حکم انتقاد از ادارات
اگر گفته شود: «فلان اداره یا سازمان به مردم ظلم میکند، یا خیلى ایراد میگیرد» آیا بیآنهمچنین جملاتی حرام است؟
اگر ظلم آن آشکار باشد اشکالى ندارد.
اگر ظلم آن آشکار باشد اشکالى ندارد.
در فرض سؤال، این کار گشت زنی است و مسافر محسوب نمیشود.
در فرض سؤال، این کار گشت زنی است و مسافر محسوب نمیشود.
هرگاه گردوغبار نجس روى بدن يا لباس و فرش و مانند آن بنشيند و هر دو خشك باشد نجس نمىشود كافى است آن را تكان دهند، همچنين اگر رطوبت غيرمسرى داشته باشد، امّا اگر يكى از آنها تر باشد نجس میشود و اگر در نجاست گردوغبار يا رطوبت محل شك داشته باشد، آنهم پاك است.
اگر خارج کردن آن ممکن نیست باید آن چاه را ببندند و چاه دیگری حفر نمایند و لازم است موضوع به مالک اطلاع داده شود البته اگر ساختمان متصل به فاضلاب شهری است همین مقدار که مطمئن شوند گردنبند وارد فاضلاب شهری شده است می توانند از آن استفاده کنند.
چنانچه زمانی که هدیه گرفت باردار نبود حکم درآمد را دارد.
در صورت ضرورت مانعی ندارد.
هر کودک نابالغى مالى را پیدا کند احتیاط واجب آن است که ولىّ او اعلان نماید و چنانچه تا یک سال صاحب آن پیدا نشد مطابق یکى از دستورهاى چهارگانه، آنچه مطابق مصلحت کودک است عمل مى نماید که دستورهای چهارگانه عبارتند از: 1ـ آن را براى خود بردارد به قصد این که هر وقت صاحبش پیدا شد اگر آن مال موجود نیست، عوض آن را به او بدهد. 2ـ به صورت امانت براى او نگهدارى کند.3ـ از طرف صاحبش صدقه در راه خدا بدهد. 4ـ آن را به حاکم شرع بسپارد و احتیاط مستحب صدقه دادن یا سپردن به حاکم شرع است.
رفتن به حج براى كودك مميّز مستحب است و حج او، حتّى بدون اجازه ولیاش، صحيح مىباشد، امّا اگر در اموال خود تصرّف مىكند بايد به اذن ولی باشد.
اگر كودكِ محرم مرتكب يكى از محرمات احرام شد، کفاره آن در صيد بر عهده ولی اوست، نه آنکه از اموال طفل بپردازد و احتياط مستحب آن است كه در غير صيد نيز ولی از طرف او كفّاره بدهد. البته در غیر صید، کفّاره واجب نیست; نه بر ولی و نه بر طفل.
هرگاه كودك مميّزى براى حج مُحرم شود و در مشعر الحرام يا قبل از آن به سنّ بلوغ برسد، حج او صحيح است و اگر مشعر الحرام را درك كند كفايت از حج واجب مىكند.
درصورتیکه زیر دستوپای عابران باشد آنها را محوکنید.
در روایات اسلامى و کلمات فقها، حدّى براى این حبس تعیین نشده و ظاهر اطلاق نصوص و فتاوا دلیل بر این است که این حبس نامحدود است; ولى سه صورت را میتوان از آن استثنا کرد.الف) نخست اینکه ثابت شود که کفیل واقعاً از احضار مکفول عاجز و ناتوان شده است.ب) دیگر اینکه حاضر شود حقّ مورد نزاع را شخصاً بپردازد.ج) سوّم اینکه عناوین ثانویهای ایجاب کند که او در زندان نماند.شاید تنظیمکنندگان مادّه فوق، نظر به عناوین ثانویه داشتهاند، ولى به نظر ما راه اوّل و دوّم مقدّم است.