حکم پرداخت خرما بهعنوان کفاره
آیا خرما بهعنوان مد طعام کفایت میکند؟
احتیاط واجب آن است که یا غذای معمولی سیرکننده به فقیر بدهند و یا نان به مقداری که آرد آن بهاندازه 750 گرم باشد.
احتیاط واجب آن است که یا غذای معمولی سیرکننده به فقیر بدهند و یا نان به مقداری که آرد آن بهاندازه 750 گرم باشد.
غسل اوّل را میدهند و بدل از دو غسل دیگر میت را تیمم میدهند.
درصورتیکه وقف برای این امور شده باشد مشروط بر اینکه مزاحمتی برای موردی که وقفشده نداشته باشد میتوان روی آنها محلی بهعنوان نمازخانه ساخت اما حکم مسجد را ندارد.
بهاندازهای که سبب خسارت به او نسبت داده شود ضامن است مگر درصورتیکه سنگ را به گوشهای از جاده که عرفا امن محسوب میشود و موجب خسارت نمیشود انداخته باشد و سبب خود ماشین محسوب شود.
در فرض سؤال این امر عنن محسوب نمیشود بلکه نزد حاكم شرع مىرود و به زوج مهلت میدهد كه يك سال به معالجه خود بپردازد هرگاه معالجه نشد زوجه میتواند عقد را فسخ كند و این امور قابلدرمان است.
بعد از تحقّق وقف، املاك وقفى را نمىتوان تغيير داد مگر اينكه ضرورتى ايجاب كند؛ مثلاً ملك موقوفه در آن شرايط هيچ فايدهاى براى مصارف وقف نداشته باشد. بنابراین چنانچه در حال و آينده نياز به استفاده از آن مكان مطابق نيّت واقف نباشد (مثل آبانبار در زمان ما) مىتوان براى ساير كارهاى عامّ المنفعه از آن استفاده كرد. و در صورتى كه امكان استفاده از آن مكان نباشد مىتوانند آن را بفروشند و مكان ديگرى خريده و از آن براى كارهاى عامالمنفعه استفاده كرد.
به مقدار متعارف در این موارد مانعی ندارد.
هر گاه هنگام وقف مسجد این مطلب منظور شده باشد مانعی ندارد.
درصورتیکه مسجد موقوفاتی نداشته باشد نیازی به متولی ندارد و درصورتیکه موقوفاتی دارد متولی توسط واقف به هنگام وقف تعیین میشود و اگر واقف متولی را تعیین نکرده توسط حاکم شرع تعیین میشود.
باید چیزی مانند حوله زیر آن بگیرند که غساله روی آن بریزد و بعد حوله را بشویند.
دستورهاى عملى اسلام که وظیفه انسانها را، نسبت به کارهایى که باید انجام دهند و یا از آن دورى جویند مشخص میکند، «احکام» نام دارد. هر کارى که انسان انجام میدهد، در اسلام داراى حکم خاصی است، احکامى که تکلیف ما را نسبت به کارها مشخص میکند پنج قسم است: 1. واجب; کارى است که انجام آن لازم میباشد و ترک آن عذاب دارد; مانند نماز، روزه و... 2. حرام; کارى است که ترک آن لازم و انجامش عذاب دارد; مانند دروغ، ظلم و... . 3. مستحب; به کارى گویند که انجامش نیکوست و ثواب دارد; ولى ترک آن عذاب ندارد; مانند سلام کردن و صدقه دادن. 4. مکروه; کارى است که ترک آن نیکو میباشد و ثواب دارد; ولى انجامش عذاب ندارد; مانند فوت کردن به غذا و خوردن غذاى داغ. 5. مباح; به کارى گویند که انجام و ترک آن مساوى است، نه عذابى دارد و نه ثوابى; مانند راه رفتن و نشستن.
1-اگر علم به غصبی بودن زمین نداشته باشند و صرف ساختمان مسجد شود حکم وقف را پیدا می کند. 2-اگر زمانی که زمین تحویل داده شده این موارد منظور طرفین بوده باشد مانعی ندارد ولی اگر از اول فقط به نیت مسجد بوده تمام آن باید مسجد شود.
حقوق آنها اشکال ندارد؛ چون مسئولين میگویند عدم توليد دخانيات در داخل سبب توسعه قاچاق و ايجاد آلودگي بيشتر در جامعه و خروج ارز شود. ولي فروش آزاد و مصرف آنها جايز نيست و شايسته است افراد خاصي مسئول فروش دخانيات میشوند تا نسبت به نوجوانها و جوانها کنترل لازم را داشته باشد و به کم شدن مصرف آن کمک کنند.