حکم فرقه اسماعیلیهای آغاخانی
اسماعیلیهای آغاخانی در حکم مسلمان میباشند یا خیر؟ یعنی آنها پاک میباشند؟
درصورتیکه منکر ضروریات دین اسلام نباشند پاک هستند.
درصورتیکه منکر ضروریات دین اسلام نباشند پاک هستند.
فِرَق صوفیّه عموماً گرفتار انحرافاتى هستند، بعضى بیشتر و بعضى کمتر، کسى که عقاید فوق را داشته باشد، مانند «حلول» و «اتّحاد» و «وحدت موجود» (نه وحدت مفهوم وجود) و «ترک عبادت» و «انکار محرّمات»، بهگونهای که مستلزم انکار توحید یا نبوّت شود در سلک کفّار است و اگر قبلاً مسلمان بوده و سپس به این عقاید معتقد شده، مرتد است و تا آنجا که ممکن است باید در رفع شبهات آنها از طرق منطقى کوشید و اگر ممکن نشد باید از آنها دورى کرد.
این برنامهها مشروع نیست و ادّعاهاى مزبور خیال و اوهامى بیش نیست.
وحدت وجود معانى متعددى دارد، آنچه بهطورقطع باطل و به عقیده همه فقها موجب خروج از اسلام است این است که کسى معتقد باشد در عالم هستی یک وجود بیش نیست و خداوند عین موجودات این جهان است و خالق و مخلوق و عابد و معبودى وجود ندارد همانطور که بهشت و دوزخ نیز عین وجود اوست و لازمه آن انکار بسیارى از مسلّمات دین است، هرگاه کسى ملتزم به لوازم آن بشود خارج از اسلام است و غالب فقهاى معاصرـ اعمّ از احیا و اموات (رضوان اللّه تعالى علیهم) این موضوع را پذیرفته و در حواشى عروه به آن اشارهکردهاند. و كسانى كه معتقدند خدا در انسان، يا موجود ديگرى حلول كرده و با آنیکی شده، يا خدا را جسم بدانند احتياط واجب، اجتناب از آنهاست.
كسى كه در جامعه اسلامى زندگى میکند و از اعتقادات او خبر نداريم، پاك است و جستجو و تفتيش لازم نيست و نيز در جوامع غير اسلامی چنانچه افرادى باشند كه معلوم نباشد مسلمان هستند يا كافر، پاكند.
بغاة مسلمانانی هستند که بر ضد حکومت اسلامی قیام میکنند و در برخی موارد حکم کفار رادارند.
درصورتیکه از افرادی که بر ضد اسلام اقدام میکنند نباشند مانعی ندارد.
كسانى كه در حق على (علیهالسلام) و ساير امامان (علیهمالسلام) غلوّ كنند؛ يعنى، آن بزرگواران را خدا بدانند يا صفات مخصوص خدايى براى آنها قائل باشند، كافرند.
هرگاه كسى پناهبرخدا به خدا، يا پيامبر (صلیالله علیه و آله) يا يكى از ائمّه معصومين (علیهمالسلام) يا فاطمه زهرا (سلامالله علیها) دشنام و ناسزا گويد يا عداوت داشته باشد، كافراست.
تمام فرقههاى اسلامى پاكند، مگر آنها كه با ائمه معصومين (علیهمالسلام) عداوت و دشمنى دارند و خوارج و غُلات، يعنى غلو کنندگان در حق ائمّه (علیهمالسلام).
قطعاً چنین فردی در اشتباه است و باید او را ارشاد کرد.
اگر امید به بازگشت برای او وجود داشته باشد با او مدارا کنند و ارتباط در این حد مانعی ندارد.
اهل حق دو گروهاند: عدهاى منكر ضروريات اسلاماند، نماز و روزه هيچكدام را قبول ندارند كه استفاده از غذای آنها، معاشرت و ازدواج با آنها مطلقاً جايز نيست، ولى عدهاى به يگانگى خدا و رسالت پيامبر شهادت مىدهند و اگر انكار ضروريات هم كنند به انكار نبوت بازنمیگردد که معاشرت با گروه دوم مانعی ندارد و ازدواج با آنها درصورتیکه بيم آن باشد كه زوج تحت تأثير عقاید زوجه واقع شود اشكال دارد و اگر بيم اين مطلب نباشد حرام نيست ولى بهتر است اگر ضرورتی ندارد با ديگرى ازدواج كند.
حقیقت این است که انجمنها مختلفند، بعضیها در مسیر مبارزه با فرقه ضاله فعالند و با انقلاب موافقت دارند درحالیکه بعضی مخالف انقلاباند و حتی گاهی با روحانیت نیز مخالفاند. انحراف در گروه دوم است.