تکلیف قضات در صورت اختلاف نظر در یک پرونده
اگر در موردی در دادگاه های دادگستری اختلاف باشد(به طور مثال عده ای از قضات دیوان عالی کشور قائل به مجرمیّت در پرونده ای باشند و عده ای قائل به عدم مجرمیّت) تکلیف در این گونه موارد چیست؟
معیار نظر آن قاضی است که پرونده نزد اوست و شبهه محسوب نمی شود.
حکم تغییر تعزیر منصوص توسط حاکم شرع
آیا حاکم شرع اختیار عفو مجرم و یا تبدیل و سقوط مجازات در تعزیرات منصوص شرعی را دارد؟
در صورتى که از طریق اعتراف ثابت شده باشد قاضی اختیار دارد.
تکلیف قاضی در صورت اختلاف فتاوای مراجع در یک مورد خاص
در صورتی که میان فقهاء در یک مورد خاص اختلاف فتوی باشد، تکلیف قاضی در مقام قضاوت و صدور حکم چیست؟
اگر قاضی مجتهد باشد معیار فتوای قاضی است و اگر مجتهد نباشد معیار صدور حکم فتوای مرجع تقلیدش خواهد بود.
حکم احضار متهم به زنا به دادگاه برای تفهیم اتهام
احضار متّهم به زنا به دادگاه جهت اعتراف و یا تفهیم اتهام چه حکمی دارد؟
متّهم به زنا را نمى توان به دادگاه احضار کرد، مگر این که شهود قبلا بروند و شهادت بدهند، و یا زناى به عنف صورت گرفته باشد و مزنى بها شکایت کند و یا متّهم مرتکب جرائم منکراتى دیگرى مانند خلوت با اجنبیّه شده باشد که به خاطر این امور جلب شود.
حکم قبول اتّهام با سکوت متّهم
آیا سکوت متّهم به زنا (بعد از آوردن متّهم به دادگاه جهت تفهیم اتّهام)، کاشف از انکار اوست یا این که باید اقرار کند و تصریح به عمل، موضوعیّت دارد؟ و نیز در صورت اقرار واحد، آیا تکرار سؤال به دفعات یا جلسات متعدّد لازم یا جایز است؟
با سکوت چیزى ثابت نمى شود و انکار در این جا لازم نیست؛ بلکه اقرار اثر دارد و اقرار نیز باید صریح باشد و ضمنا اصرار قاضى براى گرفتن اقرار وجهى ندارد.
حکم شرعی قتل بی گناه با قضاوت نادرست
اگر قاضی به ناحق قضاوتی کند که باعث مرگ یک بی گناه شود حکم شرعی آن چیست؟
در صورتی که متعمد باشد حکم قصاص دارد.
وظیفه قاضی در صورت تردید در ادعای اعسار مدیون
اگر قاضى مرّدد در ادعای اعسار مدیون باشد، مى تواند او را در حبس نگهدارد؟ یا باید برای رفع تردید با ضمانت معتبر او را آزاد نماید؟
در صورت شک قاضى باید او را با وثیقه معتبر آزاد کند و پس از تحقیق اگر معلوم شد معسر نیست مى تواند او را به زندان بیندازد.
حکم احاله قضاوت به دیگری در صورت اختلاف نظر قاضی مجتهد با قانون
اگر نظرِ قاضىِ مجتهد جامع الشرایط بر خلاف قانون، ولى مبتنى بر نظریّه مشهور فقها باشد مثلا قانون، ضمان را نقل ذمّه دانسته، ولى وى ضمّ ذمه به ذمّه مى داند چگونه باید عمل کند؟ آیا مى تواند از صدور حکم خوددارى کرده، و موضوع را به قاضى دیگر محوّل کند؟
در فرض سؤال، مانعى ندارد.
حکم دخالت قاضی در مصالحه طرفین دعوی
منظور از مصالحه قاضی بین طرفین دعاوی چیست؟ آیا قاضى محکمه نیز می تواند نقشى در این مصالحه داشته باشد، یا نباید مداخله کند؟
قاضى مى تواند به عنوان مصلح بین الناس ( نه به عنوان قضاوت ) در این گونه موارد دخالت کند.
