تأخیر انداختن عمره مفرده در حج افراد
شخصی که وظیفهاش حج افراد است تا چه زمانی بدون عذر میتواند عمره مفرده را تأخیر بیندازد؟
احتیاط واجب آن است که بلافاصله بعد از حج بجا آورد و تأخیر نیندازد و اگر ناچار به تأخیر شد، قبل از پایان ذیالحجه بجا آورد.
احتیاط واجب آن است که بلافاصله بعد از حج بجا آورد و تأخیر نیندازد و اگر ناچار به تأخیر شد، قبل از پایان ذیالحجه بجا آورد.
كسى كه وظيفه او «حج تمتّع» است نمىتواند به «حج اِفراد» يا «حج قِران» تغيير نيّت دهد؛ مگر اینکه وقت تنگ باشد، بهطوریکه نتواند عمره تمتّع را تمام كرده و به حج برسد. در اين صورت مىتواند «عمره تمتّع» را رها كرده، نيّت حج اِفراد يا قِران كند و وظايف حج (بهجز قربانی که در حج افراد یا قران واجب نیست) را بجا آورد و بعد از پايان حج، عمره مفرده انجام دهد (مانند ساير كسانى كه حج قِران و اِفراد انجام مىدهند) و منظور از تنگ بودن وقت براى حج اين است كه نتواند وقوف در عرفات را، كه از ظهر تا غروب روز عرفه است، درك كند.
«حج اِفراد» مانند «حج تمتّع» است، با اين تفاوت كه اوّلا: در حج تمتّع قربانى هست و در «حج اِفراد» قربانى واجب نيست؛ هرچند استحباب دارد. ثانیاً: عمره حج اِفراد پس از انجام مناسك حج است، برخلاف عمره تمتّع كه قبل از حج انجام مىشود. ثالثاً: عمره تمتّع طواف نساء ندارد، ولى عمره مفرده كه بعد از حج اِفراد انجام مىشود طواف نساء دارد. در حقيقت حج اِفراد دو طواف نساء دارد؛ يكى در پايان حج و ديگرى در پايان عمره مفرده.
كسى كه خارج از مسافت مذكور زندگى مىكند، هرگاه بيش از يك سال در مكّه اقامت نمايد، وظيفه او همان وظيفه اهل مكّه است؛ خواه قبلا مستطيع بوده، يا پس از اقامت مستطيع شده باشد، و خواه اقامت او به قصد هميشگى باشد، يا به قصد مدّت محدود.
كسى كه اهل مکه است اگر به خارج از مکه سفر كند، سپس بهسوی مکه بازگردد، مىتواند «حج تمتّع» يا «حج قِران» و «اِفراد» بجا آورد.
«حج تمتّع» وظيفه كسانى است كه فاصله محل سكونت آنها تا مکه معظّمه چهلوهشت ميل (حدود هشتادوشش كيلومتر) يا بيشتر باشد و «حج قِران» و «اِفراد» وظيفه اهالى مکه معظّمه و كسانى است كه منازل آنها در كمتر از اين مسافت قرار دارد.
حج بر سه گونه است: «حج تمتّع»، «حج قِران» و «حج اِفراد».
كسى كه توانايى سفر حج ندارد و اميدى به تواناییاش در آينده نيز نمىباشد، علاوه بر اين، ازنظر مالى نيز مستطيع نيست، اگر شخصى نفقه حج او را بدهد، حج بر او واجب نمىشود تا شخصى را نايب كند كه از طرف او به حج برود، همچنين است اگر شخصى او را ميهمان كند.
مواردى كه شخص، يا نهاد، يا ارگانى، فردى را بدون اینکه ملزم به انجام كارى باشد به حج مىفرستد، شبيه حج بذلى است و قبول آن لازم است و كفايت از حج واجب مىكند.
قربانى در حج بذلى بر عهده دهنده پول (باذل) مىباشد، ولى کفارات بر عهده وى نيست، هرچند احتياط مستحب آن است كه کفارات غیرعمدی را بپردازد؛ و اگر باذل پول قربانى را ندهد و حاجى حيوانى براى قربانى یا پول آن را، نداشته باشد بايد سه روز در سفر حج و هفت روز پس از بازگشت (مجموعاً ده روز) روزه بگيرد.
در حج بذلى، دهنده پول مىتواند از بذلش برگردد (مگر اینکه خويشاوند يكديگر باشند) ولى اگر در بين راه باشد، بايد هزينه بازگشت او را بپردازد و اگر بعد از احرام باشد، بازگشت او اشكال دارد، ولى در مواردى كه از فيش استفاده مىشود و عملاً قابل بازگشت نيست، حقّ رجوع ندارد.
حج بذلی كفايت از حج واجب مىكند.
اگر شخصى مالى معادل مخارج حج به ديگرى ببخشد سه صورت دارد:الف: شرط کند كه حج بجا آورد، بايد قبول كند و طبق شرط عمل نمايد. ب: اگر پول دهنده بگويد: «مخيّر هستى كه با آن حج بجا آورى، يا درراه ديگر مصرف كنى» در اين صورت نيز بايد حج بجا آورد.ج: بلكه اگر اسم حج را هم نياورد و فقط مال را به او ببخشد، احتياط آن است كه قبول كند و حج بجا آورد؛ مشروط بر اینکه در بازگشت زندگى او تأمين باشد و چنين حجی، كفايت از حج واجب مىكند.
هرگاه كسى مخارج رفتن به مکه را ندارد، ولى ديگرى مالى به او مىبخشد، يا در اختيار او مىگذارد كه با آن حج برود و مخارج زن و فرزند او را نيز در اين مدّت مىپردازد، بر چنين كسى حج واجب است؛ هرچند بدهكار باشد و در موقع بازگشت نيز وسيله كافى براى امرارمعاش نداشته باشد و قبول كردن چنين هديهاى واجب است، مگر اینکه منّت، يا ضرر، يا مشقّت غیرقابل تحمّلى به همراه داشته باشد و اين حج كفايت از حج واجب مىكند و آن را حج بذلى مىنامند.