عدم تحقق وقف با گفتن جمله «خانه ام را به امام زمان بخشیدم»
اگرکسي از خانه اش خارج شود و بگويد «اين خانه را به امام زمان بخشيدم» آيا ميتوان در خانه تصرف نمود و زندگي کرد؟
خانه به ملکیت او باقی است مگر اینکه صریحا آن را وقف کند.
خانه به ملکیت او باقی است مگر اینکه صریحا آن را وقف کند.
منظور از سایه آن سایه است که بعد از زوال ظهر پیدا میشود به این معنی که هنگام ظهر نوک سایه را علامت میگذارند بعداً که اضافه شد آن اضافه معیار است.
اگر نشانهای دارد که با آن صاحبش معلوم شود ولي قيمت آن کمتر از یکدرهم (دو و نيم گرم نقره معادل حدوداً 12 هزار تومان) است چنانچه صاحبش معلوم باشد نمیتواند بدون رضايت او بردارد و اگر صاحبش معلوم نباشد میتواند بردارد و تملک کند؛ اما اگر قيمتش بهاندازه یکدرهم يا بيشتر است، بايد براي يافتن صاحبش به مدت یک سال تلاش و کوشش کند، هرگاه دراینبین، از يافتن صاحبش مأيوس شد میتواند آن شيء و يا معادل مبلغ آن را به نيت صاحب اصلي به فقيري صدقه دهد.
اجرت گرفتن برای قرائت آیاتی غیر از آیات سجده دار مانعی ندارد.
در صورتى که وقف براى دفن اموات باشد نمى توان آنرا تغییر داد ،مگر این که دفن اموات در آن ممکن نباشد در این صورت مى توان براى کارهاى خیر از آن استفاده کرد: مانند مسجد و مدرسه و درمانگاه.
دلیل آن این است که داخل در عمومات اوفوا بالعقود و المومنون عند شروطهم میباشد خواه نام مضاربه بر آن گذارند یا نه و شرح آن را در جلد 2 عروه آوردهایم.
خواندن در ذهن کفایت نمیکند بلکه باید با زبان اذکار ادا شود.
آنهایی كه داراى اهمیت است بايد با اجازه حكومت در آن تصرّف نمود و آنهایی كه جزئى است تعلّق به صاحبملک دارد.
معیار راه زمینى است که غالب مردم از آن استفاده میکنند؛ و دلیل بر این مطلب انصراف اطلاقات به راه عادى و معمولى است مخصوصاً که راه مستقیم هوایى از راه عادى که مردم رفتوآمد میکنند معمولاً کوتاهتر است و اگر مدار بر راه مستقیم بود باید در روایات به آن تصریح میشد.
با توجه به اینکه قیم باید به مصلحت طفل عمل کند و مصلحت و شأن طفل آن است که بتواند از اموال خود کسب درآمد کند نه آنکه اینگونه کمکهای بلاعوض انجام شود لذا باید سود مناسب این مدت را به طفل بدهید.
هرگاه مال حلال با حرام مخلوط گردد اگر مقدار آن را بداند (مثلاً بداند یکسوم آن حرام است) ولى صاحب آن را نشناسد بايد آن مقدار را بنا بر احتياط واجب به مصرفى برساند كه هم مصرف خمس باشد و هم صدقه (مانند سادات فقير).
اگر وارث يك دايى يا يك خاله و عمو و عمّه باشد، چنانچه عمو و عمّه پدر و مادرى يا پدرى، باشند مال را سه قسمت مىكنند يك قسمت را دايى يا خاله میبرد و از بقيّه دو قسمت به عمو و يك قسمت به عمّه مىدهند، بنابراين اگر مال را نه سهم كنند سه سهم به دايى يا خاله و چهار سهم به عمو و دو سهم به عمّه مىرسد.