حکم رسیدگی به جرم ارتکابی شخص ایرانی در خارج توسط محاکم ایران
در مادّه هفت قانون مجازات اسلامى آمده است که: (هر ایرانى که در خارج ایران مرتکب جرمى شود و درایران یافت شود، طبق قانون جزاى جمهورى اسلامى ایران مجازات مى شود.) با توجّه به این مادّه مذکور آیا این حکم در مورد مطلق جرایم ارتکابى در خارج، اعم از کشور اسلامی یا غیر اسلامی و نیز اعمّ از این که جرم ارتکابى در خارج مورد رسیدگى قرار بگیرد یا قرار نگیرد جارى می باشد؟
با توجه به سوال، باید طبق قانون اسلامى مجازات شود و اصولا فرض های مذکور در سؤال تأثیرى در مجازات ندارد مگر در موارد بسیار نادر.
حکم شکایت از مدعی به سبب اضرار حاصله از دعوی
اگر کسى بر علیه دیگرى شکایت نماید امّا در نهایت نتواند ادّعاى خود را ثابت کند، و به واسطه شکایت، وقت مدّعى علیه تلف شده و یا متحمّل ضرر مالى و آبرویى شود، آیا مدّعى علیه مى تواند شاکى را به جرم افترا و اضرار، تحت تعقیب قرار دهد و بر علیه او شکایت نماید؟
اگر ضرر قابل ملاحظه اى بر او وارد شود، حق دارد شکایت کند.
حکم بسترسازی ارتکاب جرم و گناه توسط ضابطین قضایی
ایجاد زمینه و بستر سازى جرم و گناه اگر از طریق محاکم قضایى، یا ضابطین قضایى صورت گیرد چه حکمى دارد؟ توضیح این که فردى را ترغیب و تشویق به پرداخت وجهى، تحت هر عنوان کنند ( با صرف نظر از تحقّق یا عدم تحقّق آن) تا موجبات گرفتارى فرد یا افرادى را فراهم آورند، این عمل فى نفسه از نظر شرع مقدّس اسلام چه حکمى دارد؟
بسترسازى جرم و گناه شرعاً جایز نیست؛ خواه از سوى محاکم باشد، یا غیر محاکم؛ مگر در مواردى که خطرى از سوى کسى یا گروهى احساس شود، مثل قاچاقچیان موادّ مخدّر و امثال آنها.
حکم صدور مجوز برای تجسّس اعمال منافی عفت
چنانچه مأموران انتظامى گزارش نمایند که اشخاصى در منزل مسکونى خود در حال ارتکاب اعمال منافى عفّت مى باشند، آیا قاضى محکمه مى تواند مجوّز ورود به محلّ را صادر نماید؟
مادام که به صورت یک توطئه و فساد گسترده در نیاید، ورود به محلّ و تجسّس جایز نیست.
چگونگی تعامل قاضی با هیئت منصفه
با توجّه به این که در سیستم حقوقى برخى کشورها نهاد هیأت منصفه وجود دارد و این هیأت از میان اقشار مختلف مردم انتخاب مى شود و در پاره اى از رسیدگى هاى قضایى شرکت مى کند و احراز مجرمیّت متّهم را، که در حقیقت احراز موضوع است، به نمایندگى از جامعه بر عهده دارد، با توجه به این مطالب آیا قاضى مکلّف به تبعیّت از نظر آنان در مورد اعلام مجرمیّت یا برائت متّهم باشد و یا نظر هیأت منصفه به صورت مشورت با قاضى براى کشف حقیقت می باشد و الزام آور نیست؟
هیأت منصفه مى تواند به دو صورت عمل کند:یکى به صورت گروه مشاور و رأى نهایى به نظر قاضى باشد.دوّم در مسائلى که کارشناسى موضوعى لازم دارد و احتیاج به تخصّص در این کارشناسى است، چنانچه افراد خبره ثقه کارشناسى کنند، نظر آنها براى قاضى در موضوعات محترم است.

