منظور از وام مرابحه
وام مرابحه چه وامی است و چه حکمی دارد؟
هر گاه منظور این باشد که گروهی اموالی را به شخص واسطه بدهند تا جنسی را به صورت نقدی بخرد و به قیمت بالاتر با سود مثلا ده درصد به موسساتی بفروشد، این کار مانعی ندارد.
هر گاه منظور این باشد که گروهی اموالی را به شخص واسطه بدهند تا جنسی را به صورت نقدی بخرد و به قیمت بالاتر با سود مثلا ده درصد به موسساتی بفروشد، این کار مانعی ندارد.
گرفتن وام قرض الحسنه با پرداخت کارمزد 4درصد مانعی ندارد و کارمزد بیش از این مقدار حرام است. البته با توجه به این که هدف اين وامها رفع حوائج و مقاصد ضرورى و نيازهاى افراد نيازمند است (وام مشروط است) نمىتوان از اين شرط تخلف كرد. اما اگر عنوان خاصی نداشته باشد و در مورد مصرف آن شرطی نشده باشد مصرف آن در موارد دلخواه مانعی ندارد ولی مکروه است.
چنانچه به صورت عقود شرعیه درآید مانعی ندارد؛ مثلاً شما به وکالت از بانک جنس را نقداً بخرید و بعد آن جنس را از شرکت به صورت اقساط و قیمت بالاتر برای خودتان بخرید.
این کار وام ربوی محسوب میشود و حرام است.
دادن وام ازدواج به دیگران جایز نیست و باید صرف در ازدواج خودش شود.
حق گذشت برای آنها در فرض سوال متصور نیست.
الف: آنکه اول به دنیا آمده است پسر بزرگتر است و باید به وظیفهی خود عمل نماید.ب: اگر معلوم نباشد پسر بزرگتر كدام است يعنى تاريخ تولّد پسرها درست روشن نباشد، احتياط مستحب آن است كه قضاى نماز و روزه پدر و مادر را بين خودشان قسمت كنند.
چنانچه مادر قبلاً مستطيع بوده و در رفتن به حج کوتاهي کرده و اين بيماري ادامه دارد بايد يک نفر از طرف او به حج برود و اگر پیشازاین مستطيع نبوده است با رضايت او ممکن است يکي از فرزندان براي خود حج بجا آورند.
اجاره دریافت شده باید خرج ساختن حمام برای افراد بی بضاعت و یا پرداخت آب بهای حمام آنها شود و در صورت اختلاف با اجاره کننده گان باید به کسی اجاره داده شود که به نفع موقوفه باشد.
الف.آری باید به آن عمل شود.ب.در صورت عدم دسترسی به امام جماعت سید امامت جماعت غیر سید اشکال ندارد.
چنانچه نسل ذکور به کلّی منقطع شده و در نسل بعد هم ذکوری نیست و حتّی در وقف نامه ذکور از اناث نیز تصریح نشده باید به یکی از مجتهدین مراجعه شود تا متولّی برای وقف مزبور تعیین نماید.
به کسی که چیزی را وقف می کند واقف گفته می شود.
وقف كننده بايد بالغ و عاقل و داراى قصد و اختيار باشد و شرعاً حق تصرّف در اموال خود را داشته باشد، بنابراين انسان سفيه يا بدهكارى كه حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش منع كرده اگر چيزى از اموال خود را وقف كند صحيح نيست.
این را با یک مثال ساده روشن میکنیم فرض کنید دست شخصی نجس شد و سپس خشک شد (البته عین نجاست در آن نیست) دیگری با دستتر با او دست داد، دست نفر دوم نجس میشود و هرگاه دست او خشک شد و نفر سومی با دستتر به او دست داد، دست نفر سوم هم نجس میشود ولی اگر او با شخص چهارمی دست دهد هرچند دست نفر چهارم هم تر باشد، دست او نجس نمیشود. اینجاست که میگوییم واسطه سوم نجس است ولی نجس نمیکند.