتياط واجب است يا مثل نظر مرحوم فاضل لنكراني است كه احتياط واجب نزديك به فتوا است كه قابل رجوع به مرجع بعدي نيست؟
معنای این عبارت احتیاط وجوبی نزدیک به فتواست اما رجوع به مرجع دیگر مانعی ندارد.
منظور از عبارت (ترک کردن ) در فتاوا
حکم به ((ترک کردن کاری)) به معنای حرام بودن آن است؟
آری به معنای حرام بودن است.
برگشت به احتیاط واجب مرجع خود بعد از عمل به فتوای دیگری
آیا پس از رجوع به فتوای مرجع برگشتن مجدد به احتیاط واجب مرجع اصلی خود جایز صحیح است؟
عمل به احتیاط واجب مرجع در فرض مذکور مانعی ندارد.
منظور از مسائل مرتبط در بحث تبعیض و عدول در تقلید
در بحث تبعیض و عدول در تقلید (از مرجعی مساوی به دیگری به شرط عمل نکردن به فتوای مرجع اولی) فرموده اید که در مباحثی که به هم مربوط اند حق عدول و تبعیض ندارید : 1) مسائل مرتبط به هم یعنی چه یعنی کل یک باب را میفرمایید (مثلا باب طهارت یا باب نماز) یا خیر؟2) در مسائل کلی نگاه از مرجعی تقلید میکنم، آیا میتوانم در بخش (حکم نگاه به زن متهتکه) عدول کنم (با شرط گفته شده در فرض همان عمل نکردن)؟3) در بخش تیمم از مرجعی تقلید میکنم، آیا میتوانم در بخش حکم وجود مانع در عضو مسح کننده عدول کنم؟
1-منظور این است که مثلا در بعضی از اجزاء نماز از یک مرجع و در بعض اجزاء دیگر از مرجع دوم تقلید کند.2-مانعی ندارد.3-جایز نیست.
تکالیف ترک شده توسط خنثی بعد تشخیص جنسیت
اگر در جنسیت شخصی شک کردیم که دختر است یا پسر و بنا را بر 15 سال قمری گذاشتیم اما بعد جنسیت وی تشخیص داده شد تکلیفش چیست؟
باید تکالیف مدتی که بالغ بوده را به تدریج قضا کند.
ملاک و معیار معظم له در پاسخگویی به مسائل شرعی
ملاک و معیار معظم له در پاسخگویی به مسائل شرعی حق الطاعه است یا قبح عقاب؟
اگر منظورتان در مساله برائت و احتیاط است اساس آن قبح عقاب بلا بیان است.

